12999
  ۱۳۹۰/۱/۱۷
40؛آرمان شهر در هفت پیکر(بخش اول).لیلا عظیم پور
40؛آرمان شهر در هفت پیکر(بخش اول).لیلا عظیم پور
40؛آرمان شهر در هفت پیکر(بخش اول).لیلا عظیم پور
   
    شماره : 40
    آرمان شهر در هفت پیکر(بخش اول)
     لیلا عظیم پور
    چكيده
    پژوهش حاضر با عنوان آرمان شهر در هفت پیکرصورت گرفته است.رسيدن به آرمانشهر   دغدغه ي اصلي بشر بوده ،هست و خواهد بود و از دير باز در فكر و بيان علما و انديشمندان وجود داشته است. آرمان شهر در لغت به معناي شهری آرماني و ايده آل است و در اصطلاح ، جامعه اي برين و والاست كه در آن ، همه ي امور بر وفق مراد و ميل باشد . جامعه اي كه در آن نه خبري از ظلم و تبعيض، نه اثري از جنگ و ستيز و نه رد پايي از جهل و فقر و مرض يافت شود، آنجا شهري آرماني است كه هر انسان بيداري به دنبال آن مي گردد . بناي اين شهر در نتيجه ي عقده ها و كمبودهايي است كه از جانب اجتماع و محيط بر فرد وارد مي گردد. افلاطون و فارابي جزء اولين انديشمندان ارائه ي آرمان شهر و مدينه ي فاضله مي باشند و بزرگان علم و ادب ايران زمين با تكيه بر آراء ايشان آثار گرانقدري آفريده اند.اين بزرگان گاه در آثار خود اظهاراتي در حد آموزه هاي اخلاقي براي داشتن جامعه اي خوب و نيك داشته اندو به آرمان شهر اشاره كرده اند و گاه به شرايط و ويژگي هاي كلي جامعه ي مدني ايده آل نظر داشته اند.ودر اين ميان نظامي جزء افرادي است كه آرمان شهر را با ويژگي هايي خاص در اشعار خويش به تصوير كشيده .
    در اين پژوهش ابتدا اصول عقايد آرماني با تکیه بر آراء افلاطون استخراج و به قسمت هاي اعتقادي،سياسي،اجتماعي، اقتصادي و اخلاقي تقسيم شد. سپس هفت پيكر بررسي شد و اين اصول به همراه شاهد مثال هايي استخراج و دسته بندي گرديد.در نهايت به نتیجه گیری پرداخته شد.
كليدواژه ها : ،آرمان شهر، ، نظامي ، هفت پيكر،اصول اعتقادی
 
 
مقدمه:
     مدينه ي فاضله يا آرمان شهر وشهر آرماني از دير باز در فكر و بيان علما و انديشمندان بوده است . سخني كه با تعابير گوناگون در فرهنگ ها و مكاتب مختلف ، توصيف و تشريح شده است . اين موضوع را نخستين بار افلاطون فيسلوف يوناني مطرح نموده و جامعه ي ايده آلي را به تصوير كشيده است. در سرزمين ايران كه مهد بزرگان و فرهيختگا ني در علوم و ادب بوده كه باعث افتخار آفريني ، سربلندي و عظمت اين مرز و بومـند ، كم نيستند. مفـاخري كه در پهنه ي آسـمان ادب ، در همه ي اعصار چون ستـارگا ني تا بناك مي درخشند.
    در اين ميان تعابير مختلفي از اين حقيقت والا و مقدس با عناويني مثل مدينه ي فاضله ، جامعه آرماني ، آرمانشهر ، شهر نيكان ، لامكان ، ناكجا آباد ، هيچستان و ..... در آثار بزرگان به وفور ديده مي شود و همواره انديشمندان ، آرزوي به واقعيت پيوستن آن را در سر پرورانده اند. نظامي گنجه اي و سعدي شيرازي از جمله شاعراني هستند كه دغدغه هاي فراواني براي اصلاح جامعه داشتند و اجتماعي را ترسيم نموده اند كه مردم در آن در شرايط كامل زندگي مي كنند و خير و سعادت بر آن حكومت مطلق دارد.
    مدينه ي فاضله موضوعي نيست كه بتوان آن را فقط به فلاسفه و انديشمندان محدود كرد . اين مسئله دغدغه ي فكري همه ي انسانهاي بيدار در طول تمام اعصار بوده و هست و بازتاب آن در پهناي با عظمت ادبيات ، بخصوص ادبيات فارسي به وضوح ديده مي شود .اولين نظريه پرداز جامعه ي آرماني ، افلاطون بوده كه بر اساس دانسته هاي خود و شرايطي كه درآن زندگي مي كرده ،تئوري جامعه ي آرماني را مطرح كرده است . پس از وي فارابي ، مسلمان ايراني ، مدينه ي فاضله را بنيان نهاد و از اين رهگذر شاعران و نويسندگان ايراني نيز كه اغلب خود از انديشمندان روزگار خويش بوده اند نيز با تأثير پذيري از انديشه هاي افلاطون و فارابي در آثار خويش اقدام به طراحي آرمان شهر نموده اند .به عنوان نمونه ، مدينه ي فاضله اي كه سعدي بنا مي سازد تقريبا در بر گيرنده ي تمام گرايش هاي اخلاقي و ارزش هاي اجتماعي است ، از شر و بدي گريزان و به سوي زندگي مطلوب روان است . و نظامي با طرح نا كجا آبادي كه در ركاب اسكندر پس از يك عمر پي گيري صبورانه به آن دست يافت،در جست و جوي مدينه ي فاضله بود و همواره از بي رسمي ها و بيدادها داد سخن بر مي آورد و براي رهايي از آن در پي بناي شهر نيكان است كه بر پايه ي عدالت استقرار دارد .اگر چه وسعت آثار پرداخته شده به موضوع جامعه ي آرماني به وسعت تاريخ ادب فارسي است ولي هفت پيكر اثري است كه از ميان گنجينه ي گرانبها انتخاب شده است . مقاله ی حاضر پرداختي است هر چند ناقص و نارسا بر اين موضوع كه در آن سعي شده است تصويري روشن و شفاف از آرمان شهر نظامي ، که از نامداران پهنه ي ادبيات فارسي است در هفت پيكر به نمايش گذارد.
تعاریف آرمان شهر وتاريخچه
      آرمان شهر در لغت به معناي شهر آرماني و ايده آل است و در اصطلاح ، جامعه اي برين و والاست كه در آن ، همه ي امور بر وفق مراد و ميل باشد . جامعه اي كه در آن نه خبري از ظلم و تبعيض ، نه اثري از جنگ و ستيز و نه رد پايي از جهل و فقر و مرض يافت شود . « جامعه اي كه افرادش همه به كمال علمي و عملي رسيد و از هوي و هوس رسته باشند.» ( مصاحب ، 1345، ذيل مدينه ي فاضله)
     مدينه ی فاضله جامعه آرماني، آرمانشهر ، شهر نيكان ، لامكان، ناكجا آباد، هيچستان و.....(دهخدا،1372، ذيل مدينه فاضله ) همه تعابير گوناگون از يك حقيقت والا و مقدس مي باشند كه همواره انديشمندان و فرهيختگان هر قوم و ملتي در طول حيات بشري ، آرزوي به واقعيت پيوستن آن را در سر پرورانده اند.
      «در زبان فارسي اين واژه برابر اتوپيا[1] در زبان يوناني است. اتوپیا به معني هيچ جا و برابر کالیپلوس[2] در معني زيبا شهر است[3].در ادبيات فارسي به صورت مدينه ي فاضله،مدينه ي سعيده،شهر لامكان ، بي نام شهر و نا كجا آباد آمده است وواژه هايي مانند خيال آباد،امين آباد، خرم آباد ،مه آباد ،خوش آباد ، ‌پدرام شهر و شهريور يا شهرير نيز در معناي نزديك به آن به كار رفته اند و گاه واژه ي كام شهر، در همين معنا گرفته شده است ». ( نيكو بخت ، 1381 ، ص 1 )
     خانم روح اله در كتاب درآمدي بر جمهوري افلاطون آورده است «اگر چه همگان افلاطون را بنيان گذار آرما ن شهر مي دانند ولي وي در پرداخت به اين انديشه مبدع نبوده و به احتمال قريب به يقين آن را از انديشه ي پادشاهان ايران باستان كسب كرده است » (روح اله ، 1383 ، ص 15 )
    وي در مقاله اي با عنوان آرمان شهر ايراني در ادوار مختلف كه خلاصه ي آن در سايت بانك مقالات فارسي موجود است از اين ادعا دفاع كرده است.
    خانم حيدر زاده قدمت آرمان شهر را در پايان نامه ي كارشناسي ارشد خود با عنوان سيري در آرمان شهر شعراي نو پرداز (1382) را اثري حماسي از ادبيات دوران تمدن باستان كه قدمتي چهار هزار ساله دارد ذكر مي كند : «خصوصيات شهر آرماني ديلمون وحماسه گيلگمش توجه آدمي را به خود جلب   مي كند چرا كه ويژگي اصلي بهشت ديلمون بي مرگي است كه گيلگمش سخت به دنبال آن است و هرگز بدان دست نمي يابد ». (حيدر زاده ،1382،ص5)
    اما به طور يقين كتاب جمهور افلاطون (472-348 ه ق )را مي توان به عنوان اصلي ترين مرجع براي بررسي آرمان شهردانست .
     وي در شهر خود به دنبال مطلوب مي گردد و آن مطلوب چيزي نيست ، جز فضيلت هاي چهار گانه كه برجسته ترين آنها عدالت مي باشد . افلاطون معتقد است كه شهر خوب داراي چهار فضيلت اصلي حكمت ، شجاعت ، خويشتن داري و عدالت مي باشد . او زماني شهر را زيبا و جامعه مطلوب مي داند كه خرد بر آن حاكم باشد و از آن جايي كه در نظر وي خرد تنها نزد فيلسوفان است و حكومت مطلوب را حكومت فيلسوفان و خردمندان مي داند.(گاتری،381 ،ص40)
     از ميان فلاسفه ي اسلامي هم ، ابو نصر فارابي معروف به معلم ثاني به شرح و بسط اينگونه جوامع پرداخته است.او مدينه ي فاضله يا جامعه ي نمونه را به بدني سالم و تندرست تشبيه مي كند كه اعضاي آن به منظور ادامه حيات و سلامت بدن به همكاري و تعاون همه جانبه نياز مبرم دارند . كتاب آراء اهل مدينه فاضله تصنيف ابو نصر محمد فارابي را دكتر سيد جعفر سجادي ترجمه نموده است و مقدمه اي مفصل بدان افزوده .سجادي در مقدمه ي كتاب آورده است : «از ديدگاه فارابي جامعه اي تحت حكومت رئيس اول باشد نياز به مرشد و رئيس ديگر ندارد . وي از ديدگاه اسلامي خود ، شرايط خاصي را براي رهبري و اداره ي اين مدينه در نظر مي گيرد و آن را قلب انسان (بدن) سالم تشبيه كرده و تأمين سعادت اعضاي جامعه را از اهم امور حاكم دانسته است . (سجادي ،1361 ،ص 35 )
     اديان گوناگون نيز در كتب آسماني خويش با ارائه ي توضيحاتي از بهشت ، الگويي را در اختيار طراحان آرمان شهر قرار داده اند . آنان براي آنكه زندگي بر روي زمين براي انسانها قابل تحمل باشد، همواره يك اميد را در دل آنها زنده نگه مي دارند و آن اميد به ظهور يك منجي و موعود جهاني است كه با حضور خود ، زمين را تبديل به بهشت و جامعه آرماني مي كند .
      «بشر همواره در پي رسيدن به مطلوبي بوده است كه زندگي وي را در مسير آرماني و ايده آل قرار دهد،چرا كه او در طول تاريخ هيچ گاه از وضعيت حال خود راضي نبوده و در آرزوي شرايطي بهتر به سر مي برده است.با مطالعه بر روي كتب آسماني اديان مختلف، مي توان دريافت كه اين اديان خود بدين نكته كه زندگي انسان در مسيري غير از مسير ايده آل و آرماني سير مي كند،معتقد بودند و هم از اينروي تمامي انبيا از جمله پيامبراني كه داراي كتاب آسماني بوده اند ،دليل حضور خود را هدايت و سوق دادن بشر به مسير اصلي و ايده آل و بازگرداندن او به دوران خوش پيش از هبوط ،ذكر كرده اند. پس روي آوردن به سوي آرمان شهر منشاء الهي دارد اديان مختلف با پرداختن به ذكر توصيفاتي از بهشت موعود انديشه هاي آرماني را القا نموده اند و پيروان را بدان نويد داده اند.به علاوه اعتقاد به ظهور موعود و تأسيس جامعه ي آرماني توسط او در اكثريت اديان ديده مي شود؛ مهدي (عج) موعود شيعه، فارقليط موعود مسيحيان،مسيح (ياماشيا) موعود يهود،سوشيانت موعود مزديسنا و . . همه نمونه هايي از اين اعتقاد مي باشند.» .(همان،ص 47)
    قدمت توجه آدمي به آرمان شهر،به پس از هبوط آدم از بهشت بر روي زمين، بر مي گردد.چرا كه آدم ابوالبشر، مدينه ي فاضله يعني همان بهشت را به چشم خويشتن ديده و همواره آرزوي بازگشت به چنان جايي و يا حداقل ساختن شبيهي مانند آن بر روي زمين ذهن او و فرزندان او را به خود مشغول داشته و مي دارد.سكونت جاي اولين آدمي كه به اعتقاد برخي (اهالي اسلام) همان بهشت جاودانيت است و به اعتقاد برخي ديگر (اهالي يهود و مسيحيت) جايي حد فاصل آسمان و زمين و يا بهشتي زميني، داراي خصوصياتي بوده كه معمولاًسازندگان آرمان شهرهابدان الگو توجه ويژه داشته اند.
زندگي نامه ي نظامي:
    الياس بن يوسف نظامي گنجه اي (حدود 537 تا 608 ه.ق) ملقب به حكيم نظامي گنجه اي شاعر داستان سرا و رمز گوي سده ششم ايران، بزرگترين داستان سراي منظومه هاي حماسي عاشقانه به زبان پارسي است كه به سبك،داستان محاوره اي را وارد ادبيات داستاني منظوم پارسي كرد.
     نام پدرش يوسف نام جدش«ذكي » و نام جد اعلايش«مويد» بوده و سه همسر و يك فرزند به نام محمد داشته است. زادگاه نظامي شهر گنجه (واقع در جمهوري آذربايجان كنوني ) مي باشد نام مادرش رئيسه بود. وي در سنين كم يتيم شد و دايي اش خواجه عمر ، بزرگش نمود .نظامي سه بار ازدواج كرد . همسر نخستش آفاق ، كنيزكي بود كه فخرالدين بهرام شاه حاكم دربند به عنوان هديه اي برايش فرستاده بود . آفاق اولين و محبوب ترين زنان نظامي بود . تنها پسر نظامي ، محمد از آفاق بود . وقتي نظامي سرودن خسرو و شيرين را به پايان رساند آفاق از دنيا رفت . در آن زمان محمد هفت سال بيشتر نداشت .(صفا،1375،ص116)
    عجيب است كه دو همسر ديگر نظامي نيز در سنين جواني فوت كردند و مرگ هر كدام پس از اتمام يكي از آثار او اتفاق مي افتاد.نظامي مانند اغلب اساتيد باستان ازتمام علوم عقلي و نقلي بهره مند و در علوم ادبي و عربي كامل عيار و در وادي عرفان و سير و سلوك راهنماي بزرگ و در عقايد و اخلاق ستوده پايبند و استوار و سرمشق فرزندان بشر بوده و در فنون حكمت از طبيعي و الهي و رياضي دست داشته.در پاكي اخلاق و تقوي ، نظير حكيم نظامي را در ميان تمام شعراي عالم نمي توان پيدا كرد . در تمام ديوان وي يك لفظ ركيك و يك سخن زشت پيدا نمي شود و يك بيت هجو از اول تا آخر زندگي بر زبانش جاري نشده است . از استاد بزرگ گنجه شش گنجينه در پنج بحر مثنوي ، جهان را يادگار است كه مورد تقليد شاعران زيادي قرار گرفته است ، ولي هيچكدام از آنان نتوانسته اند آنطور كه بايد و شايد از عهده تقليد برآيند . اين شش دفتر عبارتند از: مخزن الاسرار، خسرو وشيرين ، ليلي و مجنون ،هفت پيكر ، شرفنامه و اقبالنامه كه همگي نشان دهنده ی هنر سخنوري و بلاغت گوينده ی توانا آن منظومه هاست.نظامی همه عمر را به جز سفر كوتاهي كه به دعوت قزل ارسلان (587-581 ) به يكي از نواحي نزديك گنجه كرد ، در وطن خود باقي ماند. تا در سال 602 در همين شهر در سن شصت وسه سالگي در گذشت و به خاك سپرده شد . بعضي در گذشت او را بين سالهاي 599 تا 602 و عمرش را شصت و سه سال و شش ماه نوشته اند . نظامي از شاعراني است كه بي شك بايد او را در شمار اركان شعر فارسي و از استادان مسلم اين زبان دانست . مهارتي كه نظامي در تنظيم و تربيت منظومه هاي خود به كار برده است باعث شد كه به زودي آثار او مورد تقليد شاعران قرار گيرد و اين تقليد از قرن هفتم به بعد آغاز شد و در تمام دوره هاي ادبي زبان فارسي ادامه يافت . شمار كساني كه آثار او را تقليد كرده اند بسيار زياد است . نخستين و بزرگترين شاعري كه به تقليد از نظامي در تنظيم پنج گنج همت گماشت امير خسرو دهلوي است و بعد از او از ميان مقلدان بزرگ وي مي توان خواجو، جامي ، هاتفي ، قاسمي ، وحشي، عرفي شیرازی ، مكتبي، فيضي فیاضی ، اشرف مراغي و آذر بيگدلي را نام برد ،كه هر يك همه يا بعضي از مثنوي هاي او را تقليد كرده اند.
برجستگي ها و ويژگي هاي شعر نظامي
·                    تشبيهات و توضيحات او ،زيبا و هنرمندانه و بسيار خيال انگيزند.
·                    در تصوير جزئيات طبيعت و حالت ، بسيار تواناست.
·                    انتخاب الفاظ و كلمات مناسب كه نتيجه آشكار آن ، موسيقي شعر اوست.
·                    ايجاد تركيبات خاص و ابداع و اختراع معاني و مضامين نو و دلپسند.
·        تازگي معاني و ابداع تركيبات تازه كه در شعر نظامي به وفور يافت مي شود ، كلام وي را گاهي دچار ابهام مي كند ، علاوه بر اينها كثرت « لغات عربي» و « اصطلاحات علوم»و « اصول و مباني فلسفه» و« معارف اسلامي» سخن اين شاعر را دشوار و پيچيده كرده است.
*هفت پيكر نظامي :
     مثنوي ديگر بهرامنامه يا هفت پيكر يا هفت گنبد است كه شاعر به سال 593 به نام علاء الدين كرپ ارسلان پادشاه مراغه ساخته و به وي تقديم داشته است . اين منظومه راجع به داستان بهرام گور ( بهرام پنجم ساساني 438-420 ميلادي ) كه از قصص معروف دوره ساساني بوده است . در اين منظومه نخست نظامي، شرحي از سرگذشت بهرام را در كودكي و در جواني تا وصول به سلطنت و كارهاي بنام او آورده و آن گاه به داستان او با هفت دختر از پادشاهان هفت اقليم اشاره كرده است كه براي هر يك گنبدي به رنگي خاص ساخته بود و هر روز از هفته مهمان يكي از آنان بوده و قصه اي از هر يك شنيده است . اين هفت داستان كه نظامي از زبان هفت عروس حصاري آورده حكايت غريبه دلچسبي است كه هر يك منظومه خاصي شمرده مي شود . بعد از اين داستان ها نظامي شرح پريشاني كار ملك را بر اثر غفلت بهرام گور ، و حمله ملك چين به ايران ، و داستان ظلم هاي وزير و انتباه بهرام و سرگذشت او را تا آنجا مي آورد كه در دنبال گور به غاري رفت و ديگر بازنگشت. هفت پيكر يا بهرامنامه چهارمين منظومه نظامي از نظر ترتيب زماني و يكي از دو شاهكار او (با خسرو و شيرين ) از لحاظ كيفيت است . اين دفتر را از جهت ساختار كلي و روال داستاني مي توان بر دو بخش متمايز تقسيم كرد : يكي بخش اول و آخر كتاب درباره رويدادهاي مربوط به بهرام پنجم ساساني از بدو ولادت تا مرگ رازگونه ،كه بر پايه روايتي تاريخي است ، و ديگري بخش مياني كه مركب از هفت حكايت يا اپيزود از زبان هفت همسر او و از زمره ی حكايات عبرت انگيزي است كه دختران پادشاهان هفت اقليم ( مطابق تقسيم قدما ) براي بهرام نقل مي كنند. اين منظومه آميزه اي از جنبه حماسي و غنايي است. بدين معني كه بخش هفت گنبد تماماً داراي روح غنايي و تخيل رمانتيك است ولي بخش تاريخي گونه ، اگر چه سعي شاعر برترسيم چهره اي حماسي براي بهرام بوده ، آميزه اي از جنبه حماسي و عناصر غنايي است .
    در هفت پيكر زمين و آسمان و جلوه هاي جمال اين دو با هم پيوند مي يابد.از يك سو هفت گنبد است ساخته بر زمين و هفت روز و هفت رنگ و هفت اقليم و هفت عروس كه جملگي زميني است ، و از سوي ديگر نظير قرار دادن اينها با هفت هاي آسماني (چون هفت سياره و هفت فلك ) و واسطه اين دو با همديگر گنبدي است كه چرخ زنان آهنگ عروج به گنبد دوار دارد . هفت پيكر ستايش داد و مهرباني و نكوهش ستم و بيراهي است .
شخصيت ها در هفت پيكر :
   بهرام گور- منذر- (پدر منذر)- نعمان (پسر منذر )- راست روشن (وزير بهرام)- سمنار- سرهنگ - خاقان چين- آزريون (دختر شاه مغرب )- ناز پري (دختر خوارزمشاه)- نسرين خوش (دختر شاه سقلاب)- هما(دختر قيصر)- يغما ناز (دختر خاقان)- فورك (دختر راي هند)- درستي (دختر كسري).
هفت داستان هفت پيكرعبارتنداز:
    1- داستان گنبد سیاه(داستان شهری که مردمانش همه سیاه پوش بودند) 
    2- داستان گنبد زرد (داستان شاهي كه به زنان اعتماد نداشت و كنيزك زرد رو )
   3 - داستان گنبد سرخ (داستان بشر پرهيزگار و مليخاي بد طينت )
   4- داستان گنبد سرخ (داستان بانوي حصاري)
   5- داستان گنبد پيروزه اي (داستان ماهان و ديوان)
   6- داستان گنبد صندلی (داستان خير و شر )
   7- داستان گنبد سپيد (داستان دختر و پسري كه قصد وصل داشتند اما ميسر نشد )
    «هفت پيكر نظامي» با آن هفت قصه ي شگفت انگيز و پر ماجرا كه لعبتان هفت گنبد براي شاه نقل مي كنند ، خيال انگيز ترين و پر رنگ و نگار ترين منظومه از پنج گنج وي به شمار مي آيد . شاعر در تركيب قصه ي خويش غير از شاهنامه كه از «بازگفت » قصه هاي آن به عمد خودداري كرده ، از روايات ديگر از جمله روايات نانوشته نيز بهره جسته است. (زرين كوب ،1382،ص 146).
   قصه هاي هفت پيكر كوتاه ،وهم انگيز و عاميانه است ولي به نقل نظامي و با لطف بيان وي جذاب و خواندني شده است و هماهنگي بسيار پيدا كرده است .همان گونه كه ذكر آن رفت. چهار چوب اصلي قصه غير از تناسبي كه بين رنگ گنبدها با هفت اختر وجود دارد ، با هفت ها ي ديگر نيز پيوند خورده است ، هفت پيكر ، هفت دختر ، هفت كشور ، هفت گنبد ، هفت قصه ، هفت روز هفته و ...... در قصه هاي مشابه كه به شيوه ي نقل قصه در قصه بيان شده است . با اين همه هفتگانه هاي پي در پي كه تاحدي مصنوعي جلوه مي كند اما قدرت صحنه آرايي و تصوير پردازي نظامي چنان است كه خواننده تكلفي احساس نمي كند و با محيط قصه و چارچوب آن انس مي گيرد.
    به اعتقاد دكتر زرين كوب «تنوع اين قصه ها در حقيقت از تنوع تقديرهاست و قدرت شاعري و ذوق قصه پردازي نظامي هيچ جا به اندازه ي هفت پيكر به اوج تعالي نمي رسد . نظامي حكم روايي بهرام را به يك كشتي تفريحي آكنده از شور و شادي مانند كرده كه يك طوفان ، يك تلاطم و حتي يك موج ممكن بود آن را مضمحل و غرق كند. براي اهل كشتي ، هيچ چيز بهتر از ساحل ، تضمين عدل نبود . اين ساحل قلمرو عقل يا وحي بود ، دنيايي كه در آن حكيم حكومت دارد يا عقل حاكم متصل به عقل ،فعال به نظر مي رسد . كدام دنيايي بهتر از آنچه در خاطر سقراط و افلاطون و هرمس فيثاغورس نقش مي بست كه مي توانست تصويري از اين ناكجا آباد دنياي حكمت وحي را عرضه كند؟ » (همان ، ص 168)
     و اين داستانها نمايان گر آرمان شهر نظامي است در تلاقي انديشه هاي فلسفي او و قصه هاي ديرين ايرانيان........
آرمان شهر نظامی:
    نظامی بر خلاف اکثر شاعران هم روزگارش که در جستجوی ممدوح ،دائم از یک ولایت به ولایت دیگرمی رفتند و از یک دربار به دربار دیگر سیرمی کردند،خود را از این دربار گردی ها بر کنار داشته است. با این حال به خاطر قصایدی که گه گاه و ظاهراً به جهت تأمین فراغت و غزلت خویش، ناچار می شد برای برخی از پادشاهان اطراف بفرستد، هدایایی نیز برای او می رسید.
    نظامی همواره ناخرسندی خویش را از هرج و مرج حاکم بر گنجه اعلام می داشت ، اما این ناخشنودی خاطر وی را از پادشاهان مکدر و مشوش نمی­ساخت وبه هیبت شاهانه آنها در ذهن وی نقش آرمانی می داد. اگر او به دربار می رفت بی شک این نقش آرمانی از خاطرش زدوده می شد و در نهایت به هیچ یک از این دربارها قدم نگذاشت و لاجرم در مورد آنها در اشتباه رؤیا انگیز خویش باقی ماند و آثارش آکنده از امیدها و خوش باوری هایی شد که فقط با صورت آرمانی تناسب داشت نه با حقیقت حال.
     استاد گنجه به دنبال سالها پویه و تلاش ، مدینه ی فاضله ای را که همه ی عمر در جستجوی آن بود؛ در پایان عمر کشف کرد ولی گنجه نیز همانند همه ی دنیا از این جامعه ی نیکان و نیک مردان دور ماند. در هفت پیکر وقتی بهرامِ نظامی پس از برتخت نشستن خطبه ی عدل می خواند ، به شکل پادشاهی آرمانی جلوه می کند. اگرچه از حرف تا عمل بهرام- به علت خوش گذرانی بی حد او- فاصله فراوان است؛ اما نظامی سعی کرده تا آنجا که می تواند او را پادشاهی معقول و مقبول جلوه دهد، پادشاهی که آنچه از دستش بر می آید انجام می دهد، هر چند خطبه ی عدلش از اعمالش زیباتر باشد:
چون رسیدم به تخت و تاج بلند                       کارهایی کنم خدای پسند
آن کنم، گر خدای بگذارد                                که زمن هیچ کس نیازارد
    مگر آن کو گنهگار بود                                    دزد و خونّی و راهدار بود...
روزکی چند چون بر آسایم                              در انصاف و عدل بگشایم
آنچه ما را فرضیه افتادست                              ظلم را ظلم و داد را دادست
 اعتمادی نمی کنم بر کس                               برخدای اعتماد کردم و بس....
یک دو ساعت نشست بر سر تخت               پس به خلوت کشید از آنجا رخت
عدل می کرد و داد می فرمود                         خلق از و راضی و خدا خشنود
                                                                  (نظامی ، 1387، صص100-99)
نظامی در هفت پیکر خود اصول و عقاید خاصی را پیروی کرده است.اما چون بنای مقاله ای حاضر بر آرمان شهر این کتاب ارزنده (هفت پیکر) می باشد در اینجا آرمان شهر نظامی را با ارائه خصایص و ویژگی هایی که در کتابش ترسیم نموده است به صورت ذیل تفکیک می کنیم:
الف)اعتقادی
1-عقلانیت:نظامی با این که در چند جای هفت پیکر خرد و دانش ورزی را می ستاید عقل وتعقیل را پایه ی رفتار شخصیت اصلی داستانش نمی داند.ا وبا طرد عقل خواسته رویاهایش واقعی تر به نظر برسد .
    2-جهان بینی: نظامی جهان بینی توحیدی دارد او کتابش را با نام خدا و ستایش وی آغاز می کند ولی در داستان بهرام گور در هفت پیکر جهان بینی جای ندارد و داستان آن آمیزه ای از افسانه و عشق رویا و خوشگذرانی بهرام است .
    3-تهذیب نفس:او در کتابش خود شناسی را پایه شناخت خدا می داند اما او سعی دارد نفس را زمانی بیالاید که در لحظه ی خوش فراق و امان یافتن از غوغای زندگی قرار گرفته و در حالتی رویا گون متوجه ضمیرخداگاه خویش شود.
     4-عدالت:او سعادتمند و محبوب قلبهای مردم را کسی می داند که بر اثر داد گری و اجرای عدالت به ارزشهای والای انسانی و کمالات معنوی رسیده باشد.
ب)سیاسی:
1-رهبری:او حاکم مطلق را خدا می داند اما رهبر داستان خود(بهرام گور) را ایده آل معرفی می کند و می گوید رهبر جامعه باید عادل و دلسوز باشد و شفقت ومهربانی داشته باشد و جنگجو و شجاع باشد که از نظر او بهرام این خصایص را دارد .
ج)اجتماعی:
1-مدنیت:او از مردم سخن می گوید و توده ی مردم را لایق صلح آسایش و آرامش می داند و تاج و تخت را امانت مردم در دست رهبران می داند.
2-آموزش و تربیت:نظامی آموزش امور خارق العاده را از طریق تعلیم توصیه کرده و در در جهان وهمگون و شاعرانه ی هفت پیکر و دنیای خیالی بهرام جایگاهی برای آن قائل شده است.
د)اقتصادی:
1-سرمایه داری و مالکیت:او در کتاب خود فقط از دارای و سرمایه داری بهرام که حاکم برتر است سخن می گوید .
ه)اخلاقی
1-شجاعت:درنظر نظامی فقط فضیلت هایی قابل ستایش است که در وجود بهرام است از آن جمله شجاعت است.
2-ستم کاری: در نظر نظامی بهرام از ظلم دوری می کند.او بارها ابیاتی در داستان هفت پیکر
آورده است که نشان از رد ظلم و ستم از سوی پیر گنجه می باشد.
       و هم اکنون برای هریک از این اصول و عقاید مطرح شده جداگانه شاهد مثال های می آوریم:  
 ( ادامه در بخش دوم )
 


1-utopia
2- kallipolis.
3- فرهنگ oxford ، ذيل utopia
©2014 HozehHonari. All Rights Reserved