Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  08:10 صبح ۱۳۹۲/۱۰/۱۷
تعداد بازدید  :  362
Print
   
دست

مهین سمواتی

دست

مهین سمواتی

 

از لابلای سینه‌زن ها جلو می رود. چشم از مردی که بیرق بلندی را بر دوش گرفته بر نمی دارد. دست فلزی نقره ای زیر آفتاب ظهر برق می زند. دسته ها کم کم وارد مسجد می شوند. مردها بیرق ها و پرچم ها را گوشه حیاط می گذارند و می روند کنار حوض وضو می گیرند. دست فلزی از آجرهای لب پشت بام بالا رفته.

پدرش تا او را می بیند می پرسد کجا را نگاه می کنی؟! بعد دستش را جلوی پسر دراز می کند تا آستین خودش را بالا بزند. دست راست را تا آرنج توی آب فرو می کند. بعد مشت را پر می کند و روی دست چپ می ریزد. آب از آرنجش شر می خورد و از پوست مچ جمع شده پایین می ریزد. پسر نگاهش را از دست او می گیرد و دوباره به بالا نگاه می کند و با خودش فکر می کند: دست فلزی دست راست است یا چپ؟!

 

 



نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال