21574
  ۱۳۹۰/۶/۱۲
ضریح بسته‌ی چشمانت
غزل
   
ضریح بسته‌ی چشمانت
عالیه عنایتی‌موفق
 
 
قفل لبت گشود براتم داد یا حلقه‌ی شکسته‌ی چشمانت؟
نذر نکرده از لب خیس‌ات یا پلک به خون نشسته‌ی چشمانت؟
تأثیر جذب چشم تو تا آن‌جاست، وقتی نگاه می‌کنی‌ام هر بار
می‌گردد از مدار خودش بیرون، قلبم به دور هسته‌ی چشمانت
هرجا که سبزچشم تو چرخیده، هرجا که سرخ هُرم تو پاشیده
جغرافیا خلاصه‌شده انگار، در اطلس گسسته‌ی چشمانت
تو بارها رصد شده‌ای اما یک کهکشان ساکت و مرموزی
اقمار سبز و آبی‌ات اعجازند، در آسمان خسته‌ی چشمانت
هر شب کمین چشم تو را دارند، صیادهای تیر و کمان بسته
در بیشه‌های سبز تو درگیرند، با آهوان رسته‌ی چشمانت
آرامگاه چشم تو نورانی‌ست، من روسری به دست تو می‌بندم
گاهی بگیر دست دلم را از پشت ضریح بسته‌ی چشمانت.
 
©2020 HozehHonari. All Rights Reserved