Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  12:43 عصر ۱۳۹۱/۶/۱۱
تعداد بازدید  :  825
Print
   
سیری در موسیقی عاشیقی همدان (بخش نخست)

قادر شهسواری
پیشگفتار
همجواری استان همدان از سمت شمال با زنجان و قزوین، از سمت غرب و جنوب غربی با استانهای سنندج و کرمانشاه و لرستان و نیز امتداد مرز نامرئی حضور این اقوام تا مرکز، موجب تجمع تعداد زیادی از طوایف و قوم های ایرانی در سر حدات همدان شده است و به علت در هم آمیختگی و همزیستی سالهای متمادی، اختلاط فرهنگی و مشترکات سنتی زیادی با هم پیدا کرده اند و این خود باعث گشته است تا موسیقی قومی ایشان نیز از هم تاثیر پذیرفته و با لهجه و حالت و سرمنشاء خود دچار اختلاف و تناقض گردد. بررسی شنیداری موسیقی این اقوام در همدان چند مطلب را روشن می سازد که در زیر به آن می پردازیم.
موسیقی ترکی و به موجب آن چگور نوازی، داستان سرایی و عاشیقی بیشترین حضور را با توجه به کثرت ترک زبانها در این منطقه دارد و این شیوه نیز با تاثیر پذیرفتن از مقامات و داستانهای کُردی و لُری با نحوه اجرا در سایر نقاط کشور اختلافاتی دارد. البته گروه های دوره گرد سرنا و دهل و بالابان نیز راوی قسمتی از این موسیقی هستند.
موسیقی کُردی در مقایسه با موسیقی ترکی در درجه دوم اهمیت است که بصورت جزیی با سرنا و بالابان و دهل در مراسم های مختلف به گوش می رسد.
موسیقی لُری اما حضور چشمگیری نداشته و خیلی محدود در حوالی ملایر به سمت بروجرد شنیده می شود که پرداختن به آن شاید جزو وظایف موسیقی دانان لُر باشد و در اینجا فقط به حضور کمانچه پشت باز لری اشاره می کنیم که در مراسم های اجتماعی توسط ایشان نواخته می شود و به خاطر دوری از مرکز تجمع ترک ها و کُردها هنوز اصالت ملودی، مقام و لحن خود را حفظ کرده است. همین کمانچه با اسم مویه در کرمانشاه و خط سیر آن منتهی به اسدآباد همدان نیز نواخته می شود و مورد توجه هنرمندان است، البته لحن آن کاملا متمایز با نوع اول است. با تمام این اوصاف عاشیق ها و موسیقی ایشان سرآمد موسیقی اقوام همدان است.
 
 موسیقی ترک زبان ها (عاشیقی)
تاریخ مشخص حضور قوال های ترک در این خطه مشخص نیست اما با توجه به صحبت های سند زنده این موسیقی، استاد عاشیق حیدر محمودی که هفتمین نسل از راویان عاشیق همدانی اند، حدود 200 سال قدمت قطعی و 400 سال قدمت فرضی با در نظرگرفتن کوچ ترک ها در حوالی سالهای 1000 تا 1100 هجری شمسی را می توان تخمین زد. این حضور مداوم و موثر، فرهنگ عاشیقی و زبان ایشان را به یکی از پایه های فرهنگی منطقه تبدیل کرده است و طبق تعبیری که درباره راویان موسیقی ترک در قسمت ترک های خراسان آورده شد ایشان نیز معلمان اخلاق، راویان اخبار و تنها رسانه موجود در گذشته بوده اند.  
منشاء عاشیقی بصورت فعلی آن، به گفته اغلب کارشناسان و صاحب نظران  آذربایجان است. البته عده ای از همین صاحبنظران عاشیق ها را با ریشه کُرد مورد تحلیل قرارداده اند که این تحلیل باید مورد برسی های بیشتر قرار بگیرد. عاشیق‌ها نوازندگان و آوازخوانانی هستند که در ایران، جمهوری آذربایجان، ترکیه، ترکمنستان، قفقاز و دیگر مناطق ترک‌نشین هنرنمایی می‌کنند. عاشیق‌های آذربایجان وارث یکی از غنی‌ترین بخش‌های ادبیات و فرهنگ شفاهی آسیا هستند و برخی از کارشناسان معتقدند که فرهنگ عاشیقی یادگار شاه اسماعیل صفوی در فرهنگ ایرانی است. دربار شاه اسماعیل محل پرورش عاشیق‌ها بوده و عاشیق قربانی اولین عاشیقی بود که در این دربار فعالیت می‌کرد.
عاشیق ها بجز آذربایجان در میان مناطق دیگر به خصوص ساوه، همدان، زنجان، قوچان، قزوین، اراک، ملایر، تفرش، شیراز، رودهن و نواحی بوئین زهرا دیده می شوند که لهجه آنها و نوع استفاده از داستان های نقلی و بزمی ایشان در هر منطقه به فراخور فرهنگ رایج، متغیر است و تنها نقطه اشتراک و پایه اصلی و فرهنگ غالب، اصالت ترکی و ایل های ترک است.
واژه عاشیق در همدان به نوازنده چگور اطلاق می شده است اما در حال حاضر به تمام نوازندگانی که در مراسم های عروسی فعالیت می کنند عاشیق می گویند مانند مرحوم عاشیق صحبت طاهری نوازنده تار، مرحوم عاشیق احمد هلوری نوازنده کمانچه، مرحوم عاشیق اکبر غفوری نوازنده تار، عاشیق رحمان دریایی نوازنده سرنا، عاشیق سلمان نوازنده تار، مرحوم عاشیق نجات نوازنده ویلن و عاشیق فرج خوش قیافه نوازنده تار. اما اساتید و راویان موسیقی ترکی به هر نوازنده ای که در حین اجرای برنامه خود به نقل سخن و داستان سرایی می پردازد عاشیق میگویند و این واژه را اغلب برای چُگور نوازان به رسمیت می شناسند و اطلاق آن به دیگر نوازندگان را جایز نمی دانند و اساتید چگورنیز این گونه افراد را عاشیق واقعی نمی دانند چرا که معتقدند ایشان مطلبی برای گفتن ندارند. پس نتیجه میگیریم که در موسیقی عاشیقی ترک زبان ها، کلام و داستان و سخن از جایگاه والایی بر خور دار بوده و این وظیفه که نوعی رسالت فرهنگی نزد ایشان شمرده می شود، موجب تمایز عاشیق از دیگر نوازنده هاست.
تا پیش از صفویه داستانهای عاشقانه و افسانه های ایرانی دستمایه اجرایی عاشیق ها به شمار می رفت و بعد از صفویه داستان های مذهبی نیز جایگاه ویژه ای پیدا کرده تا جایی که به قول بعضی از صاحب نظران (عاشیق محرم علی نادری) به کسی که خواهان راه حق و راه علی (ع) است عاشیق گفته می شود.       
البته اینکه به چه کسی عاشیق می گویند تغییری در ماهیت آن نداشته و مهم نحوه اجرا و استفاده از ساز چُگور است.
 
چُگور همدان
 چگور، سازی زهی– زخمه ای است که توسط مضراب نیز نواخته می شود. چگور در همدان 9 وتر و 14 تا 16 دستان دارد که این دستانها در گذشته خیلی کمتر بوده است. به گفته عاشیق قلی پور تعداد وترهای چگور می تواند نمایانگر اتحاد 9 قوم و قبیله بزرگ ترک باشد.
طول دسته این ساز در نواحی همدان بلندتر از نواحی آذربایجان بوده و کاسۀ ساز نیز به سمت دایره متمایل است. عرض صفحه را بلندتر و ضخامت آنرا کمتر می گیرند، دلیل این اتفاق هم اختلاف صدای عاشیق های منطقه همدان با آذربایجان است که از محدوده صدای بم تری برخوردار اند و بلندی دسته نیز به بم شدن صدای ساز کمک می کند.
در نواحی همدان چگورهایی با پنج سیم نیز دیده شده است که در آن استفاده از انگشت شست از تکنیک های اساسی شمرده می شود. نحوه دستان بندی چگور در همدان از یک روش تبعیت نمیکند اما تا حد زیادی با دستان آذربایجان شرقی و تبریز هماهنگی دارد.
 
 
 
دستان قدیم مناطق تبریز
 
 
 
 
دستان متاول مناطق تبریز
 
 
 
 
 
دستان جدید مناطق تبریز
 
 در این ساز، پرده پنجم را شاه پرده بالا و پرده دهم را شاه پرده پائین می نامند. به غیر از دستان اول که در فاصله ربع پرده با دستان دوم قرارمی گیرد مابقی دستانها به فاصله نیم پرده از هم قرار دارند البته در بعضی از دستانها و آهنگ ها نوازندگان تغیراتی را در فواصل دستانها بوجود می آورند که این امر به لهجه و حالت ملودی ها رنگ و بوی خاصی می بخشد. عاشیق «قلی پور نزدیکی» اختلاف صدای چگور همدان را با موسیقی عاشیق های ترکیه در تعدادی از نیم پرده ها می داند که در منطقه به سمت کُرن متمایل شده اند. امروزه از کوک های مختلفی که برای این ساز وجود داشته است کمتر استفاده شده و اکثر عاشیق ها از یک کوک برای اجرای بیشتر داستانها استفاده می کنند اما آنچه کم و بیش می توان از کوک های رایج در منطقه شنید به شرح زیر است:
کوک زیل و بم : این همان کوک معروف است که تمامی نوازندگان چگور بطور وسیعی از آن استفاده می کنند. در این کوک سه سیم اول را «ر» و شش سیم بعدی را «دو» کوک میکنند.
کوک زارنجی : به سیم چهارم چگور، سیم زارنجی می گویند و با تغیر کوک این سیم، کوک های مختلفی بدست می آید. اگر این سیم در کوک زیل و بم سُل باشد بدین ترتیب که سه سیم اول ر، سیم چهارم سل و پنج سیم بعدی دو، کوک بدست آمده را کوک زارنجی می گویند. اگر سیم زارنجی را فا کوک کنیم قطعاتی نزدیک به ماهور و اگر می کوک کنیم قطعات در سه گاه ترکی را می توان بوسیله آن نواخت.      
در گذشته کوکی به نام زنگ شتر نیز وجود داشته که از نحوه اجرای آن اطلاعاتی در دست نیست.
کوک های فرنگی : تعدایی از نوازندگان چگور نُه سیم ساز خود را در سه ردیف سه تایی بسته و از کوک های رایج باغلاما استفاده می کنند که این اتفاق در بین نوازندگان قدیمی مورد مذمت است و ایشان این نوع استفاده از کوک ها را در اصطلاح، فرنگی می گویند.
 
در زمینه ساخت و ساز چگور در این منطقه عملا قدمی برداشته نشده و در حال حاضر نیز این ساز بصورت وارداتی از شهرهای دیگر به دست نوازندگان می رسد. البته چندین تجربه ساخت توسط بعضی از نوازندگان و سازندگان ساز انجام شد اما به هیج وجه مورد پیگیری قرار نگرفت.
 
خصوصیات موسیقی عاشیقی
در موسیقی ترکی و مخصوصاّ عاشیقی، روایت و سخن، ارزشی به مراتب بالاتر از هنر نوازندگی دارد. اشعار و داستان ها به زبان ترکی بوده و شامل قسمتهای منظوم و منثور است. قسمتهای منظوم به همراه ساز و قسمت های منثور بصورت محاوره خوانده می شود. این داستان ها هیچ گاه بصورت دفتری ثابت تهیه و تنظیم نگردیده و انتقال آن بصورت سینه به سینه انجام می گردد و بدیهی است به دلیل همین نوع آموزش و کم سوادی اکثر عاشیق ها، آنچه امروز از این داستان ها باقی مانده غالباً خیلی مختصر شده و تا حدودی نیز تحریف شده اند.
در این داستان ها از هر نوع مضمونی استفاده شده است مانند مذهب، وطن، آزادی خواهی، انسانیت و عشق. تعدادی از این داستانها در بین عاشیق های همدان و دیگر نقاط کشور مشترک است، مانند کوراوغلی، تیلم خان؛ و تعدادی نیز مختص منطقه همدان است. این تخصصی بودن به این دلیل است که بر خلاف عاشیق های دیگر مناطق کشور که دائماً داستان های قدیمی و روایت های کهنه را در اجراهای خود استفاده می کنند ،عاشیق های همدان اتفاقات عاطفی، اجتماعی و حتی ملی معاصر را نیز تبدیل به داستان کرده و از آن بهره می گیرند و بسیار دیده شده است که شخصیت های روایت شده در این داستانها هنوز در منطقه زنده بوده و هستند. از مهم ترین این داستان های می توان رضا کوچک (رضا متولد رزن همدان)، همراه و سوناز (همراه متولد حصار همدان)، سیدی، شیرین بیرچک، معصوم و افروز پری، سلیم شمس، محمد حسن خان و قربان و شهناز را نام برد. این داستانها و در اصطلاح آهنگها را ایلیاتی می گویند.
 اساس ادبی این داستانهای موسیقیایی بر پایه نوع خاصی ترجیع بند است، با این تفاوت که در طول داستان هر قطعه مفهوم و منظور خاصی را دنبال می کند و از نظر مضمون نیز گاهاً مخالف با قطعه بعدی است، فصل مشترک و جدا کننده هر بند را در اصطلاح «بش بند» یعنی «5 بند» می گویند، پس هر بند از 2 بیت شعر و یک بیت یا یک مصرع جدا کننده تشکیل می شود.
اساس این داستان سرایی، ناخودآگاه نوعی تغییر یا تعویض پرده را در تئاتر موزیکال (اُپرا) به خاطر می آورد که هر پرده با وجود بار معنایی مخوص به خود، در هدف داستان نیز نقش داشته و به آن رنگ می دهد. استفاده عاشیق ها از آهنگ و ملودی های مختلف در هر بند این گفته را تائید می کند که تدوین این تئاتر- موزیکال های محلی ترکی می تواند گامی روشن در ماندگاری این الحان رو به فراموشی باشد.
عاشیق ها شیوه و روش آهنگ و ملودی را مترادف با لحجه و صوت دانسته و از کلمه های آهنگ و صوت بسیار استفاده می کنند. به گفته ایشان آهنگ، مخصوص ساز است و صوت مخصوص آواز. عاشیق ها واژه موقام (مقام) را کمتر استفاده کرده و مخصوص سرنا و دهل می دانند. آهنگ ها همان داستانهایی است که پیشتر از آن سخن گفتیم. بیشتر این داستانها با اختلافات جزیی در زبان ترکی در تمامی ایران رایج است و این، نشان دهنده اساس موسیقی ترکی بر مبنای روایت گری است.
شهرهای بهار و لالجین نقطه تمرکز و نوک پرگار موسیقی عاشیقی همدان است. بهار در گذشته مرغزار قراتکین بوده و تجمعی از چند ایل بزرگ هم چون بهارلو، قرگوزلو و قرخانلر را در خود دارد. عاشیق قلی پور معتقد است: "با توجه به شواهد موجود، ساکنین این منطقه جزء طوایف افشار به حساب می آیند." گفتنی است مرزی بین این دو شهر وجود ندارد و در موسیقی عاشیقی، این دو شهر را واحد می گیریم. با فاصله گرفتن از این منطقه به سمت کبودراهنگ منتهی به ساوه و از سمت دیگر ترک نشین های حد فاصل همدان تا ملایر دستانها و آهنگ ها با تغییراتی روبه رو می شود.
این اختلافات اجرایی عاشیق های همدانی نسبت به آذربایجان است که لحن و صدای دستانها در بعضی موارد به کُرن متمایل شده و نوعی نرمش و اندوه را به آهنگ های عاشیق های همدان می بخشد - بر خلاف روح حماسی آهنگهای آذربایجان – عاشیق «ایمران حیدری» (تبریز) معتقد است عاشیق های همدان و ساوه از اقوام خلج هستند و موسیقی عاشیقی همدان به خاطر استفاده از داستانهای مخصوص به خود که در نواحی آذربایجان شنیده نمی شود، دارای تفاوتهای زیادی با دیگر مناطق است.
از دیگر مشخصه های اجرایی استفاده از تکنیک «ضربه دست راست» روی صفحه ساز است که مرحوم حاج مصیب ظهوری (اهل روستای میرزا حصاری) از عاشیق های قدیمی از آن استفاده می کرده و در حال حاظر نیز جزو تکنیک های تزئینی چگور در منطقه همدان محسوب می شود. نوعی تکنیک ناله نیز وجود دارد که در آن با شروع ناله بر روی نت مورد نظر عاشیق، انگشت دست چپ را بعد از مالش عرضی تک تک از روی سیم ها بر میدارد. از شاخصه های بارز اجرایی چگور، در هم آمیختگی متر و ضرب است به نحوی که در قطعات آوازی از ضرب های فراخ که گاها بی وزن احساس میشود استفاده کرده و قطعات ضربی به نحو بسیار چشمگیری از ضد ضرب و سنکوب بهره برده میشود و این امر خود همراهی کننده ریتمیک را با مشکل مواجه می کند. اما تبحر در اجرا و آواز تا حد زیادی این مشکل را پوشش می دهد.
ایلناز رهبر (پژوهشگر و محقق موسیقی) در مورد خصایص اجرایی موسیقی عاشیقی همدان، استفاده از داستانهای محلی (ایلیاتی) را وجه بارزی دانسته می افزاید: "با اینکه اسامی تعدادی از آهنگها در بین همدان و آذربایجان شرقی مشترک است اما عاشیق های همدان آهنگ های مختص به خود را اجرا می کنند و هم چنان موسیقی عاشیقی در استان مانند دیگر مناطق بر سنت داستان گویی استوار است." وی تکنیک اجرایی ضعیف تر نوازندگی چگور در همدان را نسبت به آذربایجان درخصوص عاشیق های همدان متذکر شده و دلیل این امر را پرداختن بیش از حد به داستان و مفهوم القایی آن می داند.
این اتفاق تا حدودی به واقعیت نزدیک است چرا که در موسیقی روایی- آوازی، تمرکز خواننده که در همان حال، اجرای ساز را نیز به عهده دارد بیشتر بر روی صحیح خوانی قطعه منعطف شده و کوک نبودن ساز و استفاده اتفاقی از دستانهای بیرون از گام و تغیر متر در میزان های ضربی امریست عادی و شنوندگان نیز خرده ای به این امور نمی گیرند و بیشتر وسواس شنیداری خود را به آواز معطوف می کنند. عاشیق حیدر نیز یکی از بارزترین خصایص موسیقی عاشیقی همدان را استفاده از شعرهای فاخر می داند و معتقد است این وجه عاشیقی در همدان سرآمد بوده و این امر به دفعات مورد تایید عاشیق های سایر نقاط ایران نیز رسیده است.

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال