11054
  ۱۳۸۹/۱۱/۲۶
«گذری در آغاز نقاشی آسیای صغیر»
ابتدایی‌ترین آثاری که انسان خلق کرده و تاکنون یافت شده است به حدود سی‌هزار سال قبل مربوط می‌شود، این آثارِ نقاشی بیش‌تر در کشورهای فرانسه و اسپانیا یافت شده و شامل تصاویر
   
      شماره مقاله :1
      «گذری در آغاز نقاشی آسیای صغیر»
     خلیل اله بیگ محمدی
 
کلید واژه‌ها: نقاشی، آسیای صغیر، پارینه‌ی سنگی، نوسنگی، چاتال هویوک
 
مقدمه
نقاشی غار‌نشین‌ها
ابتدایی‌ترین آثاری که انسان خلق کرده و تاکنون یافت شده است به حدود سی‌هزار سال قبل مربوط می‌شود، این آثارِ نقاشی بیش‌تر در کشورهای فرانسه و اسپانیا یافت شده و شامل تصاویر حیوانی شکار شده توسط انسان‌ها است. با این کار، انسان سعی بر آن داشته است که بخشی از وجود شکار را تغییر دهد و جنبه‌ی طلسم نمایان کند.
 
      آسیای صغیر
    «آنادولو» یا ترکیه‌ی فعلی، که جغرافی‌دان‌های قدیم از آن به‌عنوان آسیای صغیر یاد کرده‌اند از نظر موقعیت جغرافیایی هم‌چون پلی میان آسیا و اروپا می‌باشد که تنها راه ارتباطی بین دنیای شرق و غرب است. آسیای صغیر در حقیقت شبه جزیره‌ای‌ست که سه طرف آن را دریاها و سلسله کوه‌ها احاطه کرده‌اند و در مقابل تهاجمات بیگانه‌گان نقش بسیار مهمی را در حفظ و نگهداری آن بر عهده داشته‌اند. این کشور (ترکیه) به‌دلیل دارا بودن شرایط آب و هوایی متنوع، مناطق مختلف طبیعی و معادن غنی به‌عنوان یک قاره‌ی کوچک مطرح است و به‌دلیل این ویژگی‌ها در طول تاریخ اقوام مختلفی به این کشور مهاجرت کرده و فرهنگ و تمدن‌های درخشانی از خود به‌جای گذاشته‌اند که آثار آن‌ها در پرتو کاوش‌های علمی باستان‌شناسی روشن و آشکار است، آسیای صغیر تقریباً مستطیل‌شکل است و حدود 780 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد. از طرف شمال؛ دریای سیاه، از طرف جنوب؛ دریای مدیترانه و از طرف غرب آب‌های دریای اژه آن را در برگرفته‌اند و تنها از طرف شرق با خشکی ارتباط دارد و از این سمت مرزهای سیاسی را پشت‌سر گذاشته و از طریق سلسله کوه‌هایی به ایران و شمال سوریه می‌پیوندد، روی هم رفته این سرزمین را سلسله کوه‌های زیاد و دشت‌های همواری در برگرفته است. در مرز شرقی آسیای صغیر کوه‌های توروس در طول کرانه‌های شمالی دریای سیاه، کوههای سر به‌فلک کشیده‌ی پونتوس و در سواحل جنوبی سلسله کوه‌های توروس جنوبی این سرزمین را احاطه کرده است.
 
      دوران پیش از تاریخ آسیای صغیر:
     سیاره‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم طی میلیون‌ها سال شکل گرفته است و صد میلیون سال مأوای موجوات بی‌استخوان وگیاهان اولیه بوده و تنها در اواخر این دوره‌ی طولانی ماهی‌ها و حیوانات تکامل یافته ظاهر شده است. در دوره‌ی دوم که سی میلیون سال به‌طول انجامیده است گیاهان جدیدتری ظاهر شده است و خزندگان دریا و خشکی به حیوانات عظیم‌الجثه‌ای تبدیل شده‌اند که امروزه آن‌ها را فقط در فیلم‌ها و نقاشی‌ها می‌بینیم. در دوره سوم که تقریباً بیست و هشت میلیون سال طول کشیده است پستانداران و گیاهان دانه‌دار به‌وجود آمده‌اند که بعضی از آن‌‌ها تا زمان حال به حیات خود ادامه داده‌اند و ما در اواخر این دوره نشانه‌های تطور و تکامل اولین نمونه‌های انسان‌های هوموساپینس را می‌یابیم. انسان پس از حضور در عرصه‌ی وجود، با کمک هوش خود توانست خویش را با تمام شرایط جوی وفق دهد و سایر موجودات را تحت سلطه‌ی خویش درآورد. از جمله شرایط جوّی‌ای که انسان با آن مواجه بود عصر یخبندان است، از اواخر چهارمین دوره‌ی یخبندان هم‌زمان با عقب‌نشینی آخرین یخچال‌ها، بقایای انسانی به‌دست آمده دال بر جدال پنجاه هزار ساله‌ی او با طبیعت است. هنگامی که زمین به شکل امروز خود درمی‌آید و غارها و رشته‌کوه‌ها در حال شکل‌گیری بودند، دریاها جای خود را به خشکی دادند و قطب شمال به جزایر اقیانوس آرام متصل شد و هم‌زمان با آمریکای جنوبی، هندوماداگاسکار از قاره‌ی آفریقا و آمریکای شمالی از اروپا جدا شد، در این زمان بود که سرزمین آناتولی شکل امروزی به خود گرفت.
در چنین اوضاع و احوال متغیری انسان برای ادامه حیات و مقابله با طبیعت و اقتدار بر حیوانات و نیز در برابر هم نوعان خود جنگیده و شروع به ساخت ابزار و سلاح می کند .
     دوره ای را که انسان شروع به ساخت ابزار و سلاحی کند را دوره پارینه سنگی می گویند که بقایای انسانهای هایدبرگ و نئاندرتال از این دوره به دست آمده و سپس انسان هوموساپنس پدیدار می شود و در جهان پراکنده شده و انسانهای سیاه و سفید پوست را به وجود می آورد (aksit.1983).
     از لحاظ علم باستان شناسی ، طولانی ترین اعصار فرهنگ انسان ، اعصار پیش از تاریخ است از زمانی آغاز می شود که انسان برای نخستین بار موفق به ساخت دست افزار می شود و به عبارتی دیگر این زمان توسط انسانهای هوشمند با خلق دست افزار آغاز می شود و زمانی بسیار طولانی تا اختراع خط به وسیله انسان متفکر طول می کشد . در بین این دوران پارینه سنگی از لحاظ زمانی کهنترین آنهاست. انسان دومیلیون و پانصد هزار تا سه میلیون سال پیش پا به عرصه حیات گذاشته است و با ساختن دست افزار وجود خود را در صفحه تاریخ به اثبات رسانده است.
     دوران پارینه سنگی به سه دوره قدیم میانی و جدید تقسیم می شود و سپس فراپارینه سنگی و سپس دوران نوسنگی آغاز می شود . باستان سناسان ترک پارینه سنگی قدیم آن را به 200 تا 300 هزار سال پیش بیان کرده اند( این دوران به دلیل تکامل ابزارها سنگی تقسیم بندی می شوند) از پارینه سنگی میانی انسان برای غلبه بر طبیعت از حیوانات شکار شده و خود در دیوارهای غارها تصاویر و نقوشی را از خود بر جای گذاشته است که می توان آن را نخستین نقاشی های انسانی برجای مانده قلمداد کرد. گفته شد که در دوران میان پارینه سنگی انسان هوموساپنس پا بر عرصه حیات می گذارد که یک انسان هوشمند و با تفکری می باشد که نسبت به دوران قدیم پدیده ای نو یعنی ظهور هنر می باشد ، از این زمان انسان شروع به نقاشی هایی در سطوح جانبی غارها می کند که آثار جاویدان سرآغاز استعداد هنری و خلاقیت او به شمار می رود .( bostahc,1959 )
نگاره های حیوانات مختلف و صحنه های شکار داخل غارها ، بیشتر از ابتکار هنری عموما به این اشاره دارند که انسانهای پارینه سنگی ، احساس و دلبستگی بی حدی نسبت به حیوانات نقاشی شده داشته اند ، انسانها در غارها برای سهولت شکار حیوانانی که باید شکار می کردند تا از پوست و گوشت و استخوانهای آنها استفاده کنند هم چنین به خاطر خطر جانی که پیوسته از سوی حیوانات وحشی آنان را تهدید می کرد ، مراسم آیینهای شکار برگزار می کردند که این آیینها را به صورت نگاره های دیواری ، در غارها جاویدان ساخته اند ، در غارها نگاره های زنان را مشاهده می کنیم که بر شکم آنان به صورت بزرگ و مبالغه آمیز تصویر شده، اشاره بر این دارند که زن ، سنبل برکت، موجودی مقدس و انسان زاینده است که پیوسته می تواند نیروی انسانی را در خانواده های اولیه افزایش دهد بنابراین زن در جوامع نوسنگی و ادوار قبل از آن از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. با توجه به نگاره های داخل غارهای آسیای صغیر و فسیل های به دست آمده از حیوانات مشخص می شود که انسان پارینه سنگی موفق به شناسایی بعضی از حیوانات این عصر از قبیل فیل، ماموت، گوزن ، اسب و گاوهای کوهاندار شده است.
       نقاشی های چاتال هویوک:(Catalhoyuk)
     تپه باستانی چاتال هویوک در سال 32 کیلو متری جنوب شرقی شهر قوینه و 11 کیلو متری جنوب چومرا واقع شده است ، ارتفاع این محوطه باستانی نسبت به سطح دریا حدود سه هزار متر است ، این محوطه مربوط به دوره نوسنگی و مس و سنگ مربوط به 8000 تا 3000 سال ق.م می باشد که محوطه ای به وسعت 32 هکتار را در بر می گیرد ، چاتال هویوک بزرگترین استقرار دوره نوسنگی است که تا کنون در خاورمیانه شناخته شده است . او ئوزآریک در سال 1951 درتپه چاتال هویوک کاوشهای باستان شناسی انجام داد و در سال 1961 کاوشها به سرپرستی ملارت رئیس موسسه باستان شناسی انگلستان ادامه یافت .  از یافته های ارزشمند در این محوطه می توان نقاشی های این محوطه را بیان کرد، از آغاز استقرار انسان در چاتال هویوک تا ویرانی آن ، نقاشی در این محل متداول بوده است ، اولین نقاشی آثار نقاشی به دست آمده از بقایای ساختمانی در زیر خانه ای مربوط به 6500 ق.م و آخرین نقاشی آن از دیواره های مخروبه ای مربوط 5600 ق.م بوده است . این بقایا روشن می کند که هنرمندان نقاش ، از بدو استقرار در این محل با روشهای مختلف نقاشی آشنایی داشته اند ، در خلال این دوره نقاشی تنها به دیوارها محدود نبوده است ، بلکه نقوش برجسته گچی ، نقاشی روی مجسمه های کوچک گلی ، چوب، سبدها ، سفال را نیز در بر داشته است. همچنین می توان پذیرفت که مستوجات را رنگ آمیزی می کرده اند از رنگ برای آرایش چشمها ،ابرو ها و گونه ها یا لااقل بدن آنان استفاده می شده است . به طور خلاصه می توان گفت که ساکنان چاتال هویوک هر آنچه را که می خواسته اند و هر وقت که می توانسته اند رنگ می زده اند. در چاتال هویوک طیف وسیعی از رنگها مورد استفاده بوده است که از کانیها و مواد معدنی به دست می آمدند ، به عنوان مثال اکسیدهای آهن (گل اخوای قرمز ، قهوه ای و زرد) اکسید جیوه (سولفور طبیعی قرمز جیوه برای رنگ قرمز سیر) سنگ معدن ( لاجورد ،آبی روشن و سبز ) ، احتمالا خون (قرمز) ، منگنز(ارغوانی) و سنگ سرب ( خاکستری) رنگهای مورد نظر نقاشان چاتال هویوک بوده است . رنگ زمینه نقاشی ها سفید یا کرم بوده که در محل به احتمال از بستر دریاچه ها تهیه می شده است و رنگ سیاه نیز از دوده یا مخلوطی از روغن به دست می آمده است.  
     رنگ کاری خوب حکایت از استفاده از حکم مو دارد که بی نهایت زیباست در حالی که تابلوهای ساده قرمز رنگ احتمالا با استفاده از یک تکه پارچه که در رنگ فرو برده می شد نقاشی می گردید، هم چنان که امروزه نیز این روش در روستاهای اطراف چاتال هویوک متداول است.
     روی هم رفته در چاتال هویوک استفاده از نقاشی های چند رنگ به اندازه نقاشی های تک رنگ بوده است و این امر به هیچ دوره خاصی محدود نمی شود . در فرهنگ مردم چاتال هویوک نقاشی های دیواری نقشی آیینی و مذهبی داشته است و احتمالا هر چند گاهی بعد از پایان جشنها و اعیاد روی نقاشی ها را با لایه اندود سفیدی پوشانیده اند و برای جشنهایی که به احتمال سالی یک بار برگزار می شده دوباره روی اندود ها را نقاشی می کرده اند اگر چه این امرعمومیت نداشته است، ولی در بعضی از معابر چنین شیوه ی نقاشی شناسایی شده است ، در برخی از اتاقهای این معابر فقط صدها لایه اندود سفید روی هم مشخص شده است.
     نقاشی های دیواری چاتال هویوک را می توان به شش گروه تقسیم کرد:
1.   تابلوهای ساده ی رنگی ، هیچ نقش و شکل خاصی که معمولا قرمز ، نارنجی ، قرمز مایل به صورتی یا قرمز مایل به قهوه ای بوده و تابلوهای مشکی فقط در معبد 21 یافت شده است.
2.   تابلو هایی با طرحهای هندسی، چند رنگی یا تکرنگی ، ساده یا پیچیده با نقوش تکراری ، با خطوط راست یا منحنی.
3.   تابلوهایی با نهادهای ،دایره های توپر ، چهار پرها ، کنگره ها ، گلهای تجریدی یا ستاره ها و....
4.    نقاشی های طبیعت گرایانه ، الهه ها، نقوش انسانی ، گاوهای نر، پرنده ها ، کرکسها ، تصویر«1» پلنگها و صحنه های شکار گوزن . تصویر «2» گاوهای نر با تصاویر انسانی . تصویر«3» مراسم تدفین و .....که به صورت گروهی نقاشی شده اند .
5.   تمامی مناظر و ساختمانها، مثلا کوه آتشفشان ،شهر (تصویر 2) ،قبور و به خاک سپردن اجداد.
6.   نقاشی نقش بر جسته ها که به شکل یوزپلنگ و نقاشیهایی از گلیم و نمد که اهالی چاتال هویوک به صورت روزمره از آنها استفاده می کرده اند.  
     یک سری از نقاشی های دیگر، آشکارا نشان دهنده ی مستوجات است که امروزه شباهتشان به گلیم های ترکیه قابل توجه و شگفت آور است، بافندگی به طور وسیعی در چاتال هویوک معمول بوده است و هنرمندان از لحاظ رنگرزی مشکلی نداشته اند، چرا که تمام گیاهان مورد نیاز برای تولید رنگهای گیاهی به طور وحشی در اطراف محل می روییده اند هنرمندان نقاش به طور یقین از نقوش گلیم های تولید شده الهام گرفته و برای تنوع بخشیدن به کارهای خود ، نقوش زیر اندازها را نیز روی دیوارها به نمایش می گذاشته اند، مانند دو نقاشی که در یک معبد که درست شبیه حاشیه ی درخت شده یک گلیم است.
     در میان نقاشی های دیواری چاتال هویوک نمادها نیز متداول هستند و بیشتر اشکال شاید مضامین سمبلیک و نمادین داشته اند و از بین اینها دستهای انسانی و گلهای چهارپر (تصویر 4) بدون شک مهمترین و قدیمی ترین این نمونه ها هستند و اولین آثار نقاشی دیواری چاتال هویوک که در بقایای زیر زمین خانه ای به دست آمده همین گلهای چهار پر شبیه صلیب است.نظیر نقاشی های دیواری چاتال هویوک که تا به امروز نظیر آن غیر از این محل در سایر استقرارهای عصر نوسنگی مشاهده نشده است.
منابع:
1.فیروزمندی شیده جینی. بهمن، باستان شناسی آسیای صغیر، انتشارات سمت .
2.gardher , art thyough a gis,1975,newyork
3.robertsoh.m. greek painting 1970 new xoyk
 
©2017 HozehHonari. All Rights Reserved