Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
پيوندهاExpand پيوندها
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  18:56 عصر ۱۳۸۹/۱۱/۱۳
تعداد بازدید  :  1259
Print
   
گزارشی از زندگي و آثار خواجه رشيدالدين فضلالله همداني

دكتر ليلا هاشميان (عضو هيأت علمي دانشگاه بوعلي سينا) سميه قربانيان ياوند (كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي)
شماره: 15
گزارشی از زندگي و آثار خواجه رشيدالدين فضلالله همداني
دكتر ليلا هاشميان (عضو هيأت علمي دانشگاه بوعلي سينا)
سميه قربانيان ياوند (كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي)
 
چكيده
خواجه رشيدالدين فضلالله كه در برخي از کتاب­ها به او رشيدالحق و رشيدالدوله نيز گفته­اند در همدان ديده به جهان گشود. وی از تاريخ نگاران اوليه­ي ايران در سده­ي هفتم است. كارل يان، رشيدالدين، مؤلف جامع‌التواريخ، را نخستين تاريخ­نويس جهاني دانسته است. آثار خواجه رشيد منبعي مفصل براي بررسي تاريخ مغولان است. او در طول زندگي پرافتخار خود در رشته­هاي مختلف، آثار بديعي را به گنجينه­ي هنر و دانش ايران تقديم نمود: در حوزه­ي تاريخ، معارف ديني (تفسير)، علوم قرآنی، احكام و اندكي در طب و آيين مملكتداري.
نگارندگان اين نوشتار برآنند تا زندگي، آثار و انديشه‌هاي خواجه رشيدالدين فضل الله همداني، بزرگمرد سياست و تاريخ­نگار برجسته­ي ايراني را بررسي کنند.
كليد واژگان: فضل‌الله همداني، زندگي، آثار و انديشه­ها.
 
بی‌شك يكي از بزرگ­ترين شخصيت­هاي تاريخ ايران در عهد مغول، رشيدالدين فضل­الله همداني است. او از برجسته­ترين دانشمندان، مورخان و سياستمداران ايران در اواخر قرن هفتم مي­باشد. در بیشتر منابعي كه شرح حال وي مذكور است، تاريخ ولادت اين چهره‌ي پرفروغ بين سال­هاي (648-645 هـ.ق) آمده است. زادگاهش همدان - مهد تاريخ و تمدن ايران- است. پدر خواجه، عمادالدوله ابوالخير، پزشك بود. رشيدالدين در كودكي و نوجواني به تحصيل علوم و فنون گوناگون پرداخت و به يكي از پزشکان نام­آور شهر خويش مبدل گشت؛ به‌طوری‌که بخش زیادی از عمرش را به طبابت شخصی و درباری صرف کرد.(مرتضوی، 1370: ص461)
وی علاوه بر علوم مرتبط با طب و مقدمات آن علم، در مهندسي، كشاورزي، الاهيات، فلسفه، مابعدالطبيعه، داروشناسي، تأليف و انشا، تبحر داشت و زبان­هاي فارسي، عربي، مغولي، تركي، عبري و احتمالاً چيني را نيز به خوبي مي­دانست. رشيدالدين در جواني به‌همراه خواجه نصيرالدين طوسي مدتي در قلعه‌ي الموت زيست و با اصول مذهب اسماعيليه آشنا شد. پس از حمله‌ي هلاكوخان و تصرف قلعه‌ي الموت به خدمت مغول پيوست و از آن پس، او و خاندانش شهرت يافتند و اين اشتهار تا پايان عهد غياث‌الدين محمد وزير (706هـ.ق) امتداد داشت.
 رشيدالدين از راه پزشكي به خدمت پادشاهان راه يافت و در دستگاه اباغاخان رشد كرد و به مقام طبيب مخصوص دربار منصوب گشت. وي به تدريج در امور اداري و ديواني نفوذ کرده، از منزلت ویژه‌اي در نزد ايلخانان و ساير بستگان مغول برخوردار شد. خواجه در زمان ايلخانان بعدي ( ارغون‌خان و كيخاتون‌خان) همچنان مقام والاي خود را در دربار حفظ کرد؛ به‌گونه‌ای كه ستاره‌ي اقبالش در زمان سلطنت غازان‌خان درخششي افزون گرفت. غازان‌خان كه خود دانشمند و سياستمداري بزرگ بود، به دانش و علم اين طبيب فرزانه پي برد و او را به وزارت دولت ايلخاني برگزيد. به دستور شاه، رشیدالدین به همراهي سعدالدين محمد مستوفي ساوجي، صاحب‌ديوان غازان‌خان، ممالك دولت ايلخاني را تا پايان سلطنت غازان‌خان(703هـ.ق) اداره کردند. وی در امور ديواني مردي غيور و جسور بود و تعهدات و وظايف سنگين اداره­ي ممالك ايران را شخصاً به دوش می‌کشید.
 خواجه در دوره‌ي سلطنت غازان‌خان، نقشی مهم در اصلاحات اقتصادي و اجتماعي ايران ايفا کرد. آنچه امروزه از سوي تاريخ‌نگاران «اصلاحات غازان‌خاني» نام گرفته، به ياري دورانديشي و باریک‌بيني او صورت پذيرفت. با ياري و مشاورت وي بود كه نظم نويني در سپاه، بهبود وضع مالي كشور، تأمين امنيت قضايي، ثبت حقوق مالك و زارع، رونق اقتصاد، آبادی اراضي و اصلاح وضع عاملان به وجود آمد. از اين تاريخ است كه رشيدالدين در وزارت و صاحب‌ديواني، مرتبه‌ي اولي يافت و به احياي آثار پيشينيان و وضع قوانين تازه اقدام نمود. اين مقام والاي خويش را تا پايان عهد اولجايتو (716هـ.ق) حفظ نمود. وي در زمان سلطان خدابنده با كمال جلالت مي­زيست و شاه، بدون اجازه‌ي او اقدام به انجام کاري از امور دولت نمي­كرد. خواجه در مركز حكومت (تبريز)، بناي ربع رشيدي (مجتمع عظيم دانشگاهي) را بنا نهاده بود كه در دو بخش اداري و آموزشي به ارائه‌ی خدمات می‌پرداخت.
 خواجه رشيدالدين فضل­الله همداني،اين نمونه‌ي تدبير و دانش ايراني كه «در وزارت، آصف و بوذرجمهر با وزارت و تدبير او خرد و حقير بود» (مستوفی، 1381: ص612) او با وجود همه‌ي قدرت، نفوذ، ثروت و افتخاراتي كه داشت از سعادت كامل برخوردار نبود. دشمنانش به او حسد مي­ورزيدند و با حربه‌ي دروغ و افترا همواره درصدد آسيب‌رساندن به او بودند. تا اين‌كه در آغاز دوره­ی ابوسعيد بهادر (717هـ.ق)، سعايت بدخواهان، به‌ویژه خواجه علي‌شاه -كه همواره به خواجه حسادت مي­ورزید- کارگر افتاد. سلطان ابوسعید او را از مقام صدارت خلع و ادعا كرد كه او به همراه پسرش، خواجه ابراهيم، الجايتو را با سم به قتل رسانده است! کار به اینجا ختم نشد. سرانجام بدخواهی­ها بر سلطان ابوسعيد تأثير كرد و او نابخردانه حكم قتل اين دانشمند فرزانه را صادر کرد. خواجه كه در آن عهد، پيرمردي سالخورده بود، به‌طرز فجيعي در جمادي الاولي 718 هـ .ق که هفتاد و سه سالگي را تجربه می‌کرد، در تبريز به قتل رسید. ولي دانش و شخصيت او هرگز فراموش نشد. با كشته‌شدن خواجه، يادگار ارزشمند و ارزنده‌ي او - ربع رشيدي- نيز سرنوشتي جز نابودي نيافت.
 
عقايد و انديشه‌ها‌ي خواجه
 «در بين دانشمنداني كه در زنده‌كردن نام خواجه رشيدالدين و احيای آثار او كوشيده‌اند، كاترمر و بلوشه در رديف اول قرار دارند.»(مرتضوی، 1370: ص417)  كاترمر، مدافع رشيدالدين و بلوشه مخالف سرسخت او به‌شمار مي‌رود. كاترمر به نبوغ نويسندگي و قوه‌ي ابداع و استعداد او معتقد است؛ اما بلوشه او را مردي زيرك و مستعد معرفي مي‌كند كه با استفاده از مقام و نفوذ خود، گروهي نويسنده‌ي نيازمند را به كار گرفته و حاصل كوشش و نتيجه‌ي آنان را به نام خود كرده است! درحالي‌كه اين عالم گرانقدر همداني، همراه ساير دانشمندان برجسته‌ي ايراني در اين دوره، سهم بسزايي در حفظ و احيای فرهنگ و تمدن ايراني داشت و به موهبت علم، تدبير و سياست خويش، بنياد و معناي حكومت ملي ايران را كه يكسره مغلوب بيگانگان شده بود، بازآورد. رشيدالدين هيچ‌گاه از حال هموطنان خود غافل نبود. از تعديات امیران مغول نیز جلوگيري مي‌كرد و در روزگار غمبار ايلخانان، به دور از هرگونه ترس و تعصب، عقايد خود را مبني بر كمك به هم‌وطنان خويش بیان می‌کرد؛ با استفاده از نفوذ خود از ستم حكمرانان خارجي بر اقوام ايراني جلوگيري می‌کرد. خواجه بيشترين همّ و غم خود را برای اجرای اهداف علمي- آموزشي مجتمع ربع رشيدي به‌كار برد و براي رسیدن به اهداف عالي خود مکان‌هایی چون مدرسه، بيمارستان، خانقاه، خوابگاه، مسجد، كتابخانه، دارالايتام و ... در آن بنا نهاد.
افزون بر آثار و مكاتبات رشیدالدین، شايد بهترين منبعی كه بتوان براساس آن به افكار وی پي‌برد و اين‌كه چه انگيزه‌اي او را به وقف گسترده‌ي اموال خود و احداث مجتمع وقفي ربع رشيدي واداشت، همانا وقف‌نامه‌ي مفصل و ارزشمند اين موقوفات است. رشيدالدين در مقدمه‌ي وقف‌نامه‌ي خود، به فايده‌ي دو جهاني وقف، احسان و عمل صالح كارهايش اشاره مي‌كند، همچنين اضافه می‌کند از اوایل جوانی احداث مکان‌های خیریه [مانند ربع رشیدی] در نظر او بوده است تا در آن گروهي از دانشمندان دانش‌پژوهان را مستقر کند تا باعث توسعه‌ي علوم و پيشرفت و آباداني ايران گردند.
 
مذهب
رشيدالدين اصلاً از يهودي‌هاي قلعه‌ي خيبر است كه ادعا مي‌كنند امان‌نامه‌اي از رسول خدا نزد آن‌ها بوده است و جدش به دست امير مؤمنان(ع) دين اسلام را پذيرفته است. بعضي از اجداد او در همدان حكومت داشته‌اند. رشيدالدين خود در المجموعه الرشيديه اطلاعات ارزشمندي درباره‌ي تمايلات مذهبي و اعتقادي خود به ما مي‌دهد؛ به‌طوري‌كه از ايام كودكي تحت‌تأثير فضيلت و تقواي پدرش تمايل و دلبستگي به اسلام را در خود احساس مي‌كرده و درباره‌ي قوانين اسلام به تفكر مي‌پرداخته است. وي بسيار مشتاق بوده كه در زواياي اسرار قرآن نفوذ كند و به همين دليل در نشست‌های عالمان حضور مي‌يافته است. خواجه رشيد در نقل مطالب، بی‌طرفی را حفظ می‌کرد تا آنجا که هرچند متمایل به مذهب شافعی بود، اما در تاريخ مبارك غازاني از تمايل غازان‌خان به تشيع سخن مي‌گويد.(همان: ص191) با كمال بي‌طرفي و علاقه‌مندي از توجه ايلخان به خاندان نبوت ياد مي‌كند؛ به‌طوري‌كه اگر خواننده از مذهب خواجه اطلاعاتي نداشته باشد تصور خواهد كرد كه خود خواجه نيز متمايل به مذهب تشيع است. اين موضوع نيز از مواردي است كه از آزادگي و بي‌تعصبي خواجه رشيدالدين و امانت او در نقل مطالب تاريخي و مهرورزي به خاندان رسول - در عين شيعه‌نبودن- حكايت مي‌كند.
 
تاريخ‌نگاري
ايلخانان مغول، در نگهداری آثار آبا و اجداد خود و ثبت حوادث و وقايع دولت متعصب بوده‌اند. بنابراین، تاريخ‌نويسي يكي از بزرگ‌ترين ويژگي‌هاي ادبي و فرهنگي عهد ايلخانان ايران به‌شما می‌رود. غازان‌خان تصميم مي‌گيرد بهترين تاريخ زمان خود را فراهم آورد. براي اين كار، وزير زبردستش را مأمور مي‌كند. رشیدالدین نيز در زماني كوتاه، عظيم‌ترين اثر تاريخي را به دنیای فرهنگ و ادب  تقديم مي‌نمايد؛ به‌گونه‌ای که خواجه رشید را در زمره‌ی نخستین و مبرزترین تاریخ‌نویسان جهان دانست.
در تاریخ‌نگاری دوره‌ي مغول، مؤلفه‌هاي هويتي و اسطوره‌اي ديده مي‌شود. مورخان براي القای مشروعيت، نيازمند پشتوانه‌ی فكري و هويتي بودند. آنچه در كتاب‌هاي تاريخي بازسازي شده، استفاده از واژگان ايران در دوره‌ي باستان و هويت اسلامي است. افرادي نظير خواجه رشيدالدين، آگاهانه، فرمان‌ها، دفترها و زبان دربار را به فارسي برمي‌گرداندند. اين تأثير تا جايي بود كه مهرهاي چهارگوش مغولي به مهرهاي دايره‌اي ايراني تغيير يافت.
 
آثار
وسعت دامنه‌ي تأليفات و تصنيفات خواجه رشيدالدين و عظمت مؤلفات و مصنفات او باتوجه به اشتغال دائم خواجه به امور مهم وزارتي و اداره‌ي قلمرو وسيع ايلخانان، هر محققي را به ستايش و تحسين وامي‌دارد كه توانسته است با وجود تعهد بار گران حكومت و وزارت، در بيشتر زمينه‌هاي معارف انساني تأليفاتي به وجود آورد.
انشای خواجه در اين مكتوب‌ها به شيوه‌ي مترسلان، آراسته به صنايع، آيات، اخبار، امثال و اشعار عربي و پارسي است؛ در برخي كمتر و در برخي بيشتر. نثرش به سادگي مي‌گرايد و مطالعه‌ي آن‌ها از نظر تاريخي بسيار سودمند است. اگر از اضطرار برخی تأثيرات تركي و مغولي در نثر قرن هفتم و هشتم بگذريم، نثر رشيدالدين به سبب سادگي و استحكام آن قابل توجه است. مصنفات و مؤلفات رشيدالدين فضل الله جامع التصانيف رشيدي يا المجموعه الرشيديه ناميده مي‌شود كه اكنون از مجموع آن آثار چند کتاب و رساله باقي است:
1- جامع التواريخ: از آثار ارزشمند و كهن درباره‌ي تاريخ، اسطوره‌ها، باورها و فرهنگ‌هاي مختلف است. این اثر به تفصیل درباره‌ی قبيله‌های ترك و مغول و همچنين تاريخ پيامبران از آدم(ع) تا حضرت محمد(ص)، تاريخ ايران تا پايان دوره‌ي ساسانيان و تاريخ اقوام و امت‌های ديگر مثل هند، اويغور، چين و فرنگ كه با مغولان سر و كار داشته‌اند، نگاشته شده است. بخش‌هاي ديگر شامل تاريخ دوران پادشاهي اولجايتو، تاريخ ادوار و اقوام جهان، صورالأقاليم و مسالك الممالك در دو جلد نوشته و به بخش پيشين افزوده شده که بخشي از جلد دوم اين كتاب (تاريخ اولجايتو) و جلد سوم آن اكنون در دسترس نيست و در گذر زمان نابود شده است. قسمت اصلي كتاب، جلد اول آن - تاريخ مبارك غازاني- است كه داراي اطلاعات بسيار مهم درباره‌ي طوايف مغول، تاتار، عشاير و شعبه‌های آن‌ها، خانان و خانزادگان مغول است. اين كتاب از نظر وسعت، اعتبار و شيوه‌ي علمي تدوين و نگارش آن، و از نظر استفاده از منابع اصيل و مورد اعتماد، اعجاب نخستين محققان، خاورشناسان و دانشمندان جهان را برانگيخته است: «در عالم تاريخ نمي‌توان گفت كه هيچ كتاب نثر فارسي در قدر و قيمت با جامع‌التواريخ برابري مينمايد.»(همان: ص405) اين كتاب نمونه‌ي كامل دقت و امانت و گواه بارز وسعت نظر و عدم تعصب نويسنده است. سبك محققانه و روش دور از تعصب خواجه رشيد در تأليف اين كتاب در سبك مورخان بعد از وي نيز مؤثر بوده است. تا آنجا که برخي از تاريخ‌نگاران معاصر، جامع التواريخ را به‌عنوان جسورانه‌ترين و عظيمترين طرح در تاريخ‌نويسي مسلمانان و نياي فراموش‌شده‌ي تواريخ امروز ياد كرده‌اند». (زرین‌کوب، 1383: ص749)
آنچه روشن است اين‌كه كتاب مذکور، بي‌شباهت به يك دايره‌المعارف نيست. (بیات، 1383: ص165) اين كتاب، ارزشمندترين كتابي است كه مي‌توان از آن براي جست‌وجوي زواياي تاريك و ناشناخته‌ي عهد فرمانروايي مغولان بهره گرفت.
2- توضيحات رشيديه: شامل نوزده مراسله درباره‌ي مسائل كلامي، ديني و عرفاني.
3- مفتاح التفاسير: در بيان فصاحت قرآن و ترجمه‌ي مفسران در بيان خير، شر، قدر و ابطال تناسخ.
4- الاحياء و الآثار: كتابي در بيست و چهار قسمت و شامل مسایل مختلف علمي مانند علوم زراعت، معماري، كشتي‌سازي، بيان سرما و گرما، آبياري، امراض نباتات و معدنيات. كتاب مذكور از مهم‌ترين كتاب‌هایي است كه از آن‌ ژاستفاده‌ي تاريخي، لغوي و طبي مي‌شود؛ به‌علاوه مي‌توان از آن نتيجه‌ي علمي و عملي گرفت. اصل كتاب در دسترس نيست؛ اما منتخبي از آن موجود است كه در سال 1323 هـ .ق توسط عبدالغفار در تهران به چاپ رسيده است.
5- بيان الحقايق: اثري درباره‌ي مباحث كلامي و تفسير قرآن است و منظور مؤلف از نگارش آن‌ها آشتي‌دادن ميان فلسفه و كلام است. گذشته از فوايد ادبي، اين كتاب از بهره‌هاي تاريخي، اجتماعي و معارف زمانه نيز خالي نيست.
6- مجموعه‌ي مكاتبات رشيدي: شامل نكات ادبي و تاريخي است؛ این اثر را منشآت، مناشير، رسائل، تمامي نامه‌ها و فرمان‌هاي رشيدالدين به فرزندان و عالمان عهد خويش تشکیل می‌دهد.
7- رساله‌ي سلطانيه: تشريح دقيق اصطلاحات فني حكمت الهي و موضوعات كلامي.
8- لطايف‌الحقايق: در اين كتاب، رشيدالدين راه حل چند مسأله‌ي مشكل كلامي را به دست مي‌دهد.
خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی افزون بر اين تأليفات گران‌بها، مدرسه، دارالشفا، دارالسياده و كتابخانه‌ي بزرگي به نام «ربع رشيدي» نيز در تبريز بنا كرد كه پس از قتل او آنجا هم به تاراج رفت و فقط صورت كتاب‌هایی كه وقف كرده و در آنجا نهاده بود در دست است.
 
 
 
منابع
- اقبال آشتياني، عباس (1364). تاريخ مغول. تهران: اميركبير.
- بهار، محمدتقي (1337). سبك شناسي. ج3، چاپ دوم، تهران: اميركبير.
- بيات، عزيزالله (1383). شناسايي منابع و مآخذ ايران. چاپ دوم، تهران: اميركبير.
- زرين‌كوب، عبدالحسين (1383). تاريخ در ترازو (درباره‌ي تاريخ‌نگري و تاريخ‌نگاري). چاپ هشتم، تهران: اميركبير.
- صابري همداني(1381). تاريخ مفصل همدان. تهران: شاكر.
- صفا، ذبيح الله (1371). تاريخ ادبيات در ايران. تهران: فردوس.
- مرتضوي، منوچهر (1370). مسائل عصر ايلخانان. چاپ دوم، تبریز: آگاه.
- مستوفي، حمدالله (1381). تاريخ گزيده. به اهتمام عبدالحسين نوايي، چاپ چهارم، تهران.
- همداني، رشيدالدين فضل‌الله(1338). به كوشش محمدتقي دانش‌پژوه و محمد مدرسي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب.
 

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال