Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  17:48 عصر ۱۳۸۹/۱۱/۲
تعداد بازدید  :  1062
Print
   
شماره:3
تمبک و تمبک نوازان

جلال گودرزي سروش با تکيه به گفتار بزرگان ادب ايران، ساز کوبه اي در موسيقي ايران، بیشتر دف يا دايره بوده است که خود دلايل فراواني دارد. اما چون ساز کوبه اي اصلي در موسيقي سنتي ايران در حال حاضر تمبک است، به شرح چگونگي ها، تاريخچه و نحوة نوازندگي اين ساز مي پردازم
شماره:3
تمبک و تمبک نوازان
جلال گودرزي سروش             
با تکيه به گفتار بزرگان ادب ايران، ساز کوبه اي در موسيقي ايران، بیشتر دف يا دايره بوده است که خود دلايل فراواني دارد. اما چون ساز کوبه اي اصلي در موسيقي سنتي ايران در حال حاضر تمبک است، به شرح چگونگي ها، تاريخچه و نحوة نوازندگي اين ساز مي پردازم.
ساز تمبک :
مي توان گفت که در موسيقي سنتي ايران ، تمبک، ساز کوبه اي منحصر به فردي است که در کمال رسايي با آن مي توان به زيباترين و کامل ترين شکلي، ظريف ترين قطعات موزون موسيقي سنتي را نواخت. ساختمان فيزيکي اين ساز، از نظر نحوه قرار گرفتن سطح پوست نسبت به ساعد، کف دست و انگشت نوازنده، کيفيتي را توليد مي کند که سطح پوست، به موازات انگشتان و عمود بر ساعد و کف دست بیشتر است. اين نحوه قرارگيري پوست و بدنه تمبک، با توجه به ساختمان آناتوميک دست، ساعد و بازو، کمال استفاده را از قابليت هاي دست و انگشتان را ممکن مي سازد. درباره نحوه بکارگيري اين ساز تاکنون، اصولي وضع نشده، ولي اصل براين است که تمبک را بر روي پاي چپ يا راست بگذارند و ساعد دستي که تمبک روي پاي همان طرف است به طور موازي با بدنه تمبک قرار مي گيرد و دست از مچ به داخل تمبک شکسته شده و انگشتان دست و گاه کف دست تقريباً عمود بر ساعد، کار خويش را انجام مي دهند، ولي با مراجعه به ساختمان آناتوموفيزيولوژيک استخوان ها و عضلات دست، مي توان گفت که عضلات کتف و بازو، به طور مشترک بيشتر عمل استحکام در وضعيت دست را به عهده دارند و عمده حرکات از ناحيه ساعد آغاز مي شود. عضلات منبسط کننده و منقبض کننده ساعد دست و انگشتان به طور مشترک، سبب حرکات ظريف مچ مي شوند. سپس عضلات منقبض و منبسط کننده، انگشتان گروه عمومي و مخصوص، مسئول حرکات ظريف انگشتان دست هستند. اخيراً بحثي مطرح مي شود که نوازندگي، بيشتر از ساعد باشد يا از انگشتان که به نظر بنده، با توجه به ساختمان فيزيکي ساز و آناتوموفيزيولوژي دست، اين کار به صورت استفاده از تمام اين قسمت ها ممکن است. چه براي حرکات ظريف و تند، بيشتر از عضلات و استخوان هاي کوچک (که مربوط به انگشتان مي شود) و براي ضربه هاي محکم مثل «تُم» (باس) از استخوان هاي بلندتر (مثل ساعد و بازو که قدرت ايجاد نيرو و بيان ضربه را داشته باشند) مي توان استفاده کرد. و گرنه به همان بلايي مبتلا مي شويم که برخي از نوازندگان تمبک شده اند و گاهي صداي زير تمبک، آنها از صداي تُم آن بيشتر است و شنونده و نوازنده سازهاي ديگر را نيز دچار گمراهي مي کنند. نام تمبک، خود گوياي صداي مرکز و لبه اين ساز است (تُم بَک). ساختمان فيزيکي خود ساز به دليل نازک بودن لبه و تنگ بودن نفير ، ضربات بَم و زير را در سطوح متفاوت، در اختيار نوازنده قرار مي دهد.
جست وجو به دنبال واژة تمبک را از فرهنگ دهخدا آغاز کردم که چنين گفته است:
 تنبک، دهلکي کوچک باشد که بازي گران دارند و در هنگام بازي و رقاصي بنوازند (فرهنگ جهانگيري) (از فرهنگ رشيدي) دُهلي باشد دُم دراز که از چوب و سفال سازند و بازيگران در زير بغل گرفته بنوازند. (برهان) (از ناظم الاطبا) دُهلي باشد دراز دُم که از چوب و سفال سازند و بر سر آن به منزله کاسه پهن است پوست کشند و لوطيان و بازيگران آن را با انگشتان بنوازند. (انجمن آرا) دُهلکي باشد که بازيگران در هنگام رقص و بازي بنوازند و در محاوره سازي است که يک طرفش به خام کشند و يک طرف بسته باشد و آن چه از دو سو به خام کشند دُهل است . (آنندراج) دُهل کوچک و نقارة کوچک و بمعني آن ساز معروف که به عرف هندوستان آن را طبله گويند.
زشوريدگي تمبک زخم ريز
دماغ فلک سفته از زخم تيز
«نظامي»                                          
نه تنها فرهنگ هاي نام برده بالا، بلکه کتاب هاي موجود درباره تمبک نيز اطلاعات دقيقي درباره تاريخچه اين ساز را بيان نمي کنند. در اين ميان، کتاب «آموزش تنبک» به همت شادروان استاد حسين تهراني، هوشنگ ظريف، مصطفي پورتراب و فرهاد فخرالديني و حسين دهلوي تهيه و تنظيم شده است که در اين کتاب نيز اشاراتي به چند فرهنگ فارسي شده است و اطلاعاتي در مورد تاريخچه تمبک به ما نمي دهند و نيز چند شعر زيبا از چند شاعر مانند:
در جد قريشانم ليکن به گاه هزل
من کوس خسروانم و ايشان دف و تنبک
«سوزني به نقل فرهنگ نظام»                          
و چند شعر از شعراي ديگر که نمايانگر آن است که در قديم، تنبکي بوده که گاه از اسم آن به عنوان ساز ياد شده و گاه به معناي صداي بلند و گاه، به معني دف و تمبک و گاه به معني ضرب زورخانه امروزي (فرهنگ آنندراج) به کار رفته است. البته هيچ کدام چنان چه گفته شد، تاريخچه اي از اين ساز را بيان نمي کنند. فقط توضيحي درباره صدا و يا شکل آن بيان کرده اند. يا به دلايلي که به کار مي رفته است ، که دست کم خود مؤيد وجود اين ساز بوده است و اين که آن را با انگشت مي نواخته اند.
در کتاب چشم انداز موسيقي ايران، نوشته اشاره دارد دکتر ساسان سپنتا، تعريف کوتاهی از شکل تمبک شده است. همچنین به متن پهلوي خسرو پسر قباد و غلام که نام ساز «دمبلک» آورده شده که بعداً در همين بخش توضيح آن را خواهيد خواند يا در کتاب شعر و موسيقي در ايران که در بخش اول مقاله اي به قلم آقاي حسين خديوجم ديده مي شود که نام اين ساز را از قول هم زبانان افغاني مان زيربغلي ناميده اند. همچنین در کتابThe Art of Persian Music   در بخش مربوط به تمبک، سابقه ساز را به زمان ساسانيان نسبت داده و به نوشتهkhosrow gobadan va ridakاز آن عهد اشاره مي کند و نام اين ساز را به صورت زير بغلي نيز در افغانستان ياد آور مي شود.
در کتاب ديگر، تنبک و نگرشي به ريتم از زواياي مختلف نوشته بهمن رجبي (1356 شمسي) خلاصه مفيدي را از فرهنگ هاي مختلف درباره اين ساز بيان مي کند. هم چنين به انواع مختلف نام گذاري اين ساز در فرهنگ هاي مختلف اشاره دارد، ولي باز در اين جا نيز معلوم نمي شود که تاريخچه اين ساز چه بوده است. در کتاب نظري به موسيقي ضربي ايران نوشته حسن مشحون (1348 شمسي)، از ساختمان تمبک سخنی به میان آمده و بيان شده است که در کتب و آثار قبل از صفويه نام اين ساز به چشم نخورده است. سپس چند مثال شعري از قول چند شاعر آورده شده، باز هم کمبود تاريخچه در اين ساز مشهود است. مگر بپذیریم که اين ساز بعد از صفويه در ايران رايج شده است.
 
تمبک نوازان
متأسفانه از تاريخچه زندگي و نام تمبک نوازان در ايران، اطلاعات زيادي در دست نيست. تمام اطلاعات ما به چند نوشته با ارزش محدود مي شود که در عصر حاضر به همت استاد روح الله خالقي در کتاب سرگذشت موسيقي ايران و نظري به موسيقي ضربي ايران نوشته آقاي حسن مشحون آورده شده است که دست کم اطلاعات گران بهایی را درباره نوازندگان تمبک، همين چند دهه اخير در دسترس ما قرار مي دهد.
حسن مشحون، در شعري را از ميرزا حبيب قاآني متوفي 1270 هجري، هم زمان با فتحعلي شاه، محمد شاه و اوائل ناصر الدين شاه می آورد که از سه تن نوازنده تمبک به نام اکبری، احمدی و بابايي نام مي آورد.
تارزن زاغي و ريحان و مليخاي يهود
ضرب گير اکبري و احمدي و بابايي
سپس به شرح زندگي نوازندگان تمبک از زمان سلطنت ناصر الدين شاه به بعد مي پردازد.
آقاجان اول : در نوازندگي تمبک و خواندن آهنگ هاي ضربي مهارت داشته، همزمان با سلطنت ناصر الدين شاه قاجار زيسته و حاجي خان ، نوازندة معروف تمبک پسر و شاگرد اوست. اطلاعاتي بيشتری از ايشان در دست نيست.
حبيب ملقب به سماع حضور : نوازندة تمبک و سنتور بوده است. وي از اساتيد برجسته موسيقي عصر خويش بود و نوازندگان برجسته تمبک بعد از وي بیشتر شاگرد او بوده اند. مثل آقاجان دوم، حاجي خان، محمد تقي خان و دو فرزندش حبيب و محبوب. پدر وي موسوم به ميرزا غلامحسين معروف به آقاجان، استاد کمانچه بود که احتمالاً استاد سماع حضور در تمبک بوده است. برخي نيز آقاجان اول را استاد وي دانسته اند. سماع حضور، مدت ها پاي ساز محمد صادق خان سرورالملک ضرب گرفته است و با نوازندگي سنتور نيز آشنا بوده و تصانيف ضربي را نيز نيکو مي خوانده است. دو فرزند وي حبيب و محبوب نيز در نوازندگي تمبک توانا بودند. حبيب افزون بر تمبک، در نوازندگي سنتور بسيار توانا بوده است. سماع حضور، در زمان احمد شاه قاجار در گذشت.
آقاجان دوم : وي در نوازندگي تمبک و خواندن تصانيف ضربي مهارت داشته و پدرش معروف به حاجي خان (حاجي خان عين الدوله) است، که خود از نوازندگان مشهور تمبک به شمار می رود. آقاي عبدالله دوامي مي گويد که وي در نوازندگي تمبک نظير نداشت و بر همه اساتيد وقت مقدم بوده است. شاگردان معروف وي ابوالحسن صبا و فرزندش رضا روانبخش هستند. رضا روانبخش دو دانگ صدايي داشته و بسيار با ملاحت آواز مي خوانده است. وي در جواني در سال 1320 فوت مي کند.
حاجي خان : تربيت شده پدر خويش، آقاجان اول است. وي در تمبک در عين حال شاگرد سماع حضور نيز بوده است. عبدالله دوامي از شاگردان اوست و مي گويد وي با دو دانگ مطبوعي که داشته، تصنیف هایی ضربي را بسيار نيکو مي خوانده است. روح الله خالقي از قول درويش خان مي گويد: «وي را مترونم ارکستر مي دانسته است و چون از خدمه عين الدوله بود او را حاجي خان عين الدوله نام نهادند».
محمد تقي : از شاگردان سماع حضور بوده و چون بيشتر با نسق چي باشي که نوازندة قابل تار و شاگرد آقا حسينقلي همراهي داشته به محمد تقي نسق چي باشي معروف شد.
حاج احمد کاشي : از نوازندگان تمبک در اواخر دوره ناصر الدين شاه و اوائل دوره مظفرالدين شاه بوده است. بيشتر با ميرزا حسينقلي و ميرزا عبدالله همکاري کرده و نمونه کار وي در صفحات ضبط شدة اين اساتيد موجود است.
عيسي آقاباشي : ویاصفهاني الاصل بوده و صداي خوشي داشته است. اطلاعات رديفي وي در موسيقي سنتي مهم است. معروف است که ظل السلطان تصميم گرفت خواننده اي تربيت کند که جانشين وي باشد و عيسي را تربيت کرد و به همين مناسبت، عيسي آقاباشي نام گرفت. سليمان امير قاسمي، از شاگردان اوست.
بالاخان : پدر مرتضي خان ني داوود است که از شاگردان آقاجان دوم به شمار می رود.
اکبر خان : بيشتر با ساز نعمت الله خان اتابکي همراهي مي کرد. او تصنيف هاي ضربي را خوب مي خوانده است.
باقر خان : معروف به باقر لبو که از سفر وي با آقا حسينقلي و چند تن از اساتيد ديگر موسيقي به اروپا، صفحاتي به جاي مانده است.
اصغر يا اصغر محمد حسين بيک : او نوازنده توانايي بود و در دستگاه ميرزا علي اصغر خان اتابک بوده است.
کريم منجم باشي : با ارفع الملک همکاري داشته و پاي ساز وي، تمبک مي نواخته است.
اسمعيل قديري : تصنيف هاي ضربي را نيک مي خواند و با درويش خان همکاري داشته است.
مهدي غياثي : تصانيف ضربي را نيکو مي خواند و نوازندة معروف معاصر و کارمند دارايي بوده است.
حسين خان : دف و تمبک مي نواخته و معروف است به ملندوق.
مردخاي عزريا : جد سليمان روح افزا و کليمي است. معاصر دوره ناصر الدين شاه و مظفر الدين شاه قاجار بود. از نوازندگان درباري به شمار مي رود. فرزندش ابراهيم (پدر روح افزا) نيز در نوازندگي تمبک مهارت داشته است.
يوسف خان معروف به هوني : کليمي و از نوازندگان معاصر است.
عبدالله خان دوامي : فرزند ابوالقاسم متولد 1270 شهر تفرش است. در تمبک شاگرد عليخان نايب السلطنه است. در تصانيف ضربي از شاگردان حاجي خان به شمار می رود. وي با ميرزا حسينقلي و حسين خان اسمعيل زاده همکاري داشته است .
طلعت خانم : تنها نوازنده تمبک زن از عهد قاجاريه است . صداي مطبوعي داشت و در تصانيف ضربي ، مهارت داشته است.
اين شرح کوتاهی بود از زندگي بزرگان تمبک نواز در صد و اندي سال گذشته.
«برگرفته از کتاب هزار سال وزن در موسيقي ايراني ، نوشتة رضا ترشيزي»
 
 
 

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال