Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  10:42 صبح ۱۳۹۲/۱/۳۱
تعداد بازدید  :  486
Print
   
بچه های محله

احمد بیگلریان
 
بچه های یک محله قدیمی که در ایام تابستان هر روز به انجام بازی های محلی با یکدیگر گذران می کنند برای بازی دور هم جمع می شوند. امید کوچکترین فرد این جمع می باشد و دیگران برای از سر باز کردنش به او می گویند که تو باید از این محله مراقبت کنی و نگهبانی دهی. امید با باور مسئولیتی که بر گردنش نهاده می شود می خواهد به طور جدی کارش را انجام دهد و لحظه ای مسئولیت اش را ترک نمی کند. بازی بچه ها تمام شده و روز به تاریکی رفته و دیگر هیچ بچه ای در محل نیست. حالا تنها کسی که به خانه باز نگشته ، امید است که هنوز به کار خود ادامه می دهد. خانواده امید با نگرانی به دنبال فرزندشان می گردند. حالا با پیدا کردن او در یکی از کوچه ها می خواهند او را به خانه ببرند ولی او می گوید تا زمانی که دوستش نیاید او پستش را ترک نمی کند. خانواده امید به دنبال دوستش رفته و از او می خواهند که به سراغ امید بیاید و به او بگوید که آزاد هستی و می توانی به خانه بروی ...

 


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال