Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  13:23 عصر ۱۳۹۰/۳/۱
تعداد بازدید  :  1236
Print
   
استاد حسین سمندری

حسین سمندری در سال 1311 در خانواده ای متوسط در باخرز تایباد متولد شد . در کنار پدر به شغل آرایشگری مشغول شده از 8 سالگی با موسیقی دوتار آشنا شد

 
استاد حسین سمندری
 
 
حسین سمندری در سال 1311 در خانواده ای متوسط در باخرز تایباد متولد شد . در کنار پدر به شغل آرایشگری مشغول شده از 8 سالگی با موسیقی دوتار آشنا شد . این آشنایی آنقدر عمیق بود که خیلی زود توانست موسیقی را یاد بگیرد . در نزد استادان بزرگ موسیقی تعلیم یافت و در 16 سالگی همسری برای خود برگزید . پیشرفت موسیقی استاد خیلی زود فراگیر و جهانی شد و او توانست در بسیاری از جشنواره های داخلی و بین المللی حضور داشته باشد و مقامهایی را کسب نماید . حضور او در جشنواره های آلمان , ایتالیا , فرانسه , یونان ، لبنان , سوئیس , اتریش پر رنگ بوده است .
و سازنده دو تار و همچنین سازنده قیچک می باشد . سابقه 60 ساله استاد سمندری در موسیقی یکی از بزرگترین افتخارات شهرستان تایباد می باشد . (سایت مشاهیر بنقل از: شورای فرهنگ عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی).
(... حاضرم تمام افتخاراتم را بدهم ولی در عوض بتوانم پنجههای این مرد روستایی را داشته باشم. این گفتار یکی از بزرگترین ویونولیست های بزرگ جهان است.)
زبردستی و احساس نوازی و خصوصیاتاخلاقی ویژه ای در وجود حسین سمندری و دو تارنوازی او جمع شده است که بعید است آنهمه ویژگی در هنر و شخصیت دیگری فراهم آمده باشد.همین ویژگی ها از استاد سمندری «تکنوازی» با عاطفه و بی همتا ساخته است چنان که وی میان احساسات و حرکات پنجه ها ونوای سازش رابطه ای درهم تنیده و پرسوز برقرار کرده است. فروتنی و خاکساری فردی واجتماعی او (که وی را واداشته تا باهمه ی زبر دستی و توانایی هنر نوازندگی، باز درگوشه ای از باخرز خراسان به پیشه ی دهقانی و کشاورزی سنتی و هم «سلمانی گری»بپردازد) سبب شده است هر چند «گوهر شناسان هنر» دیده و ندیده، شیفته ی او و نوایدوتارش شده اند، دیگران آن گونه که شایسته و بایسته است وی را نشناسند.
اواگر چه به علت محرومیت و نبودن امکانات آموزش نتوانست در مدرسه درس بخواند ولی ازبهترین شاگردان مدرسه عشق و هنر پدرش گردید. چندی نگذشت که شهرت و آوازه او مرزهایکشور را درنوردید و توانست در جشنواره های جهانی که در آلمان، یونان، ایتالیا،لبنان و … برگزار شد مقامات جهانی را کسب کند.
زندگی استاد همیشه صحنه یفراز و نشیب های زیادی بود. فقر و تنگدستی به قدری به ایشان فشار آورد که باعث شددو تار یادگار پدرش را به قیمت ناچیزی بفروشد تا بتواند امرار معاش زندگی اش کند.
...بچه بودم، وقتی به خانه می آمدم، می دیدم پدرم تار می زند. من چون عاشق و شیفته ی تار بودم از پدر تقاضای تار زدن می کردم. ولی او به من اعتنایی نمی کرد. اصرار و تقاضاهای پی درپی پدرم را عصبانی می کرد. پدرم به من می گفت: برو پسر تو تار زدن را یاد نمی گیری. ولی این حرف او مانع نشد که من تار زدن را رها کنم. گریه و زاری می کردم ولی بی فایده بود. روزها در فکر این بودم تا پدرم از خانه خارج شود آنگاه به سراغ تار می رفتم و تارش را بر می داشتم و مخفیانه شروع به زدن تار می کردم. روزی پدر این کارم را می دید. او با من دعوای بسیار کرد و گفت برو تار را کنار بگذار تو تار زدن را یاد نمی گیری، برو تار را کنار بگذار تو تار را می شکنی. بالاخره، با اصرار بسیاری که کردم پدرم برای من تار کوچکی خرید.تار زدن را ادامه دادم آنقدر که در 12 سالگی به طور کامل یادگرفتم. درسن 17 و 18 سالگی بود که شهرت پیدا کردم. در 22 سالگی برای اجرای رقصهای محلی به تهران دعوت شدم و در آن جا اجرای برنامه داشتم که مورد استقبال قرار گرفت.در سال 1343 و 1344 بود که به ایتالیا دعوت شدم. در این سفر 40 روزه در یونان، ایتالیا و لبنان و … اجرای برنامه داشتم.
در شهرهای ایران با 25 نفر از اعضای گروه درهمدان، قم، اراک، بجنورد، قوچان، شیروان، بیرجند و دیگر شهرهای ایران که اکنون درذهنم نیست در مراسم مختلفی اجرا داشتم. در جشنواره های متعددی که پشت سر هم دعوت میشدم شرکت کرده ام و شرکت می کنم. با همه ی بی مهری ها باز هم شرکت می کنم. و دراکثر جشنواره ها چه در ایران و چه در خارج از ایران مقام اول را کسب کرده ام.استاددر ادامه می گوید:در آن زمان تربت جام و تایباد و در استان خراسان و در کل منطقهغیر از او دوتارنواز دیگری نبوده است و از کل استان همیشه او به عنوان هنرمند درجشنواره ها شرکت می کرده است. بعدها کهتربت جام بزرگ و بزرگ تر می شود به اسم تربت جام در جشنواره ها شرکت می کند، چونباخرز همچنان در حد یک روستا باقی می ماند. او می گوید: در ایران جزو پیشکسوتان اینهنر محسوب می شود و داور جشنواره ها نیز می باشد. او می گوید: در اصفهان، یزد،اردبیل، کاشمر، نیشابور و اکثر شهرهای ایران که اجرا داشته مقام اول را کسب کردهاست.
استاد سمندری در ادامه ی حرفهایش می گوید:افراد زیادی آمده اند و ازهنر او چه فیلم و چه کاست استفاده کرده اند و از این راه پولهای زیادی به جیب زدهاند ولی در پایان کار یا به او چیزینداده اند و یا اگر چیزی به او تعلق گرفتهآنقدر کم بوده که استاد به آن می گوید اندازه ی حق یک «مزدور» به من پول دادهاند. او ادامه می دهد که در حدود 200ـ150 نوارکاست بیرون داده است. استاد می گوید: برای مثال شخصی بنام آقای م. از هنر او استفاده کرده و 2000 دلار گرفته است ولیوقتی استاد به بانک مراجعه می کند تا پولی را که سهم هنر او است را دریافت کند فقطبا مبلغ 25000 تومان مواجه می شود.
 


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال