Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  12:05 عصر ۱۳۹۱/۶/۲۱
تعداد بازدید  :  388
Print
   
امانت

مریم زرنشان (گوهر)
 چو دیدم قرص مه برچشمه رقصان
به یاد روی زیبایت فتادم
ز آه سرد خود صد چین بر آب
به رخسار قشنگت بوسه دادم
 
به خود گفتم شب است و قرص ماه است
چرا بی یاد تو تنها نشینم
شدم خیره به مهتاب فسونگر
که در رویش رخ ماهت ببینم
 
شمیم یاد تو در دشت پیچید
شنیدم نام تو از هر کرانه
به ذکر حق همه مشغول و می خواند
شبا هنگی به تسبیحت ترانه
 
نسیم آمد ز ره با بیقراری
ترا در رنگ و بوی گل همی جست
شتابان آمد و رفت و گذر کرد
به گوش دل شنیدم این چنین گفت:
 
اگر خواهی نشان از او بیابی
به خود بنگر که هستی مشتی از گل
که هر جنبنده خواند نام او را
ترا از این تغافل گو چه حاصل؟
 
رها از بند شو تا پر بگیری
به افلاک بلند از خاک برخیز
چو عنقا پر بگیر ای مرغ وحشی
بشو جزیی ز انفاس سحرخیز
 
چو جسمت از گل تیره بیاراست
تو را روح لطیف از جنس خود داد
دلت شد خانه آن جان جانان
درون خاک تیره عشق بنهاد
 
امانت خوش نگه دار ای دل من
 که باید پس دهی روزی به جانان
همان روزی که قرعه بر تو افتد
تو مانی "گوهرا"و خط پایان
 
هرگونه نقل و استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع مجاز می‌باشد.

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال