37403
  ۱۳۹۱/۱/۲۴
غزل
عالیه عنایتی موفق
   
عالیه عنایتی موفق
 
کوفه بعد از تو گام برمی داشت، جای پايش نوشته می شد آب
کوچه کوچه عطش برش می داشت، هر کجايش نوشته می شد آب-
می چکيد از نگاه هر سنگی ، آسمان در خودش ورم می کرد
تا لبی از عطش ترک می خورد، در صدايش نوشته می شد آب
هرگلويی که تيغ می بوسيد ، از لبش جای خون عطش بود و
يک وصيت که بعد يا عباس!، ابتدايش نوشته می شد آب
شاعــری جمله های خيس اش را، واژه واژه به دفترش می دوخت
شکل يک واژه اش به هم می خورد- کربلايش- نوشته می شد آّب
هی خودش را به تشنگی می زد تا عطش را درست بنويسد

وقتی از حد گذشت تشنگی اش ، هر هجايش نوشته می شد آب

 
هرگونه نقل و استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع مجاز می‌باشد.


 
 
©2020 HozehHonari. All Rights Reserved