Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  10:50 صبح ۱۳۹۱/۱۲/۱۴
تعداد بازدید  :  550
Print
   
راه گردانی آزاد، مسیری برای گریز از بن بست ردیف (بخش نخست)

منصور زندی
 مقدمه :
بناهای تاریخی و آثار ادبی و هنری که از گذشته در ایران بر جای مانده از تاریخی پر بار و سر فراز حکایت دارد. موسیقی ایران بازتاب غمها و شادیهای مردم ماست که با کمک شعرمی تواند عمق و اوج احساسات مردم ما را به نمایش بگذارد و اگرچه از نظر فرم سالهاست که تغییر نکرده اما از نظر محتوی به اوج رسیده و بالاتر از آن قابل تصور نیست، چنانچه موسیقی دانهایی چون باربد و نکیسا در عهد ساسانی و برادران موصلی و ابوالفرج اصفهانی در زمان خلفای عباسی آثار ارزشمندی در این زمینه از خود بجا گذاشته اند. فارابی و ابن سینا تیوری موسیقی را بنیاد نهاده و صفی الدین ارموی و قطب الدین شیرازی پی گیر مسایل علمی موسیقی شدند و عبدالقادر مراغی در قرن هفتم آثار فاخری در موسیقی نظری و عملی پدید آوردند و اکنون موسیقی ترکیه بر پایه نظرات او بنا شده است.
گر چه در دوران صفویه خورشید موسیقی ایران رو به افول نهاد و نزدیک به چهارقرن پیشرفتی نداشت و اگرچه در زمان قاجار به موسیقی دانان عمله طرب می گفتند و می رفت که میراث گذشتگان به فراموشی سپرده شود اما با همت استادان و بزرگان موسیقی و نام آورانی چون خاندان فراهانی و عارف و شیدا روحی تازه در کالبد بیجان موسیقی دمیده شد. چنانچه بعد ازتبدیل نظام ادواری به نظام دستگاهی، موسیقی جایگاه بهتری پیدا کرد اما مدتی بعد موسیقی ایران در قالب ردیف از پیشرفت بازماند و هوای تازه می طلبید. گرچه بزرگانی چون وزیری و صبا و درویش خان نفسی تازه در آن دمیدند و راه های گوناگونی برای جلوگیری ازاین رکود ارایه شد. بعضی چاره را درتلفیق آن با موسیقی کشورهای دیگریافتند و بعضی صرفا به سنت اکتفا کردند، بعضی یکسره دست از آن کشیدند و دست به دامن موسیقی غرب آویختند و عده ای به موسیقی پاپ روی آوردند.
 برای آنکه راه چاره ای بیابیم باید آنچه را باعث رکود این هنر شده و آن را از همراهی با کاروان فرهنگ و هنر ایران باز داشته، شناسایی و مرتفع نماییم تا پاسخگوی نیاز خیل علاقمندان به موسیقی که با هجوم به کلاسها در دو سه دهه گذشته تمایل خود را به فراگیری موسیقی ایرانی ابراز نموده اند باشیم.
به نظرنگارنده مهمترین دلیل این رکود در فرم موسیقی ایران نهفته است زیرا اصولا هرچه در قالب بگنجد خسته کننده و ملال آورمی شود و پس ازمدتی لازم است که درفرم آن تغییراتی به وجود آید تا ازآشفتگی در بازارموسیقی (به گفته زنده یاد استاد کسایی «باغ وحش موسیقی») جلوگیری شود. البته شکی نیست که محتوای موسیقی ایران بسیار ارزشمند است و خواه ناخواه همراه با فرهنگ هر قوم تغییرمیکند، پس هرگز کسل کننده نخواهد شد اما انسان بطور غریزی از تکرار و یکنواختی بیزاراست.
فرم موسیقی ایران در قالب ردیف نزدیک به دو قرن است که تغییر نکرده و این باعث سرخوردگی علاقمندان شده است.  برای گریز از این رکود مجبور به تغییر فرم وقالب ردیف خواهیم بود و برای آنکه فرم جدید نیز دچار این وضع نگردد باید ازقالبی متحرک و متغیر و پویا استفاده کرد مثالهای زیر به روشن تر شدن موضوع کمک می نماید.
 مثال 1: امروزه نرم افزارهایی برای بازی فوتبال طراحی و ساخته شده که میتوان ساعتها با آن سرگرم شد اما تکرار آن خسته کننده است در حالی که بازی زنده فوتبال هرگز شما را خسته نخواهد کرد زیرا هنر و تفکر فوتبالیست ها متحرک و پویاست. آنچه بازی فوتبال را جذاب می کند غیر قابل پیش بینی بودن لحظه به لحظه بازی است. بدیهی است دیدن فیلم تکراری بازی هرگز جذابیت اصل بازی را نخواهد داشت پس باید راهی پیدا کرد که موسیقی مانند بازی فوتبال از پویایی لازم برخوردار شود.
مثال2: طراحی و ساخت یک گردنبند با استفاده ازطلا وجواهرات را به یقین به فردی توانا و خوش ذوق می سپارند. وی با ذوق و تبحری که دارد گردنبندی را آماده میکند که بسیار دلفریب است اما پس از مدتی از آن خسته می شویم و بسیار منطقی است که آن را گسسته و عناصر با ارزش آن را در طرحی دیگر بکار ببریم واین درست مانند چگونگی بوجود آمدن ردیف موسیقی ایران بوده است که توسط هنرمندانی با ذوق پدید آمده است و بسیارهم زیباست اماپس از مدتی باید قالب آنرا شکست وطرحی نو درانداخت واگرطرح جدید قابلیت آن را داشته باشد که به میل ما تغییر کند درنگ جایز نیست .
مثال3: طراحان جدید مبل عناصر تشکیل دهنده آن مانند پایه و کفه را طوری طراحی می کنند که بر حسب سلیقه و نیاز مصرف کننده فرم آن را بتوان تغییر داد  بطوری که گاهی به شکل مبل و گاهی تختخواب وگاهی به شکل پشتی و حتی میز غذا خوری مورد استفاده قرار گیرد بنابراین عناصر تشکیل دهنده ردیف را باید طوری قالب بندی کرد که بتوان از آن در اشکال و فرمهای مختلف استفاده کرد.
مثال 4: سازندگان اسباب بازیها، مکعب هایی یک اندازه از پلاستیک ساخته و اتصال آنها را در اختیار مصرف کننده میگذارند و مصرف کننده نسبت به ذوق خود از انها استفاده کرده اشیا مختلف می سازد که باعث شکوفایی استعداد ها می گردد بنابر این درموسیقی نیزباید طرحی تهیه کرد که درآن با استفاده از عناصر ردیف وذوق هنری بتوان ترکیباتی آفرید تا باعث شکوفایی بیشتر استعدادها گردد.
مثال 5: هفت دستگاه موسیقی ایران را می توان به گلستانی تشبیه کرد به وسعت ایران که صدها گل وحشی و پرورشی با رنگ و بوی مختلف در آن روییده و چشم انداز زیبایی دارد و اشخاص با  ذوقی چون میرزا عبداله وآقا حسین قلی تاج گلی ترکیبی از هفت دسته گل از انبوه گلهای این گلستان را با سلیقه خود ترتیب داده و برای ما به یادگار گذاشته اند که بسیار هم زیباست. گر چه در ذوق و سلیقه این استادان شکی نیست اما دیگران هم حق دارند که سلیقه خود را درفراهم نمودن مجموعه ای از گلهای این گلستان در قالب تاج گل و یا هر نوع قالب و فرم دیگری به کار برند.  
 
گریز از بن بست ردیف
ردیف خمیرمایه موسیقی ایران است که شامل نغمات پرارزشی است که از جای جای این مملکت در طی هزاران سال و با دقت گردآوری و با سلیقه هنرمندان با ذوق پالایش شده و بدست ما رسیده و حذف آن یعنی حذف موسیقی ایرانی و دانستن آن برای همه لازم است اما این بدان معنی نیست که در همان فرم و قالب باید اجرا شود و نیاز به اثبات این مطلب هم نیست زیرا بزرگان موسیقی در این مورد اتفاق نظر دارند و این باورند که پس از یادگیری ردیف باید از آن برای ارایه یک موسیقی خوب استفاده کرد اما راه چاره ای نشان نداده اند .
گرچه بزرگانی چون صبا و کسایی، با زدودن اضافات و آنچه غیر ضروری پنداشته اند، ازحجم ردیف کاسته اند و تغییراتی در آن ایجاد کرده اند ولی چهارچوب ردیف را حفظ و اذعان کرده اند که این حجم اندک نیز کسل کننده و یکنواخت است. پس چه باید کرد ؟ بدیهی است هر راه حلی باید پس از شناخت کامل موسیقی ایران ارایه شود و شامل تمام ارزشهایی باشد که در دل آن نهفته است.
برای شناخت ردیف موسیقی ایران می توان آن را به درخت تنومندی تشبیه کرد که درحال حاضر دارای هفت شاخه اصلی (دستگاه) و پنج شاخه فرعی ( آواز) است که تمام شاخه های اصلی و فرعی پوشیده از شاخکهای بسیاری می باشند (گوشه ها). شاخکهای این درخت کهن سال ممکن است گاهی جوانه ای بزند (ابداع گوشه های جدید) و یا مانند هر درخت دیگری ممکن است از درون پوسیده گردد که نشانه های آن را میتوان در میوه آن درخت مشاهده نمود، چنانچه اگر میوه درختی خوش طعم و لذت بخش باشد سالم است و قابل استفاده، درغیراین صورت پوسیده و مسموم است و اگر بی بَر باشد فقط از سایه آن میتوان استفاده کرد.
اگر به میوه های درخت موسیقی ایران هنگاهی که به بار نشسته ملاحظه کنیم خواهیم دید که بیشتراین میوه ها کمیاب و بعضی نایاب خواهند بود. البته این میوه ها نیاز به نگهداری صحیح و بسته بندی مناسب دارد وگرنه پلاسیده خواهد شد همچنین پس از مدتی طعم و مزه این میوه ها تکراری خواهد شد و با توجه به تغییر ذائقه، طرفداری نخواهد داشت و با این همه تنوع میوه که در جهان است رغبت کمتری به خوردن آنها خواهیم داشت و مجبور به پیوند آن با دیگر درختان میوه هستیم؛ چنانچه تاکنون این پیوند ها انجام شده است .
اکنون بنظر میرسد که درخت موسیقی ایران به دلیل کهن سال بودن، دیگرقابل پیوند نیست و یا پیوند آن بسیار مشکل است و چنان درجان و روح مردم ایران ریشه دوانده که قطع کردن آن نیز محال است پس بهتر است ژن های آن را دست کاری کرد تا فرم آن تغییر کند. تا آن زمان باید از میوه های سالم آن که درحال حاضر در دسترس است استفاده کرد و فکری برای ارایه بهتر و نگهداری آن کرد.
 
راه حلی برای تغییر در فرم ردیف
کلمه «راه گردانی» در اینجا به معنی تغییر مسیر است که در فرهنگ موسیقی ایران با عنوان «مد گردی» یا «مرکب خوانی» آمده است. این روش بطورکلی در موسیقی ایران وجود داشته است اما آنچه مورد نظر نگارنده است کمی متفاوت است، به این معنی که تغییر مسیر در موسیقی ایران معمولا از مایه های همسایه صورت میگیرد که بسیار محدودند اما در این طرح، پس از شکستن قالب ردیف، عناصرتشکیل دهنده آن (گوشه ها و نغمه ها) که آزاد شده، به عنوان خمیرمایه برای استفاده در هر زمان و در هر قالب در اختیار خواننده و نوازنده قرار می گیرید و عبور از هر نت در هر گوشه، به هر نت در هر گوشه و در هر مایه را امکان پذیر میکند.
این نوع راه گردانی گاهی ناخواسته در تعزیه دیده می شود بدین صورت که در حالی که یکی از شبیه خوانان مثلا در مایه افشاری فرود می آید گاهی قبل از فرود کامل، شبیه خوان دیگری یکی از نت های قبل از فرود افشاری را مبنای خواندن خود قرار داده و در مایه دیگری گوشه ای می خواند که از نظر تنالیته و گام هیچ ارتباطی به تنالیته و گام شبیه خوان قبلی ندارد. در این حال اگر نفر دوم از ذوقی هنری برخوردار باشد نه تنها خارج نمی خواند بلکه نوعی راه گردانی کرده است.
براین اساس خواننده می تواند هر جا که اراده کرد، از هر یک از نتهای آن گوشه، به هر کجا دلش خواست برود. البته فرق هنرمند با ذوق و خلاق با صنعتگر و مقلد در اینجا معلوم میگردد یعنی عبارت «هر کجا دلش خواست» به معنی هرج و مرج در اجرا نخواهد شد، بلکه مایه اعجاب شنوندگان و اهل ذوق خواهد شد.
شکستن قالب ردیف به معنی آزاد کردن عناصرتشکیل دهنده آن و بکار بردن آنها، طبق سلیقه مجری آن است. به عبارت دیگر با راه گردانی آزاد، هر بار ردیفی تازه آفریده می شود که البته با مرکب خوانی فرق دارد. برای آنکه با چشم انداز راه گردانی آزاد بیشتر آشنا شوید به مقایسه آن با فرم موسیقی ایران (قالب ردیف) می پردازیم .
 
چشم انداز راه گردانی آزاد و مقایسه آن با ردیف سنتی:
موسیقی ایرانی در قالب ردیف سنتی
موسیقی ایرانی در قالب راه گردانی آزاد
 
مانند آکواریمی تشکیل شده از ماهیها و گیاهان و عناصر تزیینی بسیار زیباست که توسط سازنده با ذوق، چشم اندازی بسیار دلفریب دارد اما در قاب شیشه ای محصور است 
 
مانند دریاست که درآن میتوان هزاران آکواریم زیبا دید و قابی وجود ندارد و هر لحظه این چشم انداز را می توان تغییر داد
 
مانند شعر کلاسیک ایران مقید به ردیف و قافیه می باشد که دست شاعر را می بندد
 
مانند شعر نواست که قالب را شکسته و دست شاعر را باز نگاه میدارد
 
 
محصور در ادبیات کلاسیک ایران است
 
 
استفاده از هر نوع شعرآزاد است
 
یکنواخت و محصور در قالب و در نتیجه کسالت باراست
 
 
متنوع و آزاد از هرقید و بندی است
 
توضیحات بیشتر:
اگر زیباترین گلها و گیاهان را جمع کرده و در زمینی با بهترین هماهنگی پرورش دهیم در نهایت یک باغ زیبا خواهیم داشت اما طبیعت چیز دیگری است. اگر زیباترین ماهی ها و جانوران آبزی را درآکواریم بزرگی گردآوری کنیم تنها یک آکواریم است اما دریا چیزدیگری است . حکایت ردیف موسیقی ایران به آن باغ و آکواریم می ماند بنابراین با شکستن قالب ردیف، درون مایه آن را که بسیار پرارزش است آزاد کرده و چشم اندازهای دیگری از آن ارایه می شود که امکانات زیر را بوجود می آورد:
1-گسترش موسیقی ایرانی ازچشم انداز محدوده ردیف تا بینهایت مانند مقایسه باغ و طبیعت
2-ایجاد انگیزه های جدید برای نوآوری
3-رهایی از تقلید وآزادی عمل وشکوفا شدن استعدادها
 
در قسمت دوم و پایانی این مقاله درباره راه گردانی و شیوه های آن بیشتر سخن خواهیم گفت.

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال