Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  15:05 عصر ۱۳۹۱/۴/۱۲
تعداد بازدید  :  2371
Print
   
گفتگو با بهناز ضرابی زاده

تهیه و تنظیم: طیبه شایسته
چند هفته ای بیشتر از چاپ کتاب دختر شینا نگذشته است. به همین دلیل گفت و گویی با نویسنده این کتاب سرکار خان بهناز ضرابی زاده ترتیب داده ایم. لطف کنید نظرتان را درباره استقبال از این اثر را برایمان بگویید.
ضرابی زاده: به نام خدای لطیف و الحمدلله رب العالمین. متاسفانه بدست آوردن آمار دقیقی از فروش و مطالعه کتاب در شرایط کنونی کار سختی است. کتاب نزدیک به یک ماه است که وارد فروشگاههای کتاب سوره مهر شده است. طی مراجعاتی که به کتابفروشی سوره همدان داشته ام، فروشنده گرانقدر، استقبال از کتاب را خوب و در مقایسه با سایر کتابها بی نظیر دانست طوری که در این مدت در شهر همدان بیش از 200 نسخه از کتاب به فروش رسیده که استقبال چشمگیری است. آن هم فقط از طرف مخاطبان و شهروندان، و هنوز ادارات و سازمانها نسبت به خرید اقدام ننموده اند.
 
*  با افرادی که این کتاب را خوانده اند ارتباط داشته اید؟ نظر آنها درباره کتاب چه بوده است؟
بله. اغلب دوستانم که کتاب را می خوانند بلافاصله با من تماس می گیرند و نظرات و احساسات خود را ابراز می کنند. فرد خوشفکری هم به تازگی وبلاگی با نام همین کتاب راه اندازی کرده و ضمن معرفی، از کسانی که کتاب را خوانده اند خواسته تا نظراتشان را درباره کتاب بنویسند. من این نظرات را هم می خوانم اما اولین کسی که کتاب را خواند جناب آقای مرتضی سرهنگی، مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری بود. بعد از خواندن کتاب با من تماس گرفته و ضمن تبریک، کتاب را جذاب، خوشخوان و تاثیرگذار توصیف کردند و از همان وقتهم زحمت پیگیری چاپ و انتشار کتاب را به عهده گرفتند. آقای عسکر عباس نژاد، از کارکنان دفتر تاریخ شفاهی، نیز مخاطب دیگری بودند که بعد از مطالعه کتاب و معرفی آن در سایت تاریخ شفاهی، توسط پیامکی نظر خود را اینچنین بیان کردند: ‘دختر شینا از معدود کتابهایی است که درباره زنان و دختران ایرانی و نقش آنها در جنگ می گوید. این کتاب دارای نثری روان و صمیمانه و بسیار تاثیرگذار می باشد طوری که کتاب263 صفحه ای را در مدت سه ساعت مطالعه و طی هفته گذشته دوبار دیگر نیز کتاب را خواندم.’
دوستان دیگری هم بودند که ابراز داشتند کتاب باعث شده تا نزدیکی صبح بیدار بمانند و تا پایان کتاب خواب به چمشان نیامده است. خانم جمشیدی یکی از نویسندگان محترم حوزه ادبیات دفاع مقدس نیز ابراز داشتند جذابیت خاطرات به حدی بود که تا 4صبح بیدار مانده و کتاب را با مادرشان خوانده اند. ایشان امیدوارند کتاب به خوبی معرفی شود تا مخاطبان زیادی آن را مطالعه کنند. حواث این کتاب و زندگی جذاب این بانوی فقید، در عین سادگی برای اغلب خوانندگان جذاب و تاثیرگذار است.
 
*  این کتاب را به سفارش اداره و سازمانی نوشتید؟
برای تنظیم خاطرات خانم قدم خیر محمدی کنعان، همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر از هیچ جا و هیچ کس کمک و سفارش نگرفتم به همین خاطر با آزادی تمام ناشر را انتخاب کردم. این اثر را پیشتر به روایت فتح دادم تا تحت عنوان مجموعه نیمه پنهان چاپ شود اما به دلیل اینکه آنها الگوی خاصی دارند و لازم دیدند کار تلخیص شود، کار را پس گرفتم و آن را به بهترین ناشر یعنی سوره مهر سپردم. این کار با دل انجام شد و امیدوارم بردل مخاطبان هم بنشیند.
 
* شما با خانم قدم خیر از قبل آشنایی داشتید؟
خیر ایشان را نمی شناختم اما اسم همسر شهیدشان را زیاد شنیده بودم و علاقه خاصی نسبت به ایشان داشتم. دوست داشتم برای این شهید کاری انجام دهم. حس می کردم ایشان یک شهید ملی است و در حقشان ما همدانی ها کم کاری کرده ایم به همین دلیل سراغ زندگی شان رفتم غافل از اینکه ایشان همه چیز حتی شهادتشان را مدیون همسر فداکارشان می دانستند.
قطعا حاج ستار خودش راه را به من نشان داد و درخواستش این بود که زندگی اش را از زبان همسرش بنویسم. سختی هایی که این زن کشیده بود، چه در زمان حیات حاج ستار و چه بعد از شهادت ایشان برایم غیرقابل باور و تکان دهنده بود. وقتی برای اولین بار به خانه ایشان وارد شدم این خانم و دخترانشان به قدری با من ارتباط صمیمانه ای برقرار کردند که بعد از پنج ماه مصاحبه دیگر جزئی از اعضای خانواده آنها شده بودم به همین خاطر بود که وقتی آن حادثه اتفاق افتاد و قدم خیر خانم فوت کردند، من از درد و رنج این دوری شش ماه بیمار شدم و برای معالجه به چه بیمارستانها و مطب پزشکانی که مراجعه نکردم.
 
* پس برای تدوین کتاب سختی های زیادی متحمل شدید!
همین طور است اما فکر می کنم به شیرینی چاپ کتاب و استقبال مخاطبان و لذتی که خوانندگان از چاپ کتاب می برند بیارزد. مهمتر از همه اینها شادی دل پنج فرزند شهید است که غم فراغ مادر هم داغ دلشان را تازه کرده است.
 
* نوشتن این کتاب چه تاثیری روی شما داشت؟
اصولا من اعتقاد دارم هیچ چیز در این دنیا اتفاقی نیست. اینکه به ذهن من برسد درباره حاج ستار بنویسم، اینکه همسر حاج ستار که بعد از شهادت وی کمترین مصاحبه را داشته دوستی مرا بپذیرد و پای صحبت بنشیند آن هم بعد از بیست و سه سال. یادم می آید برای آخرین بخش از مصاحبه ایشان به همراه یکی از دخترهایشان به محل کارم آمدند و ناگفته ها را گفتند و خداحافظی کردند. ای کاش می دانستم این آخرین دیدار ماست. بعد از سه ماه که برای عرض ادب با ایشان تماس گرفتم متوجه شدم همه چیز تمام شده و قدم خیر آخرین روزهای زندگی اش را می گذراند.
اینها اتفاقی نیست. تقدیر این بوده که این بانوی نجیب خاطرات را زیر خاک مدفون نکند و آنها را به امانت به من بسپارد. هیچ چیز این کتاب اتفاقی نبوده و نیست. از آغاز تا پایانش را نشانه هایی می دانم از جانب خداوند که می خواخواهد این زن زن عزیز حقش ادا شود. هنوز هم در انجام کارهای کتاب و توزیع آن و برگزاری مراسم رونمایی و نقد و.. حضور شهید و همسرش را به وضوح می بینم. انگار اینها هردو پشت سر کتاب اند چون کتاب متعلق به این زوج خوشبخت است.
چیز استثنایی که در این کتاب اتفاق افتاد، پروسه کوتاه چاپش بود. از وقتی دختر شینا برای کارشناسی به تهران رفت تا زمان چاپش نه ماه طول کشید که این زمان چاپ برای یک کتاب آن هم در انتشارات پرکاری مثل سوره مهر که آن همه کتاب در نوبت چاپ دارد به نظرم باورنکردنی و تا حدودی عجیب است.
 
* چه آرزویی دارید؟
اینکه در کتابخانه هر خانواده همدانی یک جلد از این کتاب به یادگار بماند. قدم خیر محمدی کنعان نمونه یک بانوی جوان، عاشق، مسلمان و متعهد ایرانی است. شیرزنی که با وجودی که سواد مدرسه ای نداشت اما یک استاد روانشناس بود در همسرداری، بچه داری، مدیریت و اقتصاد خانواده. او الگوی یک زن ایرانی بود که جنگ را به زانو درآورد. در گیرودار جنگ زندگی کرد و بعد از شهادت همسر طوری فرزندانش را تربیت کرد که سعادت دنیا و آخرت را برای خود خرید. فرزندانش نمونه های خوب و مثال زدنی از دخترانی عفیف، مهربان و تحصیل کرده اند و پسرش نیز که از کودکی به قول مادرش مرد خانواده شد و حامی بی چون و چرای مادر و چهار خواهرش. آرزوی دیگری که دارم این است که قدم خیر محمدی کنعان همیشه و در همه حال روحش شاد و دارای علو درجات باشد.
 
* این کتاب را در یک جمله بیان کنید.
فکر کنم جمله زیبایی که آقای سرهنگی فرموده اند وصف حال این کتاب هم هست: ‘صدام از زنان و مادران ایرانی شکست خورد.’
هرگونه نقل و استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع مجاز می‌باشد.

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال