26572
  ۱۳۹۰/۸/۲۸
هوای تو
غزل
   
هوای تو
مژده خرم دره
 
از راه ميرسي كه دلم را تكان دهي
بعد اين شكسته را به جماعت نشان دهي
مي­سوزدم گلايه و حرفي نمي زنم
لبخند مي زنم كه به قلبم امان دهي
پرواز را به خاطر خود ميسپارم و
يك لحظه نيستي كه به من آسمان دهي
بوي بهار و سيب ندارد هواي تو
ها ميكني و كه باز به قلبم خزان دهي
حق ام نبود ،جاي دل صاف و ساده ام
يك دل ،پر از فريب چو رنگين كمان دهي
بيست و دو سالگي مرا پير كرده اي
من ميروم كه باز دلم را به آن دهي
آغوش كوچك تو مكاني عمومي است
تحقير مي­شوم ، به من آن را گران دهي
مي­لرزد از صداي تو تنهايي دلم
فرياد مي­زني كه خودت را نشان دهي
اي كاش آن كه در دل من پرسه مي­زني
اين بار در دلم ته آوار جان دهي
©2020 HozehHonari. All Rights Reserved