Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  12:52 عصر ۱۳۹۰/۱/۱۵
تعداد بازدید  :  841
Print
   
عـــادل‌ مــلكي‌
انــجام‌ آن‌ كـس‌ كه‌ فـروتن‌ بـود

انــجام‌ آن‌ كـس‌ كه‌ فـروتن‌ بـود
انــجام‌ آن‌ كـس‌ كه‌ فـروتن‌ بـود
عـــادل‌ مــلكي‌
 
يكي‌ بود يكي‌ نبود. زير همين‌ گنبد آبي‌ روشن‌ كه‌ هر روز سير ناشده‌ از خواب ‌برمي‌خيزيد و با چشم‌هاي‌ پف‌ كرده‌‌ خواب‌آلود مي‌نگريدش‌ يا شايد هم‌ نمي‌نگريدش‌، و در هر حال‌ به‌اش‌ بي‌اعتنا هستيد، آدمي‌ بود كه‌ هميشه‌ خميده‌ راه‌ مي‌رفت‌. نه‌ آن‌ كه‌گمان‌ كنيد از مادر چنين‌ زاده‌ بود ها، نه‌. او خويش‌ مقصر بود به‌ تمامي‌ در خميدگي‌خويش‌؛ چرا كه‌ بسيار فروتن‌ بود، و خميدگي‌ را فروتني‌ مي‌انگاشت‌، پس‌ خميدگي‌ را ارج‌ مي‌نهاد و فضيلت‌ مي‌پنداشت‌.
باري‌. خميده‌ مي‌رفت‌ و خميده‌ مي‌زيست‌. و بس‌ بسيار كرد در آن‌ افراط‌. و مي‌دانيد كه‌ افراط‌ در هر كار سبب‌ پيدايي‌ و دست‌ آمدن‌ نتيجه‌اي‌ خواهد شد وارونه‌.
زماني‌ گذشت‌ و آن‌ كس‌ شد صاحب‌ گوژي‌ در پشت‌ خويش‌، و هر چه‌ مي‌گذشت‌ گوژش‌ مي‌آمد برتر، و مي‌شد سرش‌ به‌ زمين‌ نزديك‌تر، تا سرانجام‌ رسيد دستانش‌ به‌زمين‌ چون‌ انتر.
سخن‌ كوتاه‌، آخر شد شبيه‌ چهار پايه‌.
زان‌ پس‌ هر كه‌ چهار پايه‌اي‌ نياز داشت‌ او را صدا مي‌زد.
 
 
 

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال