Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  15:58 عصر ۱۳۹۱/۲/۱۲
تعداد بازدید  :  731
Print
   
نظری به رساله نجم­الدین کوکبی بخارایی

حسن زندی
نظری به رساله نجم­الدین کوکبی بخارایی
حسن زندی
 
آثار مکتوب موسیقی ایران همانند کتاب­ها و رسالات، ارزش فراوانی دارند و در سیر تدوین و تکمیل موسیقی نظری ایران جایگاه خاصی را دارا می­باشند. عالمان و دانشمندانی مانند: ابن­سینا، خوارزمی، فارابی، خواجه­نصیرالدین­طوسی و عبدالقادر مراغه­ای، صفی­الدین ارموی، قطب­الدین شیرازی و علی جرجانی و... در این زمینه آثاری را از خود به جای گذاشته­اند. که شناختن این آثار در تداوم تحقیقات موسیقی گذشته ضروری است. یکی از این رسالات موسیقی که کمتر شناخته شده است رساله موسیقی نجم­الدین کوکبی بخارایی است که در این مقاله، مختصراً به آن می­پردازیم.
کوکبی از موسیقیدانان و شعرای قرن دهم هجری است. وی دارای آوازی خوش بوده است و هنگامی که از هرات به بخارا بازمی­گشته در راه مشهد کشته شده است.
رساله کوکبی از چند جنبه حائز اهمیت است. یکی آن که مطالب آن با دیگر کتب موسیقی متفاوت است و حاوی برخی اصطلاحات متداول زمان خود است. هم­چنین به لحاظ اشعار موجود در آن که در توصیف موسیقی دوازده مقام است همواره مورد توجه رساله نویسان موسیقی بوده و در برخی آثار موسیقایی بعد از خود تأثیر گذاشته است. رساله کوکبی متشکل از یک مقدمه، دوازده فصل با نام دوازده مقام و خاتمه می­باشد که به عبیدالله خان که یکی از خانان ازبک بوده و بر ماوراءالنهر و بخارا حکومت می­کرده تقدیم کرده است.
کوکبی در مقدمه رساله با دیباچه­ای زیبا به حمد پروردگار پرداخته:
«حمد بی­حد، حکیم کارسازی را که ساز عشاق به نوای ثنای اوست و ثنای بی­عد کریمی را که بنده­نواز است، عمل سازی نقش بنیان به هوای لقای اوست و درود نامحدود بر آن صاحب مقام محمود که پیشرو انبیاء و رهنمای اصفیاست».
سپس در فصول دوازده­گانه به طور مختصر تعاریف موسیقی را ذکر می­نماید.
و در خاتمه این رساله در رعایت حالات و تعین اوقات و تأثیر نعمات مطالبی را آورده است.
مقام اول: در شرف علم موسیقی
الحق این علمی است شریف و صنعتی است لطیف که بهره از او، ارواح راست و نه اجسام را...
مقام دوم: در بیان موسیقی و تعیین موضوع او
بدان که موسیقی لغتی است یونانی و معنی او الحان است. این فن علمی است که درو دانسته می­شود، احوال نغمات از حیث ملایمت و منافرت...
مقام سوم: در تعریف نغمه
بدان که نغمه آواز خوشایندی است و چون حقیقت آن معلوم شد بدان که آن بردو قسم است: قولی و فعلی. قولی چون آواز خواننده و گوینده. فعلی چون صدای چنگ و رباب و امثال آن.
مقام چهارم: در تعریف بعد و جنس و جمع
مراد از بعد اختلاف بین النغمتین است و اگر طبع با استماع نغمتین لذت برد آن را بعد متفقه گویند و چون بعد متفقه از یکی درگذرد آن را جنس گویند و چون جنس از یکی درگذرد آن را جمع نامند.
مقام پنجم: در بیان پرده­های اصلی
بدان که مقامات اصل دوازده است. عشاق، نوا، بوسلیک، راست، عراق، اصفهان، زیرافکن، بزرگ، زنگوله، رهاوی، حسینی و حجاز.
مقام ششم: در نسبت آوازها و شعبات
بعد از ظهور دوازده مقام اصلی، اهل این صناعت پرده­ای چند از این اصول استخراج کرده، طایفه­ای از آن منشعبات مسمی به آوازه شده و طایفه­ای تسمیه شعبه یافته و آواز شش است:
گردونید، شهناز، گوشت، نوروز، سلمک، مایه
اما این منشعبات که در اصطلاح مسمی به شعبه می­گردد، بیست و چهار است.
مقام هفتم: در بیان مرکبات
بدان که طایفه­ای دیگر را از منشعبات مرکبات گویند و بعضی مرکب از دو اصلند و بعضی از دو شعبه و بعضی دیگر اصل و شعبه مجموع آن­ها که فی­الجمله ملایمتی دارند 24 است. چنانکه زیرکش خاوران آن است که حسینی بنیاد کنند و در رهاوی قرار دهند و حجاز مخالف آن است که حجاز بنیاد کنند و در عراق قرار دهند...
مقام هشتم: در تعریف نقره
چون دانستمی که نغمه آوازی است زمان آن را، فی­الجمله امتدادی نامند ناچار آن را مبداء و منتهایی خواهد بود. بدان که نقره را در اصطلاح این فن عبارت از آن مبداء است و حروفی که در مقام این مبادی می­نشیند حروف نقره می­خوانند و هشت است: ت، ر، د، ل، ن، عو، ا، ی، و که پنج حرف اول را نقرات و سه حرف آخر را نقرات زاید گفته­اند...
مقام نهم: در تعریف ایقاع
ایقاع، ایراد مقدار معینه از ازمنه متخلله بین النغمات که نسبت این مقدار به الحان هم چون نسبت وزن است به اشعار، و نسبت ازمنه متخلله با مقدار هم چون نسبت اجزای افاعیل و تفاعیل است با وزن...
مقام دهم: در ادوار الضروب
بدان که ادوار الضروب پیش از باب صناعت از عرب شش است اما نزد عجم پانزده است. مانند: هزج، اوفر، رمل، فاخته، ترکی ضوب، مخمس، خفیف، ثقیل، اوسط، چهار ضرب ضرب الفتح...
مقام یازدهم: در تقسیم تضیف بر اصنافی که به حسب اجزا از هم ممتازند.
بدان الحان بر سه نوع است. جزمی، بسیطی، خطی، جرمی آن است که نغمات و ایقاع و ابیات با هم جمع باشد و بسیطی آن است که از این سه، دو با هم جمع باشد و خطی آن است که از این سه یکی باشد...
مقام دوازدهم: در بیان اقسامی که به حسب اصول از هم ممتازند
بدان که از الحان جرمی هر تصنیفی که در دایره ثقیل و خفیف و اوسط واقع شود اگر ابیات آن عربی باشد آن را قول گویند و اگر ابیات آن فارسی باشد آن را غزل نامند و...
خاتمه: در رعایت حالات و تعیین اوقات و تأثیر نغمات
اگر اهل مجلسی، پرهیزکار و اهل صلاح باشند، قوال هرچه خواند و گوید باید از پند و نصیحت باشد و اصلاح کار آخرت باشد و اگر حکام و اهل صلاح باشند از باب عدالت و شجاعت و کرم و مروت بگوید، و اگر مردم جوان باشند و اهل شوق از عشق و محبت و وفاداری و نیازمندی گوید و اگر مسافران باشند از فراق و هجران دوستان و یاران و بی­وفایی روزگار گوید.
اما تعیین اوقات: در اول صبح رهاوی، چون آفتاب برآید عشاق و بعد از آن تا چاشت راست و در چاشت عراق و چون زوال بگذرد بزرگ و در نماز دیگر بوسلیک، و نزدیک شام زنگوله و نماز شام نوا و نماز خفتن زیرافکن و پس از ساعتی اصفهان و نیم شب حجاز.
اما تأثیر نغمات: عشاق و نوا و بوسلیک قوت شجاعت بخشد. راست و عراق، اصفهان مفید افراد بسیط و بافرح است. بزرگ و رهاوی و کوچک و زنگوله مؤثر حزن و اندوهند. حسینی و حجاز مؤثر ذوق و بسط مشوب به حزن و اندوهند.
بیان اسامی دوازده مقام و شش آواز
ز راه راست گر آهنگ می­کنی به حجاز                       ز اصفهان گذر جانب عراق انداز
چو ناقه زنگوله در پرده رهاوی بند                            به بوسلیک حسینی صفت برآر آواز
مشو بزرگ، ز روی نیاز، کوچک باش                        در این مقام به عشاق بی­نوا پرداز
گوشت، مایه، گردویند، چو برخوانی                          نوا ز پرده نوروز و سلمک و شهناز
به گوش جان شنو از کوکبی که کرد، ارا                      به چاربیت ده و دو مقام و شش آواز
منبع: سه رساله موسیقی قدیم ایران به کوشش منصوره ثابت­زاده
 

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال