Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  15:16 عصر ۱۳۹۱/۵/۷
تعداد بازدید  :  1241
Print
   
مریم برزگر

غزل
 
نمک به زخم دلم شوره زار می آید
بپاش! با نمک این دل به بار می آید
 
توفکر می کنی ای ابر بی سخاوت تو
به باغ کوچک گلدان بهار می آید؟
 
تو فکر می کنی ای مرد بعد از این همه سال
دوباره دست و دل من به کار می آید؟
 
چه حال و روز بدی دارم آن غروبی که
دو چشم خسته ام از انتظار می آید
 
چقدر چشم ببیند که تو نمی آیی؟
چقدر فال بگوید که یار می آید ؟
 
چقدر فرشچیان رو ی بوم خود برسد
دست به زین شده که بی سوار می آید؟
 
بِوَز به مزرعه ای که از نه از درختانش
که از جوانه آن بوی دار می آید
 
مباد آنکه ببینی غزال هست ولی
دعای ندبه ی تو بی شکار می آید 
 
ملال نیسست اگر گرگ ها لباست را....
که بوی پیرهنت هم بکار می آید 

هرگونه نقل و استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع مجاز می‌باشد


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال