28717
  ۱۳۹۰/۹/۲۸
غزل
غلامرضا بهاري
   
زبان حال حضرت رقيه (س) در راه شام
غلامرضا بهاري
 
عمه دل در بر باباست، بيا برگرديم
در دلم شيون و غوغاست بيا برگرديم
 
خواب ديدم كه در آغوش پدر مسرورم
روح و جان در تب و روياست بيا برگرديم
 
مرغ جانم سر پرواز به سويش دارد
شوق پرواز چه زيباست بيا برگرديم
 
خواب ديدم كه رسول آمده با خيل ملك
كربلا محشر كبري است بيا برگرديم
 
ديده­ام خواب كه اندام پدر در صحرا
در صليبي چو مسيحاست بيا برگرديم
 
بهر يك بار دگر ديدن دستان عمو
ديده ام غرق تمناست بيا برگرديم
 
پشت بر قبله كجا میبرد اين قوم مرا
كربلا كعبه دلهاست بيا برگرديم
 
پيش رو هلهله ها پشت سر اما در خون
پيكر بي سر باباست بيا برگرديم
 
عمه از پشت سر انگار صدا ميشنوم
بي گمان اكبر ليلاست بيا برگرديم
 
©2020 HozehHonari. All Rights Reserved