Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  13:15 عصر ۱۳۹۰/۶/۱۲
تعداد بازدید  :  705
Print
   
بی‌سر

غزل
بی‌سر
محسن کریمی
 
و خدا خواست در این قصه تو بی‌سر باشی
سال‌ها بگذرد و قند مکرر باشی
راوی قصه چنین گفت که حالا باید
بر سر نیزه روی از همگان سر باشی
تا شود قصه‌ی تو ورد زمین باید که
تن به پرواز سپاری و کبوتر باشی
داستان عشقی و خونین‌تر آن گیراتر
بهتر آن است ته قصه تو پرپر باشی
یا نه خورشید شوی ماه بیاید یاریت
چه قشنگ است که با ماه بردار باشی
استعاره است کبوترشدن و خورشیدت
به یقین از همه آفاق جهان سر باشی
 
 

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال