47823
  ۱۳۹۱/۶/۱۱
"اسطوره ی عدل"
مریم زرنشان
   
 این دل به من گفت: "اوخواهد آمد"
شاید یکی از روزهای آتش و خون
یا یک شب سرد و سیه
آنگه که ظلم و جور حاکم بر زمان است
آوای لالایی مادرها
اشک و غم وآه و فغان است
او خواهد آمد.
می آید از دور
رخشان تر از نور
با اسب سیمین
با بیرقی همچون شفق سرخ.
ای مظهر عشق اسطوره عدل
تا چند غیبت ؟ تاچند محنت؟
آخر طلوع کن!
دیو ستم بر پیکر رنجور آدم
انداخته چنگ
خوانم تو را با ذره های تار و پودم از این دل تنگ.
می گویم اینک تنهای تنها
در سینه ام جای طرب آوای غم ها
در شرق و غرب عالم اکنون جنگ و کین است.
در سوگ همنوع بشر این دل غمین است.
ای رایحه بخش زمین ای نور سرمد
ای حجت حق قایم آ ل محمد"ص"
خورشید عالمتاب ای مهر شب افروز
باز آکه گردد این شب تاریک چون روز.
 
©2020 HozehHonari. All Rights Reserved