Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  12:27 عصر ۱۳۹۰/۱۰/۲۵
تعداد بازدید  :  474
Print
   
جشنواره‌ها

سید مهرداد موسویان
جشنواره‌ها
سید مهرداد موسویان
نویسنده به لوح های یادبود و تقدیرنامه های متعددی که گرفته بود اشاره کرد و به زنش گفت: «دیگر می­خواهم حرفه­ای بنویسم» زن پرسید: «یعنی چی؟»
-         یعنی اینکه شغلم فقط بشه نوشتن.
زن اخم­هایش را در هم کرد و صدایش را بالا برد :
-         داری چرت میگی، میشه بگی چرا؟
-         مگه خبر نداری خانم، تحریم هستیم، موقع تحریم بهترین کار، کار در منزله.
-         چرت میگی، تا حالا مگه نانی هم از این مزخرفاتت درآمده؟
نویسنده سرش را پایین انداخت، دندان هایش را روی هم فشار داد و با لحنی محبت آمیز گفت:
-   خوب همین! بخاطر اینه که حرفه ای نبودم. حالا باید تمرکز کنم روی اولین جشنواره. جایزه توی سی نفر اول و ده نفر اول و پنج نفر اول نیست، جایزه مال نفر اول دوم و سومه، حالا دیگه وقتی حرفه ای بشم، اول دومی جایزه اش مال منه و یعنی کلی پول. تاحالا هر چی جشنواره شرکت کردم، سرسری بوده، بازم خوب رتبه آوردم. بهتر از این نیست که با این شرایط، سرمایه­ را بیندازی توی خطر؟ نه خداییش؟
-         چرت میگی، تو مگه سرمایه داری؟
-         بهترین سرمایه ی من فکرمه خانم.
اولین جشنواره بعد از حرفه ای شدن، نفر اول، 13 رای، نفر دوم و سوم 11 رای و او 10 رای آورده بود و او روی صندلی مدعوین، آه از نهادش بلند شد. اما با روی گشاده به زنش گفت: «ببین فاصله­ام تا جایزه خیلی کم بود اما انگار تحریم اینجا هم اثر گذاشته. اما جشنواره­ی بعدی تلاش بیشتری می­خواد، وقتم کم بوده» او تمام تمرکزش را روی جشنواره­ی بعدی، و تلاش بیشترش گذاشت، اما درجشنواره­ی دوم فقط به جشنواره دعوت شد. اما از جشنواره ی سوم به بعد، حرفه­ای مدتهاست در هیچ جشنواره ای حتی دعوت هم نمی­شود.

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال