Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  14:05 عصر ۱۳۹۰/۱۲/۲۵
تعداد بازدید  :  746
Print
   
گفتگوبا:حسین جعفری

«پرنیان»، اتفاق ارزشمند استان
«پرنیان»، اتفاق ارزشمند استان
(مصاحبه با حسین جعفری، شاعر)
 
گفت و گو: جوادنوری
خودتان را معرفي كنيد.
سيد حسين جعفري هستم، مدرك كارشناسي ارشد ادبيات فارسي دارم و در حوزه ادبيات شعر كار مي كنم.
فعاليت ادبي را از چه سالي شروع كرديد و انگيزه تان برای ورود به دنياي ادبيات چه بود؟
بيشتر بحث خانوادگي بود. در خانواده ما مطالعه امري رايج بود طوري كه در چهارم و پنچم ابتدايي حافظ و سعدي مي خواندم و اين خودش انگيزه شد تا به سمت ادبيات سوق پيدا كنم و علاقه مند به شعر بشوم و از سال 66 به صورت تفنني غزل مي نوشتم.
پیش از این استان همدان تاحدودی از تحولات حوزه شعر دور بوده است. البته وجود اينترنت و رسانه هاي خاص امروزه كمك مي كند اما در دهه هاي 60 و 70 ما چشم به راه مجلات بوديم تا اینکه در اوایل دهه70 اولين ارتباط هاي ما با خارج از استان آغاز شد که آغازی بود برای آشنایی با با نگاها و تجربه هاي نو.ناگهان دنياي جديدي پیش چشمم باز شد و احساس كردم آن راهي كه مي رفتم چندان درست و صحيح نبوده است.
بسياري از شعراي جوان، امروزه، آشنایی چندانی با بزرگان ادبيات کشور ندارند و آثارشان را نخوانده اند، حتي با مثنويف ديوان كبير شمس و بسياري از شعرها آشنایی ندارند. به اعتقاد من يك شاعر بايد متون نثر را ديده باشد، مقالات شمس را خوانده باشد زیرا اين ها به او انگيزه و جهت ميدهد. شاعران جوان بايد گزينش شده مطالعه كنند.
تا كنون كتابي منتشر كرده ايد ؟
بله در سال 82 مجموعه شعري با عنوان «از همين حرف هاي معمولي» را منتشر كردم و تقريبا اولين تجربه ام بود. الان هم مجموعه شعري در حال چاپ دارم اما تمايل دارم بيشتر با مجلات و روزنامه ها همكاري كنم مثلا عصر پنچ شنبه... و كتابي هم آماده چاپ دارم به نام «از ذهن هفت پاييز كبود» که در حوزه فرهنگ و تاريخ آداب و رسوم مردم شهر كبودرآهنگ است.
با رسانه هايي مثل تلوزيون و راديو همكاري داريد ؟
تلوزيون نخير اما راديو چرا؛ تا حدودي در حوزه فرهنگي بودم.
وضعيت انجمن هاي ادبي استان را چگونه ارزيابي مي كنيد ؟
آنچنان که بايد و شايد وضعيت خوبي ندارند. حتي در مقايسه با استان هاي ديگر هم وضعيت خوبي ندارند. اگر خودمان را با شهرهایی چون خوزستان، آستارا، اصفهان، و شيراز مقايسه كنيم مي بينيم چيزي نداريم. انجمن هاي ادبي هم از قديم نشان دادند كه جوابگو نيستند. حتي گاهي اوقات ننگ بوده كه لقب «انجمنی» به شاعر بخورد. من فكر مي كنم انجمن ها جوابگو نيستند.
به نظر شما براي شكوفايي و فعاليت هر چه بيشتر انجمن هاي ادبي (شعر و داستان) چه كارهايي بايد كرد؟
انجمن ها اگر مي خواهند فعال باشند حداقل بايد كارگاه داير كنند و از اساتيد خارج از استان دعوت كنند. ما كمتر انجمنی داريم كه حداقل سالي يكبار همايشي اینچنینی و كارگاهي گذاشته باشد. در استان ما تنها يك نشريه ادبی است که حوزه هنري آن را به چاپ می رساند كه بايد حمايت و همكاري بيشتر بشود تا به ماهنامه تبدیل شود.
براي یک استان، داشتن تنها يك نشريه ادبي چندان خوب نيست. يك نشريه كافي نيست. بدنه جامعه ادبي ما ارتباطي با دنياي خارج از استان ندارد. دعوت از اساتيد برتر به شاعران جوان انگیزه می دهد. مشكل بعدي، مطالعه کم شاعران است كه گريبان گير است بسياري از افراد است كه مطالعه مي كنند اما برنامه ريزي شده نيست.
افق پيش روي شعر ايران را چگونه پيش بيني مي كنيد؟
هر زماني ويژگي خاص خودش را دارد. خيلي از اتفاقات باعث ميشود ديدگاه شعرا به جامعه ادبي به نوعي عوض شود و اين جريان به كل تغيير مسير دهد. از دهه 40 تا80، هر دهه ویژگی خاص داشته است. قبل از انقلاب، با حضور چند شاعر برجسته،شاعران كوچكتر مجال نفس كشيدن در نداشتند. پيش شخصي به نام شاملو و اخوان و اين ها نفس كشيدن سخت بوده است. براي کوچکترها بعدا فضايي پيش آمد. در دهه70 شعراي خوبي هم داشتيم كه متاسفانه برخي براي نيماي ديگر شدن خودشان را حرام كردند. درك نكردند كه بنيان گذار شدن شرايط مي خواهد، بايد جامعه شرايط داشته باشد، شخص بايد استعداد داشته باشد. آنان آثاری خلق کردند كه جامعه ادبي ان ها روا نمي خواند. الان تا حدودي اعتدال پيدا شده اما نقد بسياري هم بر اين شيوه وارد است.
بايد بر اساس مسائل موجود در اجتماع، ديدگاه هم تغيير كند. اگر قرن ها پيش سبك خراساني 300 سال طول كشيده به خاطر كم بودن اطلات و پايين بودن جابه جايي اطلاعات و سرعت بوده است. الان هر يكي-دو دهه مي تواند سبك جديدي داشته باشد و تفكرهای خلاق هم همراهشان باشد كه ديگر رغبتی نباشد برای خرید كتاب شاعران جوان و هميشه اين تجربه را داري كه با كارهايي مواجه ميشوي كه شعر نيستند.
نظر شما در مورد حضور جشنوارها در فضاي ادبي كشور چيست؟
اگر جشنوارها متحول و تاثير گزارتر بشوند، بايد برگزار شوند. سال مي گذرد و جامعه ادبي استان مجال دور هم جمع شدن را ندارند. اما جشنواره ها بايد حركت كنند كه حتي براي جوان ترها انگيزه مي تواند باشد. اين جشنواره ها بايد نو بشوند، تكرار ازشون برداشته بشه، هزينه هاي بيشتري گذاشته بشه.
براي معرفي شاعران و نويسندگان جوان چه كارهايي بايد كرد؟
جشنواره ها در معرفی جوانان استان به کشور موفق نبودند يعني اين طور نيست كه شما بخواهي دو دوره مقام بياوري و مطرح شوی. جشنواره ها بازتاب آنچنان خوبي ندارد. جوان فكر ميكند اگر مقام بياورد موقعيت اجتماعي اش تغيير خواهد كرد و در جامعه ادبي مطرح خواهد شد اما اين فضا بسته است که مي تواند بازتر شود. هر كسي هم به سهم خودش بايد در اين زمینه فعاليت كند. اهالي شعر ادبيات هم بايد دست بگيرند روی زانوي خودشان و بلند شوند.
نظر شما در مورد ترانه، طنز، داستان، نثر، ادبيات... چيست؟
در حوزۀ طنز افراد فعالی مثل آقاي جواد نوري، در حوزه ادبيات كلاسيك هم چند نفر را داريم كه در طنز فعال هستند ولي كافي نيست. حوزه طنز بسيار مشكل است زیرا به راحتی به لودگي كشيده می شود و باید تلاش کرد كار خنك از آب در نياید، عميق و منسجم باشد و تلخندي هم به لب مخاطب بنشاند.
سرودن ترانه را بسيار دست كم مي گيرند. هر چيزي زبان محاوره نوشتي و وزن و آهنگ داشت، به عنوان ترانه ارائه میشود. ترانه‏سرا حداقل بايد با موسيقي آشنا باشد، دستگاه را بشناسد. از طرف ديگر ترانه هايي ماندگار شدند كه خصوصيات شعري داشتند؛ تكنيك، عاطفه، احساس، تخيل و عمق. بيشتر كارهايي كه امروزه از جوان ترها مي شنويم به عنوان ترانه احساسي است.
 جايگاه شعر كودك در شعر ايران؟
شعر كودك چندين سال است که متحول شده است. الان خانواده ها در تلاش هستند كتابي تهيه كنند كه به گروه سني بچه شان بخورد، و حساسيت دارند به كتابي كه انتخاب مي كنند. در حوزه شعر كودك كساني را داريم كه واقعا در كشور حرفي براي گفتن دارند و در استان همدان هم اگرچه از نظر شعر بزرگسال عقب هستيم، اما در شعر كودك چهره هاي خوبي دارد.
جايگاه نقد ادبي در شعر ايران؟
نقد ادبي تا حدودي تعطيل است. نقد، شيوه خاص خودش را دارد. در جلسات شعر چيزهايي مطرح ميشود مثل معرفي شعر، خوانش شعر، و حتي نگاه سليقه اي به شعر كه نباید اینگونه باشد. نقد خيلي علمي تر از اين مباحث بايد باشد. حداقل كسي كه نقد ميكند باید بتواند با دليل، مخاطب را راضي كند. زماني ميگفتند نقد بايد مثل آزمايش های علمي باشد، به طور دقيق شعر را مورد آزمايش قرار دهد. ما نمي گوییم تا اين حد، ولي هر چيز سلیقه ای را نبايد به نام نقد خواند.
كانون شعر و داستان حوزه هنري استان همدان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
در جلسات نقد هفتگي شعر حوزه شركت نمي كنم و نمی توانم قضاوت كنم اما كاري كه در مورد نشريه اش انجام مي دهد قابل ارج است. در استان هيچ نشريه ادبي منتشر نميشود. وجود پرنيان، اگر چاپ آن منظم شود، ارزشمند است. تنها نقد من به پرنيان اين است كه باید مختص به كار هنرمندان استان شود. هيچ چيز جاي مجله را نميگيرد. مردم ما انسي كه با كاغذ دارند با هيچ چيز ندارند.
 

 


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال