Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  11:21 صبح ۱۳۸۹/۱۲/۲۲
تعداد بازدید  :  1002
Print
   
2؛بخش دوم گفتگو با سیاوش دیهیمی. موضوع؛آسیب شناسی موسیقی همدان.بخش دوم

2؛بخش دوم گفتگو با سیاوش دیهیمی. موضوع؛آسیب شناسی موسیقی همدان.بخش دوم

 
    شماره : 2
     گفتگو با آقای سیاوش دیهیمی ( بخش دوم )
    موضوع : آسیب شناسی موسیقی در همدان
 
·        حضرتعالی فرمودید یک بحث به رشد خود هنرمند درعرصه موسیقی و هنرهای دیگر برمی گردد، و یک بحث هم به زندگی مستقل و ازدواج هنرمند برمی گردد که می تواند خیلی مؤثرباشد. هم می تواند تعالی بدهد و تشویق کند،...  اگر می شود راجع به این هم یک توضیحی بدهید ، چون خیلی ها بودند که از عرصه موسیقی کنار رفتند خیلی ها هم بودند که دراین عرصه گل کردند؟
      خدمتتان عرض کنم که یک موضوع این است که هنرمند تشکیل خانواده بدهد اولاَ درشهرستانها ازقدیم هم درهمه جای دنیا بوده است درشهرستانها بچه ها که به ثمرمی رسیدند به تهران می رفتند، تهران و جاذبه های تهران آنها را جذب می کرد و بعدها آنها جانشین اساتید می شدند. گاهی از تهرانی ها گلایه کردیم که جمع شوید. یکی از استادهای تهران که یکی از شاگردانش سرصحنه، موسیقی می زد گفت که این شاگردم، سه سال است  که برنده جایزه نوجوان می شود. از بچه های اراک است، من آنجا که درس می دادم آنجا بود، بعد آقای ناصح پور که از خواننده های برجسته است حالا فقط معلم است وخودش نمی خواند، گفته بود که جایزه را به این آقا بدهید. گفته بود پسرجان تو پیش چه کسی کار می کنی؟ گفته بود یک آقایی هست از همدان به اراک می آید و من چند سال پیش او آموزش دیدم. اسم ما را برده بود بعد ایشان گفته بود آن موقع آقای مسجد جامعی بود گفت: ببینید آقای وزیر از شهرستانها این جور بچه هایی عمل می آید. و عرض کردم این روال است ولی انسان گاهی می گوید لااقل تهرانی ها شما یک حرفی بزنید بچه ها ازکرمانشاه آمده اند وبه این مرحله رسیده اند.
     یک آقایی تهران می رود و وارد کار می شود وحالا یک نکته ای هم من درپرانتز بازکنم که واقعاً، ما درموسیقی همیشه به بچه ها می گوییم که این را به عنوان یک علاقمندی یاد بگیرند. ننشینند به فکر نان و آب باشند. خدا شاهد است من آمدم بچه هایی که درکنکور بودند وامتحان دادند وخیلی هم برجسته هستند، ازجمله پسری که اسم نمی برم پدر و مادرش پیش من آمدند وگفتند که فلانی این بچه ی ما رشته موسیقی برود، دررشته ریاضی معدلش بیست است. گفتم من پیشنهاد نمی کنم فردا موسیقی با این گرفت و گیری که دارد شما فردا این بچه اگر کاره ای نشود. آن موقع من چه جوابی دارم که به شما بدهم. من پیشنهاد نمی دهم من به هیچ بچه ای نمی گویم رشته موسیقی برود. حالا به دخترها ممکن است بگویم. چون خانم ها ازدواج خواهندکرد. در مسیر زندگی قرار خواهند گرفت. ولی تا حالا به هیچ آقایی توصیه نکردم. ولی بعضی ها خودشان رفتند والآن دردوره های کارشناسی یا بالاتر ادامه تحصیل می دهند. حالا بعضی ها که ازدواج می کنند. اما شهری که در آن زندگی می کنند در موفقیت آنها خیلی نقش دارد. تا وقتی که ازدواج نکرده بودیم مادر وپدر یا مشوق ما بودند یا کاری به کارما نداشتند. این برای اهل موسیقی طبیعی است. اگر برایشان مزاحمت ایجادنکنند و اگرتشویق کنند بهتراست. وقتی ازدواج کرد اگرهمسرش با او همراهی نکند یک مدتی برای دل خودش ساز می زند بعد من دلم می خواهد یک جای خاصی سازبزنم. می گویند خدا بشر را آفرید که بگوید ببین من هستم شما باید من را نگاه کنید این حدیث قدسی است که اگرشما را خلق نمی کردم ناپیدا بودم این هنر هم که می گویم وابسته به خودش است جمیل است و جمال .هنرمند می خواهد هنرش را عرضه کند مثلا اگرنقاشی کشیدید، نمایشگاه بزنید زیرا باید هنر شما را ببینند خط نوشتید موسیقی کارکردید و... باید هنر خود را عرضه کنید. مهمترین بخش درموسیقی بخش دیداری است. من هنرمند را می بینم ، این آقا یا خانمی که ازدواج کرده ، اگرهمسرش مزاحمت برایش ایجادکند، خیلی ها این جوری هستند ولی اگرتشویق نکند که قاعدتاً باید این جوری باشد آن همسر باید همسرش را برای کارتشویق کند واین خودش دلیلی است من خیالم ازخانواده راحت بود که توانستم در مورد موسیقی اطلاعات کسب کنیم اگر همسرمن مثلاً ایراد می گرفت و نق می زد. الان من می گویم من جلسه دارم پیش آنها بدقول می شوم . اگرنق می زد ، باعث می شدکه با اعصاب خراب بروم. خانواده در تربیت بچه نقش دارد ، این بچه بزرگ می شود خودش می شود پدر، خودش مادری است برای نسل بعد. اینها زنجیروار به هم وصل هستند و در اینکه هنر به طرف کمال  برود یا خدای نکرده درجا برند موثر است.
 
·        در لابه لای صحبت ها اشاره شد به غرور وتکبر ومنیتی که حضرتعالی اشاره کردید ما معمولاً درعرصه هنربه طورعام شهرت ، به نام شدن ، نام آورشدن را داریم . بعضی ها خیلی زود برایشان اتفاق می افتد درسنین درس و بعضی ها خیلی دیرشناسایی میشوند مثل آقای نوری یا کسانی دیگرکه درواقع معرفی شده اند حالا این زود معرفی شدن وبه شهرت رسیدن چه آسیبی داردو دیرمعرفی شدن چه معایبی دارد؟
     شهرت می تواند خیلی راحت به دست بیاید و بلاخره ابزارش فراهم می شود ما در همین همدان یک گروهی داشتیم من خودم با آنها کارمی کردم آقای فریدونی سرپرست ما بود، آهنگ ساز خوبی بود، آن هم ازنیروهایی بودکه هرز رفته بود من همین حرفها را جلوی روی خانواده هایشان هم گفتم ، خدا به تویک استعدادی داد ولی استفاده نکردی حالا یک زمانی ما تهران رفتیم رتبه ی بالا آوردیم اول شدیم و در چین و کره کنسرت دادیم . ما می توانستیم همان گروه را حفظ کنیم گروه مثل دانه های تسبیح است یک نخی میخواهد اگرآن نخ پاره شود ، این گروه پراکنده می شود ، حالا آن نخ پاره شد، ما تا به آنجا رسیدیم که رتبه اول کشور را آوردیم سال شصت و هشت ، سال شصت ونه ما راچین وکره بردند. دعوت شدیم ، دولت به خرج خودش فرستاد ، ما اگرچهار یا پنج تا بودیم ودل می دادیم ، میخواهم راجع به شهرت صحبت کنم این مقدمه ای برای شهرت است. این اعضای ما مسمم بودند که فقط در چین وکره وتهران برنامه داشته باشند. خب درشهرستانها هم کنسرت بدهید. ما به عنوان گروه میلاد به شهرستانها می رفتیم ، پس شهرت میتواند خیلی راحت به دست بیاید. من مطلبی به روزنامه دادم که به علت اینکه مطلب روزبود چاپ شد چون تا مطلب داغ بود باید مردم حرف من رامی شنیدند. زحمت دارد ولی نگهداریش خیلی سخت است. حالا بعضی ها جوان هستند به شهرت می رسندوبعضی هاخیلی پیرند این اقتضای زمان است. مثلا کسی می آید با سازخودش هم سازمی زند وهم آهنگ سازی میکند. یک دیداقتصادی دارد ، یعنی طرف می گویدچرا بروم با یک گروه ده نفره کارکنم ، بخشی از این درآمد کنسرت است طرف مغرور شهرت خودش است . وقتی به شهرت می رسد، درعرصه موسیقی آن تفکیک فضا وتخصص را فراموش میکند. قبل ازانقلاب یک جشن هنروفرهنگ درشیراز پیش آمد. شاید این الگو درذهنش بود و استقبالی هم شد. این ذهنیت برای موسیقی ایده بود، بعضی از موسیقی دانان از آن جشن اثرمطلوب می گرفتند. این را یک شرطی میگویند. این دویا سه نفر، یک گروه هستند، درموسیقی قدیم هم بوده ولی نه به خاطر است که این جنبه اقتصادی باعث میشود طرف دچار غرورشود. یعنی اینکه ناچاراست موسیقی اش رایک ذره پایین بیاورد. مثلاً آقای لطفی وقتی یک مدتی امریکا رفته بود اگرکارهای آن زمانش را گوش می دادید، میدید که آن موسیقی که درشهرمشهد یا توس اجرا کرد نیست ، بنابراین گفت هرکسی رابرای کاری ساخته اند. بله این باید با اعضای گروه همراه باشد. این هفت ، هشت ،ده نفرکنارهم بنشینند. این بافت ارکستر، بافتی است که بایدقابل پذیرش باشد بنده یک بارکنسرت تک نفره شما را گوش میکنم. من می آیم کنسرت گروهی ببینم این یکی ازآسیبها ی بزرگ است. این اولین آسیب را به خود هنرمند می زند. یعنی هنرمند هم ازنظر ارزشی وهم ازنظر مادی و فنی ضربه می خورد. همین کنسرتی که آقای شجریان جدیداً ارائه داده به نام غوغای آشوب. به این نوارگوش می کردم خواندن خیلی خوب است ، ارکستر هم خیلی خوب بود . برای اینکه آقای شجریان خودش سه تا آهنگ ساخته. آقای شجریان میتواند درطول زندگی اش پنج تا آهنگ بسازد. اما یکی ازآهنگ سازان علیزاده است ، علیزاده آهنگ سازی اش بهتر از نوازندگی اش است. به خاطراینکه خدا خلقش کرده که چیزی بیآفریند قرار نیست ما ازشعرهای دیوان حافظ و مولوی استفاده کنیم . توباید شعررا بشناسی ، دیشب این آهنگ غوغای آشوب شجریان را گذاشته بودم بعد به بچه ها گفتم با دقت گوش کنید ، دخترم گفت این کلمه خوب ادا نمیشود. این بچه درخانه دیده من چه برخودی با موسیقی داشتم ، حالا می خواهم این را بگویم که یکی ازمشکلات موسیقی این است که خودمان درموسیقی درجا می زنیم . یعنی هرکس درهرجایی ، مثلاً درحوزه هنر، اگرفکرکند که به قله رسیده بداند که ، اول سقوطش است. اصلاً قله ای نیست که بخواهی به آن برسی. آنقدربالاست که تو به آن نمی رسی . هنردامنه ندارد، مرزندارد، مثل ریاضی نیست که میگویند از این قسمت بخوانید. دیربه شهرت رسیدن چه آفتی برای هنرمند دارد ، چون وقتی کسی دیر به شهرت می رسد مسلمایک سری امکانات را دراختیار ندارد. این چه مشکلی را به همراه دارد. فکر می کنم برای بازدهی زمان لازم را در اختیار ندارد. البته خوب است قاعده ای کاملاً علمی است. که ما همه چیز را ازبچگی یاد بگیریم . ازجمله هنر که درجوانی باید انسان به شهرت برسد. بدنیست ولی باید پایه ریزی محکم شده باشد، که مغرور نشود.
 
·        اگرکسی دیر به شهرت برسد قبول کنید که برای او زمان محدود است. به هرحال رسیدن به شهرت سخت نیست. این بحثی که داشتیم بیشترمربوط به اطراف همدان است ، نقش نهادهای فرهنگی و متولیان فرهنگی دراین عرصه چیست؟
     کسانی که چه درتعالیف چه درسطح موسیقی متولی هستند و باید کاری انجام بدهند نمی دهند و مدیریت فرهنگی دریک کلام خیلی ضعیف است  ما یک برنامه ریزی درسطح استان می خواهیم اولاً دو سه هفته پیش وزیر ارشاد اینجا بود، بنده به عنوان یکی ازاعضای انجمن موسیقی درآنجا حضور داشتم گفتم: آقای وزیر! هنر را به یک چشم نگاه کن، به قول ما کرمانشاهی ها چشمکی نباش. اگرمسؤلین، استانها را به یک چشم نگاه کنند باعث می شود که ما نفهمیم که زیر ذره بینیم و در این صورت هیچگاه خلاف حرکت نمی کنیم . من الان نزدیک چهل، چهل و پنج سال است که دراین همدان درعرصه موسیقی و ادبیات فعالیت می کنم، می دانستم که اگر در مقررات و مسیر خودم حرکت کنم امام جمعه هم نمی تواند از ما ایراد بگیرد. وقتی ما می گوییم انجمن موسیقی اینها باید با هم همکاری کنند. بایدازهم مشورت بگیرند. من این پوسترموسیقی ترنم را دراداره دیدم، این آقای مصباح آنجا بود گفتم این پوستر ایراد دارد. اولاً چرا پوستر را زدید. شما باید ازانجمن موسیقی دعوت می کردید و می گفتید این پوستر را بزنیم یا نزنیم. شما قدرتتان آنقدر ضعیف است که نتوانستید به حوزه هنری اعتراض کنید.
 
·        گفتند اعتراضتان چیست؟
     گفتم اعتراض ما این است که نه سال جشنواره موسیقی سنتی داشتید لااقل اینها یک پرانتز بازمی کردند و می نوشتند اولین جشنواره هنری. من کسی هستم که عمرم را مفت و مجانی برای ارشاد گذاشتم. حالا گاهی می گویند امسال یک کادویی برای اینکه با ما همکاری داشتید به شما می دهیم، من به آقای وزیر گفتم ما جیره خوارنیستیم. ما پیر مردها که اینجا نشستیم ما آموزش و پرورشی هستیم. به شما رایگان مشورت می دهیم. اگرما نباشیم شما تعطیل هستید. وزارتخانه ی  شما چه کارکرده است. حالا غرضم این است که من در این مسیر تجربه پیدا کرده ام. من خیلی خوشحال شدم که این برنامه اجرا می شود اما باید از ما مشورت می خواستند، منتهی این جوانان فکرمی کنند، ماجای آنها راگرفته ایم. اما من هیچ وقت فکر نمی کنم جوانها بخواهند جای ما رابگیرند اگر جوانها جلو بیایند من به آنها کار یاد می دهم.      
 
·        باتشکر از شما و از وقتی که در اختیار حوزه هنری استان همدان قراردادید.
 


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال