Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  14:07 عصر ۱۳۹۱/۳/۲۴
تعداد بازدید  :  516
Print
   
یک تیر و دو نشان

داستان
                                                 یک تیر و دو نشان
        سیدحسین موسوی
 
توی خوابگاه پنج نفرند.
یکی از آنها از آشپزخانه توی اتاق می آید و می گوید: «بطری آب من خالی است. چه کسی آن را خورده؟»
کسی جواب نمی دهد.
این کار بارها تکرار شد...
یک ماه گذشت...
پسرگفت: «کسی که به بطری مخصوص من دست می زند کیست؟...فقط می خواهم او را بشناسم»
باز هم کسی جواب نداد. پسر به شدت عصبانی بود. ساعت ها فکر کرد. بالاخره فکری به ذهنش رسید...
یک روز صبح جنازه یکی ازپسرها کف آشپزخانه بود. در یخچال باز مانده بود. یک بطری آب روی زمین افتاده بود.
سم مهلک کارخود را کرده بود...
 
 
 
 
هرگونه نقل و استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع مجاز می‌باشد

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال