Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  12:12 عصر ۱۳۹۰/۱/۱۶
تعداد بازدید  :  800
Print
   
شعر نو 237 تا 241
شعر نو 237 تا 241

شعر نو 237 تا 241

     شماره : 237
     نرگس شيرازي
فرقي نمي­كند
صبح
از كدام پنجره بالا بيايد
يا از كدام شانه
                   برخيزم
يا در
روي كدام پاشنه بچرخد
وقتي تو
هيچ وقت اين همه روز
آفتابي نمي­شوي
 
 
 
     شماره : 238
     حميدرضا شكار سري
1) لايه لايه غم
 لايه لاله گريه
چه دل پري دارد اين پياز!
 
2) لا به لاي لايه لايه‌هاي پياز
استتار مي‌كند
تا اعماق گريه پيش مي‌رود
و فرمانده در انتظار سالاد
چرت مي‌زند ...
 
3) از صفحه‌ي رادار محو شد و
يك دل سير
به آسودگي گريست
در لابه‌لاي لايه لايه‌هاي ناپيداي پياز ...
 
4) مزارع دنيا بگوشم!
تمام مزارع دنيا بگوشم!
سنگر گم آورده‌اند
گريه‌هايم
پس اين گوني‌هاي پياز چه شد؟
 
5) پياز
سنگ صبور خوبي بود
چاقو
اما
دردي براي گفتن نداشت
 
6) هميشه
بهانه‌اي براي گريه هست
تعجب نكن اگر
نيمرو را هم با پياز درست مي‌كنم!
 
7) قايم باشك ما
در همين اتاق و آشپزخانه‌ي نقلي هم مي‌چسبد
خارج از تيررس نگاه
پياز پناهگاه مطمئني‌ست
و گريه
بازي را برده است
 
 
 
 
     شماره : 239
     سيد علي ميرافضلي
"داركوب"
رد پا چيز خوبي است
دانه پاشيدم تا بيايي
گوش كن: تق
تق تتق تق
حس موسيقي‌ات را بياور
من همين گوشه‌ام
پاي اين كاج‌هاي مطبق
شهرهايم واژه در واژه يك رد پا بيشتر نيست
شهرهايي كه سوراخ سوراخ
بر تن كاجهاي خالكوبي است
گوش كن: تق تتق تق
واژه پاشيده‌ام تا بيايي
رد پا چيز خوبي است
 
 
 
 
     شماره : 240
     رسول يونان
نه امپراتورم
و نه ستاره‌اي در مشت دارم
اما خودم را
با كسي كه خيلي خوش بخت است اشتباه گرفته‌ام
و به جاي او راه مي‌روم
غذا مي‌خورم
مي‌خوابم و ...
چه اشتباه قشنگ و دل انگيزي
تالاپ!
ماه بر بام خانه‌ام مي‌افتد
ادامه باران‌ها هميشه زيبا نيست
همين طور ادامه روياها
نيستي
و اين شب سرد و غمگين
ادامه‌ي سرمه‌اي است كه
تو به چشمانت كشيده‌اي
 
 
 
    شماره : 241
     مفتون اميني
دست از مس وجود ...
زمانه از ورق گل ...
باغي كه سرو داشت براي تو
و سيب داشت براي من
اينكه به جاي آنها
يك داربست انگور
و ما ميان ترديديم
كه خوشه
خوشه،
امروز
يا جرعه جرعه
فردا ...
 
 
 


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال