Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  22:53 عصر ۱۳۸۹/۱۱/۲
تعداد بازدید  :  1102
Print
   
شماره:2
گفتگو با « سهراب نیک فرجاد »

موضوع: تئاتر اجتماعی بیگلریان: با اجازهٔ شما گفتگوئی را در باب تئاتر اجتماعی و مباحث پیرامون آن شروع می کنیم. در مرحلهٔ نخست بهتر است، رابطهٔ تئاتر و اجتماع را مورد بحثمان قرار دهیم
شماره:2
گفتگو با  « سهراب نیک فرجاد »
موضوع: تئاتر اجتماعی
 
بیگلریان: با اجازهٔ شما گفتگوئی را در باب تئاتر اجتماعی و مباحث پیرامون آن شروع می کنیم. در مرحلهٔ نخست بهتر است، رابطهٔ تئاتر و اجتماع را مورد بحثمان قرار دهیم.
 
نیک فرجاد:گاهی اوقات عنوان کلی تئاتر، به بخش های مختلفی تقسیم می شود. از جمله تئاتر کودک، اجتماعی، دینی و ... که هر کدام از این بخش ها جایگاه خاص خودش را در قالب هنر پیدا می کند. از آنجائی که ویژگی تئاتر در این است که حضور انسان مهم و ضروری است و در قالب ها و اشکال گوناگون قرار می گیرد، می توان گفت ارتباطی هم که ایجاد می شود بسیار حائز اهمیت است. این ارتباط اگر ایجاد نشود به نظر می آید، هیچ اتفاقی نیفتاده، زیرا این ارتباط حاصل تعامل یک انسان، عروسک، یا یک سایه یا هر نوع شی ء دیگر با مخاطب خود است. حال این ارتباط گاه روی صحنه و گاه در خیابان ایجاد می شود که عنوان تئاترخیابانی به خود می گیرد. آنچه مهم و ضروری است در واقع برقراری ارتباط است. این ارتباط ممکن است بین دو نفر یا دو گروه باشد، که به طبع تشکیل دهندهٔ یک اجتماع هستند. 
 
بیگلریان: در بدو امر شما فرمودید رابطهٔ دو نفر آغاز گر ایجاد ارتباط است. اساسا چه نیاز و ضرورتی به ایجاد این ارتباط وجود دارد؟
 
نیک فرجاد: نیازش ایجاد یک کنش است یا یک اتفاق و یا ماجرا ارتباط شکل می گیرد. فرد با الهام از این اتفاق کنشی را ایجاد می کند و منتظر واکنش می ماند و بنا بر تدبیر خودش می خواهد مخاطب را به اندیشیدن وادارد. اگر این کنش از سوی مخاطب درک نشود و رابطه شکل نگیرد، هنر در ان زمینه موفق عمل نکرده است. اساسا تئاتر از همان ابتدا حاصل یک کنش بوده است. کنش و درگیری انسان با خودش، با فرد دیگر و یا انسان با اجتماع و یا اینکه دو اجتماع با همدیگر . بنابراین عنصر اصلی اجتماع که فرد است ، همیشه حضور دارد و خارج از اجتماع نیست. حالا بر می گردیم به سوال شما که روابط اجتماعی در تئاتر حضور دارد یا خیر؟ بنده معتقدم بی شک حضور مستقیم دارد. بهتر است این طور بگوئیم - انسان در تئاتر حضور مستقیم دارد و در اجتماع نیز. پس وقتی تئاتر مسائل انسانی را مطرح می کند قطعا می تواند درروابط اجتماعی موثر باشد. همان طور که بسیاری از نمایش ها مسائل خانوادگی را دغدغهٔ خود قرار می دهند. مانند آثار هنریک ایپسن. نمایشنامه های اشباح، خانهٔ عروسک و دشمن مردم. حالا اگر بنده بدانم شما از این مقوله دقیقا به دنبال کدام جنبهٔ تئاتر اجتماعی هستید، بهتر می توانیم گفتگو کنیم.
 
بیگلریان: شما دربارهٔ مبانی زندگی اجتماعی و تئاتری که بر اساس آن زندگی شکل می گیرد، اشاره ای کردید. پرسشی که ایجاد می شود این است که آیا زندگی اجتماعی بر تئاتر تاثیر گذار است یا تئاتر ، بر زندگی ما انسان ها ؟  اگر گونهٔ دوم باشد مسئولیت و وظیفهٔ هنرمند خیلی سنگین می شود.
نیک فرجاد: دلیلش تعهدی است که هنرمند دارد. و نوع نگاهی که هنرمند به جامعهٔ خود دارد. ما همیشه صحبتمان این است که هنرمند باید یک گام جلوتر از جامعهٔ خود باشد. یعنی بیشتر و بهتر ببیند. واقعیت این است که هنرمندی که زاویهٔ دید و نگاه خاصی نداشته باشد به بیراهه کشیده می شود. یا اینکه کلیشه کاری می کند و یا به الگوبرداری از کارهای دیگران می پردازد.
 
بیگلریان: که در مورد این افراد معمولا اصطلاح هنرمند نما را به کار می برند.
 
نیک فرجاد: بله. دقیقا هنرمند نما. من همیشه به هنرجوهایم هم توصیه می کنم که از خودشان شروع کنند. یعنی ببیند چه چیزی در چنته دارند . البته می بایستی آثار بزرگ مورد مطالعه و دیدن قرار گیرد. بعد ما این تجربیات را از فیلتر وجودی خودمان عبور دهیم. چیزی که در نهایت باقی می ماند به ما تعلق دارد. به عبارتی نوع نگرش ما نسبت به آن موضوع و تفکر ما در آن حضور دارد.   
 
بیگلریان: شما این موضوع را قبول دارید که هنرمند می بایستی آگاه تر و یک گام پیش تر از جامعه باشد؟
 
نیک فرجاد: باید این طور باشد. چون مردم عادی در حال رسیدگی به معیشت خود هستند. طبقات مختلف اجتماعی با هرتدبیری که دارند برای رسیدن به اهداف خود تلاش می کنند. هنرمند با ابزاری که در اختیار دارد نوع نگرش خودش را به جامعه ارائه می دهد و به دنبال علت ها و معلول ها می گردد. در واقع نوعی نگاه تیز بین وآگاهانه.
 
بیگلریان: در واقع می توان گفت: «هنرمند تئاتراجتماعی سعی دارد معضلات و مسائل اجتماعی را زیر ذره بین خود قرار دهد تا راه حلی مناسب برای آن ها پیدا کند». مانند خیلی از نمایش های خیابانی که با اجرای خود به دنبال پیدا کردن راه حل مناسبی از درون مخاطب می گردند.
 
نیک فرجاد: دقیقا همین طور است که می فرمائید. به واقع هنرمند خودش را با موضوعی درگیر می کند که افراد اجتماع هم با همان مسائل سرو کار دارند. جامعه شناس سدهٔ بیست، «هافمن» نظریه ای ارائه کرده به نام نظریهٔ کنش متقابل نمادین. که از تئاتر الهام گرفته است. این نظریه چنین مطرح می شود: زمانی که تئاتر اجرا می شود سه اتفاق می افتد. اول، تعدادی نمایش بازی می کنند. دوم، عده ای دیگر نمایش را تماشا می کنند. مرحلهٔ سوم یک سری کنش های واقعی تری است که بیرون از سالن تئاتر اتفاق می افتد. در مجموع تمامی این مراحل حاصل ترکیبات و مسائل اجتماعی است. این نظریه پرداز، کنش های مختلف افراد اجتماع را در کنار همدیگر قرار می دهد. به نظر من اگر هنرمند دو عنصر را در کارش دخیل کند هنرش شکل دیگری به خود می گیرد، تخیل و زیبایی شناسی.
 
بیگلریان: از فرمایش های شما می توان  به این نتیجه رسید که تئاتر اجتماعی حد و مرزی ندارد و در هر زمان و دوره ای، شرایط مخصوص و ویژهٔ خود را داشته و خواهد داشت. از کهن ترین دوران ادبیات نمایشی که متعلق به یونان باستان است تا امروز ...
 
نیک فرجاد: دقیقا همین طور است.
 
بیگلریان: اگر در روابط اجتماعی بیشتر دقت کنیم، می توانیم  ازرفتارها و نوع ادبیات خاص آن منطقه، به کشفیات جدیدتری از هنر دست یابیم. به عنوان مثال در زمینهٔ تئاتر دفاع مقدس که ویژگی های خاص خودش را دارد.
 
نیک فرجاد: دقیقا. بحث تئاتر دفاع مقدس، نمی تواند خارج از مسائل اجتماعی باشد. این نوع تئاتر از حساسیت بالایی برخوردار است و باید دقت و وسواس بیشتری در مورد آن به خرج داد. همچنین نویسندگان زیادی علاقه مند خلق اثر در این زمینه هستند. 
 
بیگلریان: نظر شما در مورد تعهد روح آثار هنری چیست؟
 
نیک فرجاد: تعهد هنری، جزء مسائل ریشه ای و اساسی است که  قطعا نمی توان آن را نادیده گرفت. به دلیل اینکه خلقت، انسان و فراورده های الهی همگی مهم هستند، و این اهمیت روح تعهد پذیری را هم همراه خودش می آورد.
 
بیگلریان: با صحبت های شما می توان چنین نتیجه گرفت که تعهد یک مسئلهٔ درونی است. یعنی طبق آن ارزش هایی که برای ما معنا پیدا می کند یک سری تعهدات هم در راستای آن ارزش ها پدیدار می گردد. به طور مثال هر کسی می داند دروغ گفتن کاری است زشت و هیچ کسی آن را قبول نمی کند. حالا اگر کسی دروغی گفت ، آن فرد از ارزشها و تعهدات خودش به دور مانده است.
 نیک فرجاد: من می خواهم به این نکته اشاره کنم که تئاتر در کل درونیات و خصوصیات انسان را نشان می دهد. تمامی نمایش های دنیا ، حول محور انسان و درونیاتش می چرخد. این معنای یک اجتماع بسیار بزرگ را می دهد. درونیات انسان هم همیشه دارای کنش های پاک و ناپاک بوده است. مثل خودخواهی، انتقام جویی، صداقت، خوبی ها و ... که همهٔ این ها به باطن انسان برمی گردد. زمانی که این درونیات در مقابل یکدیگر قرار می گیرند، قصه ساز می شوند.
 
بیگلریان: کار دیگرهنرمند ، یعنی انتقال ارزش ها به نسلی دیگر در چه طبقه ای از اجتماع قرار می گیرد؟
 
نیک فرجاد: من شخصا معتقدم، هنرمند یک الگوست. این شاخص ها می تواند در راستای تعهدات اجتماعی و اخلاقی به نسلی دیگر انتقال پیدا کند.ضمن اینکه باید به درستی توانسته باشیم،اخلاق و هنر متعهد را تعریف کنیم.
 
بیگلریان: انجام این کار خود یک امر دینی و متعهدانه است.
 
نیک فرجاد: باطن انسان در وهلهٔ اول یک باطن الهی است و باطنی که به سمت بالا حرکت می کند نه به سمت پائین.  
 
بیگلریان: شما جایگاه تئاتر اجتماعی را در شهرو کشورمان چگونه می بینید؟ به نظر شما در همدان تئاتریک اجتماعی روی صحنه آمده است که بتواند باشد در زندگی اجتماعی مخاطب تاثیر گذاشته باشد؟
 
یک فرجاد: شما خودت بهتر می دانی. تئاتر باید تأثیر گذار باشد و رسالتی جز این ندارد. ولی در شهر ما این اتفاق کم رنگ تر است. مثلا هنرمند نمی داند در کجا می خواهد اجرا کند و با چه ابزاری آن مفهوم خودش را انتقال دهد. پس شدت تاثیر گذاری هم کمرنگ تر می شود. با این ایده هایی که هنرمندان در انتقال مفهوم خود به مخاطب دارند، می بایستی هر قدر که می توانیم ساده ترو ملموس تر در راستای هدف متن پیش برویم. نه اینکه مخاطب را فراموش کنیم و با یکسری طرح ها و المان های شخصی انتظار دریافت ارتباط از مخاطب را هم  داشته باشیم.
 
بیگلریان: من با این صحبت شما هم عقیده هستم. در این چند سال اخیر، سعی و کوشش هنرمند تئاتر بر خاص بودن تئاتر باعث شده که فاصلهٔ زیادی با مخاطب خود داشته باشد و نتواند آن ارتباط لازم را برقرار کند.
 
نیک فرجاد: بایستی سعی شود، با تدبیرو خلاقیتی که هنرمند از خود نشان می دهد، به سمت ارتباط مستقیم با مخاطب برویم. خلاصه اینکه اگر هنر وجود نداشته باشد، جامعه منبع تغذیه فرهنگی ، روحی و روانی خود را از دست می دهد.
 
بیگلریان: و حرف آخر ...!
 
نیک فرجاد. اینکه وظیفهٔ تک تک ما هنرمندان است که اندیشه هایمان را در راستای هنر متعهد و ارزشی به مخاطب انتقال دهیم.
 
بیگلریان: با تشکر از شما و وقتی که به حوزه هنری استان همدان دادید.
 
نیک فرجاد: خواهش می کنم.
 
 
 
 
 
 
 

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال