Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  21:01 عصر ۱۳۹۱/۳/۱۷
تعداد بازدید  :  577
Print
   
شعر

مصطفی قربانی
مصطفی قربانی
 
چون عمر حباب لحظه ای آمد و رفت
همرنگ سراب لحظه ای آمد و رفت
آمد که ستاره ام شود اما حیف
چون برق شهاب لحظه ای آمد و رفت
***
در خصلت و خوی اش به جفا عادت داشت
در دیدن دل به زیر پا عادت داشت
یک روز شکستم که نگاهم بکند
افسوس که او به این صدا عادت داشت
***
افسوس ندیدند و شکستیم اینجا
هر روز به سوگ هم نشستیم اینجا
این مساله تازگی ندارد ای دل
عمریست که ما غریبه هستیم اینجا
***
او بود و من و عشق و مجالی که گذشت
چشمان به هم خیره و حالی که گذشت
بی تابی و اشک و بغض و یک دنیا حرف
دیشب همه بود در خیالی که گذشت
***
از دل مرو این هوس مرا خواهد کشت
بی تو تن چون قفس مرا خواهد کشت
یک عمر تو بودی و نفس می آمد
امشب بروی نفس مرا خواهد کشت
***
اینجا به بهانه ای کشتن رسم است
بال و پر هر پرنده بستن رسم است
عاشق به کسی نشو دل ساده من
اینجا دل ساده را شکستن رسم است
 
هرگونه نقل و استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع مجاز می‌باشد.
 

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال