Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  15:20 عصر ۱۳۹۱/۱/۲۳
تعداد بازدید  :  532
Print
   
"راهنمای سمت چپ"

داستان کوتاه
"راهنمای سمت چپ"
زینب توقع همدانی
توی سومین چرخش پیچ رادیو، راننده صدای موسیقی را که شنید، دستش روی پیچ بی حرکت ماند. آهنگ به نظرش آشنا بود. سعی کرد حدس بزند آهنگ کدام موسیقی معروف است. صدای "ای الهه ناز" گفتن ِ بنان از فکر کردن نجاتش داد.         
مرد میانسالی که جلو نشسته بود،آهنگ را که شنید نگاهش را از عکس سه در چهار ِ زنی که بالای ضبط راننده چسبیده بود برداشت و رفت به حیاط دبیرستان سپه سالار. به زنگ تفریح هایی که با مرتضی سمیعی و کامران فتوحی و جعفر کی منش می نشستند زیر درخت و به چه چه های جواد عبادی گوش می کردند. 
زنی که عقب نشسته بود و سرش را چسبانده بود به شیشه ی سمت راست،خیره شد به موهای ِ خاکستری ِ مرد جلویی و با خودش فکر کرد وسط شلوغی ارث و میراث تقسیم کردن خانه ی پدر بزرگش چه بلایی سر ِ رادیوی قدیمی آمد؟   
دختری که وسط نشسته بود یاد همکلاسی دوران کارشناسی اش افتاد و از وسط لیست اسامی موبایلش اسم الی را پیدا کرد و برایش miss  انداخت. بعد سرش را کمی به چپ چرخاند و به پسر بغل دستی اش نگاه کرد که بدون آن که صدایی از دهانش بیرون بیاید همراه با خواندن ِ بنان،لب هایش را تکان می داد. 
به میدان که رسیدند آهنگ هنوز تمام نشده بود. مرد میانسال جلویی خودش را از زیر سایه ی درخت دبیرستان سپه سالار بیرون کشید و از ماشین پیاده شد. زن با بی میلی در را باز کرد و بیرون رفت، پشت سرش دختر که حالا الی جواب miss اش را داده بود و بعد هم پسر که همچنان آهنگ را زیر لب تکرار می کرد.       
در که بسته شد راننده زل زد به عکس سه در چهار سیمین. از آخرین پنج شنبه ای که دیده بودش دو ماهی می گذشت. همان طور که صدای رادیو را بلندتر می کرد راهنمای چپش را زد و خلاف جهتی که آمده بود،برگشت. تا غروب نشده باید خودش را به سیمین می رساند. شنیده بود زیارت اهل قبور بعد از مغرب شگون ندارد.

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال